شمارهٔ ۱۴۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوع فراق و جدایی از محبوب میپردازد و احساس درد و رنج ناشی از این جدایی را توصیف میکند. او به شخصی خطاب میکند که به جای تحمل سختیها و جدایی، به شکواییه و ناله میپردازد و از او میخواهد که بداند این محرومیتها ناشی از تقصیر خود اوست. شاعر به او میگوید که باید خود را شایسته خدمت کند و سپس از لطف و عطای محبوب درخواست کند. در نهایت، برای رسیدن به لطف الهی باید در دل خود امیدی داشته باشد و به جستجوی مسیر درست برود.
ای که حرمانی ما را تو روا میداریمخلصان را ز بر خویش جدا میداری
هوش مصنوعی: ای کسی که ما را در وضعیت حرمان و بیخبری رها میکنی، مخلصان را از خود دور میکنی و به آنها رحم نمیکنی.
آن جفاها که فراق تو به ما کرد و کندما تحمل نکنیم ار تو روا میداری
هوش مصنوعی: آن بیمهریهایی که جدایی تو به ما روا داشت، حالا ما نمیتوانیم تحمل کنیم اگر تو همچنان اجازه دهی.
من در این شکوه که آمد خبری از بر اوکای فلانی گله از حضرت ما میداری؟!
هوش مصنوعی: من در این فکر هستم که چرا تو از ما گله داری و از کسی خبر نمیگویی؟!
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروماز چه مینالی و فریاد چرا میداری
هوش مصنوعی: تو به خاطر اشتباهات خودت به این حالت دچار شدهای، پس چرا ناله و فریاد میکنی؟
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تستعرض خود میبری و زحمت ما میداری
هوش مصنوعی: ای مگس، اینجا جای تو نیست. تو فقط مزاحم میشوی و زحمت ما را بیشتر میکنی.
خویش را قابل خدمت کن و آنگه بطلبمستحق ناشده امید عطا میداری
هوش مصنوعی: خودت را شایستهی خدمت قرار ده و سپس از دیگران چیزی بخواه که هنوز مستحق آن نشدهای.
فیض بگذر به بیابان هوس تا برسیبه امیدی که در این ره به خدا میداری
هوش مصنوعی: برایت دعا میکنم که از دنیای خواستهها و آرزوها بگذری تا به امیدی که در این مسیر به خداوند متصل میسازد، برسی.