بخش ۷
هوش مصنوعی: در این متن، شخصیتی به نام اسفندیار به طور خاص با گرگسار (شخصیتی دیگر) صحبت میکند. اسفندیار از او خواسته میشود به محلهایی برود که در آن جاها دیگر موجوداتی مانند سیمرغ یا شیر وجود ندارد و خطرات زیادی در کمین است. گرگسار با پیشبینیهایش به اسفندیار هشدار میدهد که نباید در چنین شرایطی وارد نبرد شود، چرا که ممکن است عواقب بدی در پی داشته باشد. او به اسفندیار میگوید که کوشش برای پیروزی در یک نبرد در چنین شرایطی، ناامیدکننده و خطرناک است.
در ادامه، ایرانیان علیرغم شرایط سخت، سعی میکنند روحیه خود را حفظ کنند و به یزدان دعا میکنند تا از بلاها نجات یابند. در نهایت پس از مدتها در سختی، وضعیت بهبود مییابد و امیدها دوباره زنده میشود. کشمکشها و مشکلات بزرگ، نشاندهنده قدرت و عزم شخصیتها در مواجهه با چالشهاست.
از آن پس بفرمود تا گرگساربیامد بر نامور شهریار
هوش مصنوعی: پس از آن، دستور داد تا گرگسار به نزد فرمانروای نامی بیاید.
بدادش سه جام دمادم نبیدمی سرخ و جام از گل شنبلید
هوش مصنوعی: او به او سه جام شراب سرخ داد، که به صورت پیاپی مینوشید و جامش از گل شنبلید پر شده بود.
بدو گفت کای بد تن بدنهاننگه کن بدین کردگار جهان
هوش مصنوعی: او به او گفت: ای کسی که به خاطر بدیهای خود پنهان شدهای، به این خداوند جهان توجه کن.
نه سیمرغ پیدا نه شیر و نه گرگنه آن تیز چنگ اژدهای بزرگ
هوش مصنوعی: نه نشانی از سیمرغ هست، نه از شیر و نه از گرگ، و نه آن اژدهای بزرگ با دندانهای تیز.
به منزل که انگیزد این بار شوربود آب و جای گیای ستور
هوش مصنوعی: به خانه که میرسید، شور و شوقی ایجاد میشود و در آنجا هم آب هست و هم جای مناسبی برای استراحت.
به آواز گفت آن زمان گرگسارکه ای نامور فرخ اسفندیار
هوش مصنوعی: در آن زمان، گرگسار با صدایی بلند گفت: ای فرخ و نامدار اسفندیار.
اگر باز گردی نباشد شگفتز بخت تو اندازه باید گرفت
هوش مصنوعی: اگر دوباره به زندگی برگردی، جای تعجب ندارد و باید ببینی که چقدر شانس تو تعیین کننده است.
ترا یار بود ایزد ای نیکبختبه بار آمد آن خسروانی درخت
هوش مصنوعی: تو را یاری است از سوی خداوند، ای خوشبخت. درختان خسروانی به ثمر آمدهاند.
یکی کار پیش است فردا که مردنیندیشد از روزگار نبرد
هوش مصنوعی: فردا کار مهمی در پیش است که مرد باید برای آن آماده باشد و از چالشهای روزگار غافل نشود.
نه گرز و کمان یادت آید نه تیغنه بیند ره جنگ و راه گریغ
هوش مصنوعی: نه یاد تو از گرز و کمان میآید، نه یاد تیغ و نه میدانی چطور باید به جنگ رفت یا چگونه باید فرار کرد.
به بالای یک نیزه برف آیدتبدو روز شادی شگرف آیدت
هوش مصنوعی: اگر بر روی نیزهای بایستی، برف بر تو مینشیند و دو روز شادمانی بزرگ برایت رقم میخورد.
بمانی تو با لشکر نامداربه برف اندر ای فرخ اسفندیار
هوش مصنوعی: اگر تو با سپاه معروف بمانی، به برف در آنجا، ای اسفندیار خوشبخت.
اگر بازگردی نباشد شگفتز گفتار من کین نباید گرفت
هوش مصنوعی: اگر دوباره به من برگردی، نباید از حرفهای من تعجب کنی، زیرا این صحبتها را نباید جدی بگیری.
