شمارهٔ ۱۱۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی شاعر برای محبوبش است. او میگوید که در غیبت محبوب، دینش دچار تزلزل شده و از او میخواهد که دوباره ایمانش را تجدید کند. شاعر به شدت به محبوبش وابسته است و میترسد که قبل از رسیدن به وصال او، جانش را از دست بدهد. او جهان فانی را فدای آل پیغمبر میکند و به نور ایشان اشاره دارد. همچنین اشاره دارد که با یاد محبوب، از خستگی و پیری خود رهایی مییابد و دوباره جوان میشود.
اماما در فراقت شد هزاران رخنه در دینمبیا یک بار دیگر کن ز نو اسلام تلقینم
هوش مصنوعی: ای امام، در غیبت تو هزاران مشکل و تردید در دینم به وجود آمده است. بیا و یک بار دیگر به من یادآوری کن که چگونه اسلام را به درستی درک کنم.
به آن مستظهرم جانا که دل مأوای تو گرددمرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
هوش مصنوعی: من به تو دلبستم و امیدوارم که روزی دل من خانهات شود. کاش هرگز آن روز نیاید که بدون یاد تو بیکار بنشینم.
شب رحلت هم از بستر روم تا قصر حورالعیناگر در صبح جان دادن تو باشی شمع بالینم
هوش مصنوعی: در شب رحلت، اگر از بستر روم تا قصر حورالعین فاصله باشد، اگر صبح روز بعد جان تو را بگیرند، من همچنان کنار تو و مانند شمع روشن در کنارت خواهم بود.
از آن ترسم من بیدل که پیش از روز وصل توبه تلخی ناگهان از تن برآید جان شیرینم
هوش مصنوعی: من نگرانم که قبل از آن که به وصالت برسم، ناگهان جان شیرینم به تلخی از بدنم خارج شود و دلم بیخبر بماند.
جهانِ فانی و باقی فدای آل پیغمبرطفیل نور ایشان است هر چیزی که میبینم
هوش مصنوعی: دنیا و آخرت فدای خاندان پیامبر است، زیرا هر چیزی که میبینم تحت تأثیر نور و وجود ایشان است.
حدیث آرزومندی که ثبتش کرد فیض اینجابود ارواح اشعاری که حافظ داد تلقینم
هوش مصنوعی: در اینجا صحبت از آرزوی عمیق و احساساتی است که در کلام فیض به تصویر کشیده شده است. همچنین به روح اشعار حافظ اشاره میشود که در دل آدمی تأثیر میگذارد و او را به تفکر و تأمل در زندگی و آرزوهایش وا میدارد. این اشعار گویی در دل افراد زندهاند و هر فردی را به سوی عمیقتر شدن در احساساتش هدایت میکنند.
هرچند پیر و خستهدل و ناتوان شدمهرگه که یاد روی تو کردم جوان شدم
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که سنم بالا رفته و از نظر روحی و جسمی خسته و ضعیف شدهام، اما هر بار که به یاد چهرهات میافتم، دوباره جوان و سرزنده میشوم.