بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر
بدان که تنها راهِ رهایی از غمهای بیپایان
و رسیدن به رستگاریِ جاوید، پناه بردن به دانش و دین است؛ پس باید دل را با آبِ
معرفت شستشو دهی و گوش به فرمانِ پیامبرِ خدا سپاری. آن فرستادهی امین، یاران و
جانشینانِ خود را گرامی داشت و از ابوبکر و عمر و عثمان که هر یک در استواری دین
کوشیدند، به نیکی یاد کرد. اما چون سخن به جایگاهِ معنویِ علی (ع) رسید، رسولِ خدا
با کلامی روشن و قاطع، نسبتِ خود و او را مشخص کرد و فرمود که من همچون شهرِ دانشم
و علی دروازهی ورود به این شهر است. من گواهی میدهم که این سخنان، وحیِ الهی
است. حکیمان، این جهان را به دریایی طوفانی تشبیه کردهاند که هفتاد کشتی در آن
سرگرداناند، اما در میانِ آنها تنها یک کشتیِ باشکوه و آراسته همچون عروس دیده میشود
که پیامبر و علی و اهلبیتش در آن نشستهاند. خردمند میداند که این دریا موجهای
سهمگین دارد و خطرِ غرق شدن در میان است، پس با خود میگوید اگر قرار است غرق شوم،
بهتر آن است که در کشتیِ بهترینِ یارانِ خدا باشم که در هر دو جهان دستگیرِ من
خواهند بود. اگر این سخنِ من تو را خوش نمیآید، بدان که راه و آیینِ من همین است؛
من بر مهرِ علی زاده شدهام و با مهرِ او خواهم مُرد. اما
اگر دلِ تو با این خاندان صاف نیست، ایراد از ذاتِ توست؛ زیرا کینه داشتن نسبت به
علی (ع) نشانهی انحراف در اصل و نسب است و تنها کسی با او دشمنی میورزد که در
نطفهاش ناپاکی باشد و پدری برای خود نشناسد؛ و جایگاهِ چنین کسی جز آتشِ دوزخ
نخواهد بود.
تو را دانش و دین رهاند درستدرِ رستگاری ببایدت جست
دانش و دین تو را به راه درست هدایت میکنند و باید در پی رستگاری باشی.
وگر دل نخواهی که باشد نژندنخواهی که دائم بُوی مستمند
اگر نمیخواهی دلت اندوهگین و مستمند باشد، باید به راه درست قدم بگذاری.
به گفتارِ پیغمبرت راه جویدل از تیرگیها بدین آب شوی
راه هدایت را از سخنان پیامبر بیاب و دلت را از تیرگیها با این آب (دین و دانش) پاک کن.
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحیخداوند امر و خداوند نهی
آنکه صاحب وحی و کتاب خدا (قرآن) است، که امر و نهی خدا را به مردم رسانده، پیامبر اسلام است.
که خورشید بعد از رسولانِ مِهنتابید بر کس ز بوبکر بِه
فردوسی میگوید بعد از پیامبران، کسی بهتر و برتر از ابوبکر درخشش نداشته است.
عمر کرد اسلام را آشِکاربیاراست گیتی چو باغِ بهار
عمر اسلام را آشکار کرد و جهان را همچون باغی در بهار آراست.
پس از هر دو آن بود عثمان گزینخداوند شرم و خداوند دین
بعد از ابوبکر و عمر، عثمان که صاحب شرم و دین بود، به عنوان خلیفه انتخاب شد.
چهارم علی بود جفت بتولکه او را به خوبی ستاید رسول
چهارمین خلیفه علی (علیهالسلام) است که همسر فاطمه (بتول) بود و پیامبر (ص) او را بسیار ستود.
که من شهر علمم علیم در استدرستْ این سخنْ قولِ پیغمبر است
پیامبر گفت من شهر علم هستم و علی درِ آن است؛ این سخن پیامبر درست است.
گواهی دهم کاین سخنها از اوستتو گویی دو گوشم پُرِ آوازِ اوست
گواهی میدهم که این سخنها از آن پیامبر است، چنان که گویی آن را با گوش خودم شنیده باشم.
