بخش ۱
هوش مصنوعی: این متن شعرگونه، دعوت به داستانگویی و تفکر عمیق دارد. در ابتدا، سخنگو را به خلق داستانی زیبا فرا میخواند و میگوید که اگر سخن با خرد و اندیشه همراه باشد، روح را نیز تسکین میبخشد. نویسنده بر اهمیت اندیشه و تفکر تأکید میکند و هشدار میدهد که کسی که اندیشه نامناسبی دارد، خود را به نادانی میافکند.
سپس به این نکته اشاره میشود که فرد باید در برابر خردمندان خود را رسوا نکند و به خودشناسی برسد. او به تجربیات و داستانهای قدیمی اشاره کرده و تأکید میکند که زندگی باید با شادابی سپری شود و از میوههای زندگی بهرهمند شویم.
نویسنده همچنین به ابدی بودن علم و دانش اشاره کرده و میگوید که باید خردمند بود و در جستجوی حقیقت. او به خواننده توصیه میکند که به سخنانی که میگوید دقت کند و عواقب آن را در نظر بگیرد. به طور کلی، اشعار بر اهمیت اندیشه، دانایی و نیکی در زندگی تأکید دارد.
کنون ای سخنگوی بیدارمغزیکی داستانی بیارای نغز
حالا ای سخنگوی هوشمند، قصهای زیبا و جذاب روایت کن. (شاعر خودش را خطاب قرار داده است.)
سخن چون برابر شود با خردروان سراینده رامش برد
وقتی کلام با عقل و خرد هماهنگ شود، روح سراینده در آرامش و راحتی قرار میگیرد و پس از مرگش بر او رحمت میفرستند.
کسی را که اندیشه ناخوش بودبدان ناخوشی رای او گُش بود
اگر کسی اندیشهای ناخوشایند داشته باشد از آن ناخوشی تدبیر او سودایی یا صفراوی می شود
همی خویشتن را چلیپا کندبه پیش خردمند رسوا کند
مانند این می شود که خود را به دار کشد و پیش خردمندان رسوا کتد
ولیکن نبیند کس آهوی خویشترا روشن آید همه خوی خویش
اما هیچکس نمیتواند عیب خود را ببیند و به نظر تو (توی نوعی) اخلاقت خوش و روشن میآید.
اگر داد باید که ماند بجایبیارای ازین پس بدانا نمای
اگر قرار باشد که دادگری برجای بماند بیا و از این پس اندیشه خود را به شخص دانا آشکار کن
چو دانا پسندد پسندیده گشتبه جوی تو در، آب چون دیده گشت
اگر دانا رای تو را پسندید بر همه پسندیده می شود و مانند این می شود که آب در جوی تو همچون اشک چشم می شود (کنایه از با ارزش شدن چیزی )
ز گفتار دهقان کنون داستانتو برخوان و برگوی با راستان
این داستان را که از گفته های دهقان شنیده ای بخوان و با راستان بگوی
کهنگشته این داستانها ز منهمی نو شود بر سر انجمن
این داستان های کهنه شده به وسیله من باز در انجمن ها نو می شود
اگر زندگانی بود دیریازبرین دین خرم بمانم دراز
هوش مصنوعی: اگر زندگی به درازا کشد، من بخواهم تا همیشه در این خوشی بمانم.
یکی میوهداری بماند ز منکه بارد همی بار او بر چمن
هوش مصنوعی: یک میوهدار از من یادگار بماند که به خاطر او در باغ به خود میبالد.
ازان پس که بنمود پنچاه و هشتبسر بر فراوان شگفتی گذشت
هوش مصنوعی: پس از آنکه پنجاه و هشت سال به پایان رسید، شگفتیهای زیادی رخ داد.
همی آز کمتر نگردد بسالهمی روز جوید بتقویم و فال
هوش مصنوعی: به مرور زمان، به دست آوردن روزهای خوب و خوشبختی بیشتر، هرگز کمتر نمیشود؛ بلکه همواره به دنبال نشانهها و فالهای خوب هستیم.
چه گفتهست آن موبد پیشروکه هرگز نگردد کهنگشته نو
هوش مصنوعی: چه کسی گفته است که آن پیرمرد (موبد) همیشه جوان و تازه باقی میماند و هرگز قدیمی نمیشود؟
تو چندان که گویی سخنگوی باشخردمند باش و جهانجوی باش
هوش مصنوعی: به اندازهای که صحبت میکنی، سعی کن انسانی با خرد و آگاه باشی که در جستوجوی جهان و تجربیات جدید است.
چو رفتی سر و کار با ایزدستاگر نیک باشدت جای ار بَدَست
هوش مصنوعی: وقتی که با خداوند سر و کار داشته باشی، اگر کارهایت خوب باشد، جایگاهت نیز خوب خواهد بود و اگر بد باشد، سرنوشتی ناگوار خواهی داشت.
نگر تا چه کاری، همان بدرویسخن هرچه گویی، همان بشنوی
هوش مصنوعی: مراقب حرفهایت باش، زیرا هر چه بگویی، همان را خواهی شنید.
درشتی ز کس نشنود نرمگویبه جز نیکوی در زمانه مجوی
هوش مصنوعی: اگر کسی را ندیدی که با محبت و نرمی صحبت کند، جز خوب بودن، هیچ چیز دیگری در این دنیا از او نخواهی یافت.
به گفتار دهقان کنون بازگردنگر تا چه گوید سراینده مرد
هوش مصنوعی: به سخنان کشاورز دوباره توجه کن و ببین که آن مرد چه چیزی را بیان میکند.