شمارهٔ ۱۴۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف زیباییها و نعمتهای بهشت و ارتباط آن با معشوق خویش میپردازد. به ویژه، او از دانش و حکمت الهی میگوید و ویژگیهای روحانی او را توصیف میکند. شاعر مدتهاست در فراق امام خود میسوزد و انتظار دیدار او را میکشد. او به این اندیشه میرسد که زندگی خود را با عشق به امام سپری کرده و امیدوار است که روزی دیداری با او داشته باشد. در نهایت، شاعر از درد فراق و آرزوی بازگشت به وصال محبوب سخن میگوید.
ای قصه بهشت ز کویت حکایتیشرح نعیم خلد ز وصلت روایتی
هوش مصنوعی: ای داستان بهشت! از خیابان تو داستانها دارم و از نعمتهای بهشت به خاطر وصالت روایتهایی دارم.
علم خضر ز بحر علومت نشانهایآب حیات معرفتت را کنایتی
هوش مصنوعی: علم خضر از دریاهای دانش، نمادی از دانش جاودانه است؛ بنابراین، سرزندگی و خوشبختی واقعی تو در درک عمیق این معرفت نهفته است.
انفاس عیسی از نفست بود شمهایتعمیر عمر نوح تو را بود آیتی
هوش مصنوعی: نفسی که از عیسی به مشام میرسد، نمونهای از زندگی دوباره است و طول عمر نوح، نشانگر قدرت و عظمت توست.
کی عطر سای مجلس روحانیان شدیگل را اگر نه بوی تو کردی رعایتی
هوش مصنوعی: کی میشود که عطر گل در مجلس نمایندگان روحانیت حس شود، اگر غیر از این باشد، بوی تو را نادیده گرفتهام.
هر پاره از دل من و از غصه قصهایهر سطری از خصال تو وز رحمت آیتی
هوش مصنوعی: هر بخش از قلب من داستانی از غم دارد و هر ویژگی تو نشانهای از رحمت است.
تا چند ای امام بسوزیم در فراقآخر زمان هجر شما را نهایتی
هوش مصنوعی: تا کی باید در غم دوری و غیبت شما بسوزیم؟ آیا روزی میرسد که این جدایی پایان یابد؟
در آرزوی خاک درش سوختیم مایادآور ای صبا که نکردی حمایتی
هوش مصنوعی: ما در آرزوی خاک در آن در سوختیم و ای صبا، به یاد داشته باش که تو هیچ حمایتی نکردی.
ای فیض عمر رفت و ندیدی امام راصد مایه داشتی و نکردی کفایتی
هوش مصنوعی: ای بخشش، عمر تو هدر رفت و نتواستی امام را ببینی؛ با اینکه امکانات زیادی داشتی، اما نتوانستی به اندازه کافی عمل کنی.