علی را چنین گفت و دیگر همینکز ایشان قوی شد به هر گونه دین
پیامبر این سخنان را درباره علی گفت و این امر باعث شد که دین در همه جوانب قویتر شود.
نبیّْ آفتاب و صحابان چو ماهبه همبستهٔ یکدگر راست راه
پیامبر مانند آفتاب است و صحابه همچون ماه، و همه با هم در راهی مستقیم و درست هستند.
منم بندهٔ اهل بیت نبیستایندهٔ خاک پای وصی
فردوسی خود را بنده اهل بیت پیامبر و ستاینده خاک پای علی (وصی پیامبر) معرفی میکند.
حکیمْ این جهان را چو دریا نهادبرانگیخته موج از او تندباد
خداوند این جهان را همچون دریایی قرار داد که امواج آن از طوفانهای تند بهپا میخیزند.
چو هفتاد کشتی بر او ساختههمه بادبانها بر افراخته
دریایی که هفتاد کشتی همه با بادبانهای افراشته بر روی آن در حرکت هستند.(اشاره به حدیث افتراق )
یکی پهنْ کشتی به سانِ عروسبیاراسته همچو چشم خروس
در میان آنها یک کشتی پهن و زیبا همانند عروس، بهزیبایی آراسته شده است.
محمّد بدو اندرون با علیهمان اهل بیتِ نبیّ و ولی
پیامبر (محمد) و علی، و همچنین اهل بیت در این کشتی هستند.
خردمند کز دور دریا بدیدکرانه نه پیدا و بن ناپدید
خردمند وقتی این دریا را از دور میبیند، متوجه میشود که کرانه و ته آن پیدا نیست.
بدانست کو موج خواهد زدنکس از غرق بیرون نخواهد شدن
او میفهمد که دریا موج خواهد زد و کسی از غرق شدن نجات نخواهد یافت.
به دل گفت اگر با نبی و وصیشوم غرقه دارم دو یار وفی
در دل میگوید اگر با پیامبر و وصی (علی) غرق شوم، دو یار وفادار دارم.
همانا که باشد مرا دستگیرخداوند تاج و لوا و سریر
خداوند تاج، پرچم و تخت، به یقین مرا یاری خواهد کرد.
خداوندِ جویِ می و انگبینهمان چشمهٔ شیر و ماءِ معین
خداوند جوی شراب و عسل بهشتی
اگر چشم داری به دیگر سرایبه نزد نبی و علی گیر جای
اگر به زندگی پس از مرگ اعتقاد داری، جایگاهت را نزد پیامبر و علی بجوی.
گرت زین بد آید گناهِ من استچنین است و اینْ دین و راهِ من است
اگر این سخن به نظرت بد میآید، این گناه من است، اما این دین و راه من است.
بر این زادم و هم بر این بُگْذرمچنان دان که خاکِ پیِ حیدرم
من بر این عقیده به دنیا آمدهام و بر همین عقیده از دنیا خواهم رفت؛ بدان که من خاک پای علی (حیدر) هستم.
دلت گر به راه خطا مایل استتو را دشمن اندر جهانْ خودْ دل است
اگر دلت به راه خطا گرایش دارد، بدان که دشمن تو در جهان، خود دلت است.
نباشد جز از بیپدر دشمنشکه یزدان به آتش بسوزد تنش
دشمن علی کسی نیست جز آنکه بیپدر (بیاصل و نسب) است، و خداوند او را به آتش دوزخ خواهد سوزاند.
هر آنکس که در جانش بغض علیستاز او زارتر در جهان زار کیست؟
هرکس در دلش دشمنی با علی داشته باشد، هیچکس از او بدبختتر در جهان نیست.
نگر تا نداری به بازی جهاننه برگردی از نیک پی همرهان
مراقب باش که دنیا را به بازی نگیری و از همراهی با نیکمردان روی نگردانی.
همه نیکیات باید آغاز کردچو با نیکنامان بُوی همنورد
باید همیشه نیکی را آغاز کنی، چرا که با نیکنامان هممسیر هستی.
از این در سخن چند رانم همیهمانا کَرانش ندانم همی
چقدر میتوانم در این باره سخن بگویم؟ به نظر میرسد که پایانی برای آن نمییابم.