شمارهٔ ۱۲۴
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به yearning و اشتیاق خود برای وصال معشوق اشاره میکند و از خواستهاش برای رسیدن به او میگوید. او میخواهد از همه چیزهایی که او را از وصل معشوق بازمیدارد، عبور کند و حتی از دنیا و مادیات دل بکند. همچنین از خداوند درخواست میکند که هدایتی به او برساند تا بتواند به معشوق برسد. در نهایت، شاعر به قیامت و ظهور حق و حقیقت اشاره میکند و ابراز آمادگی میکند که در آن لحظهها از دنیای مادی جدا شود.
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزمخاک کوی تو شوم از دو جهان برخیزم
هوش مصنوعی: خبر ملاقات تو کجا است که من از عمق جانم برمیخیزم و به خاک کوی تو میرسم و از هر دو جهان جدا میشوم.
به ولای تو که گر بنده خویشم خوانیاز سر خواجگی کون و مکان برخیزم
هوش مصنوعی: من به حضرتت، که اگر مرا بنده خود بخوانی، از هر کجا و هر مکان برمیخیزم و در خدمتت هستم.
یارب از ابر هدایت برسان بارانیپیشتر زانکه چو گردی ز میان برخیزم
هوش مصنوعی: خداوندا، لطفا رحمت و هدایت خود را بر من نازل کن و پیش از آنکه از میان بروم، بارانی از آگاهی و دانایی به من عطا کن.
بگذرم گر ز جهان بر سر خاکم آرش... ان برخیزم
هوش مصنوعی: اگرچه از این دنیا بگذرم و بر خاکم افتاده باشم، باز هم به پا میایستم.
فاش کن سرّ قیامت ز قیام قائمقامتش را بنما کز سر و جان برخیزم
هوش مصنوعی: آشکار کن راز قیامت را و قیام قائم را نشان بده، زیرا به خاطر او از جان و دل برخواهم خاست.
قامت قائم حق را چو ببینم قائمهمچو فیض از سر اسباب جهان برخیزم
هوش مصنوعی: وقتی قامت راست و سچ گفته حق را ببینم، مانند فیضی که از طریق وسایل جهان به وجود میآید، از جا برمیخیزم.