همی ویژه در خون لشکر شویبه تندی و بدرایی و بدخوی
هوش مصنوعی: تو با شتاب و خشونت به میان خون و کشتار سربازان میروی و رفتار بدی از خود نشان میدهی.
مرا این درستست کز باد سختبریزد بر آن مرز بار درخت
هوش مصنوعی: من درست میدانم که باد شدید میتواند بار درختان را روی مرزها بریزد.
از آن پس که اندر بیابان رسییکی منزل آید به فرسنگ سی
هوش مصنوعی: پس از آنکه به بیابان رسیدی، یک مکان برای استراحت به فاصله سی فرسنگ جلوتر خواهد بود.
همه ریگ تفته است گر خاک و شخبر او نگذرد مرغ و مور و ملخ
هوش مصنوعی: همهٔ سنگها داغ و سوزان هستند و اگر خاک و چیزهای دیگری بر آنها نریزند، پرندگان و حشرات نمیتوانند به آنها نزدیک شوند.
نبینی به جایی یکی قطره آبزمینش همی جوشد از آفتاب
هوش مصنوعی: اگر به جایی نگاه کنی، حتی یک قطره آب هم به خاطر گرمای آفتاب از زمین به جست و خیز درنمیآید.
نه بر خاک او شیر یابد گذرنه اندر هوا کرگس تیزپر
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره شده که نه حیوانی چون شیر میتواند بر روی خاک او قدم بزند و نه پرندهای مانند کرگس میتواند در آسمان او پرواز کند. به عبارت دیگر، کسی یا چیزی قادر به نزدیک شدن به او نیست و در نتیجه به نوعی به بینظیری یا غیرقابل دسترسی بودن او اشاره دارد.
نه بر شخ و ریگش بروید گیازمینش روان ریگ چون توتیا
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که گیاهان بر روی خاک و شن رشد نمیکنند. زمینش همچون دانههای ریز و نرم است و به هیچ چیز ثابتی تعلق ندارد. مانند چیزی که نمیتوان بر روی آن ایستادگی کرد.
برانی بر این گونه فرسنگ چلنه با اسپ تاو و نه با مرد دل
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که فاصلهای که بین ماست، نه با سوار شدن بر اسب و نه با شجاعت مردانگی قابل پیمودن نیست. در واقع، به شدت و عمق فاصله و جدایی اشاره دارد که برای غلبه بر آن، تنها قدرت جسمی یا شجاعت کافی نیست.
وز آنجا به روییندژ آید سپاهببینی یکی مایهور جایگاه
از آنجا سپاه به رویین دژ می رسد و در آنجا جایگاه پرمایه ای را می بینی .
زمینش به کام نیاز اندر استوگر باره با مه به راز اندر است
هوش مصنوعی: زمین به چیزی نیاز دارد و اگر بخواهد با ماه در ارتباط باشد، در دل خود رازهایی نهفته دارد.
بشد بامش از ابر بارندهترکه بد نامش از ابر برندهتر
هوش مصنوعی: نام او از ابرهای بارانزا بیشتر در یادها ماندگار است و به خاطر نامش بیشتر از ابرهای خشک و بیباران شناخته میشود.
ز بیرون نیابد خورش چارپایز لشکر نماند سواری به جای
هوش مصنوعی: خورشید از بیرون به چهره حیوانات نمیتابد، و اگر لشکری نباشد، سواری هم در کار نخواهد بود.
از ایران و توران اگر صدهزاربیایند گردان خنجرگزار
هوش مصنوعی: اگر از ایران و توران صد هزار نفر با شمشیرها و خنجرها بیایند، ما همچنان آمادهایم و از پای نخواهیم نشست.
نشینند صد سال گرد اندرشهمی تیرباران کنند از برش
هوش مصنوعی: سالها بر دور او نشستهاند و از روی او مثل تیراندازی بیوقفه، به او تیر میزنند.
فراوان همانست و کمتر همانچو حلقهست بر در بد بدگمان
هوش مصنوعی: اگر زیاد چیزی در دسترس باشد، ارزش آن کمتر میشود، مانند حلقهای که بر در است و کسی به آن اطمینان ندارد.
چو ایرانیان این بد از گرگسارشنیدند و گشتند با درد یار
هوش مصنوعی: وقتی ایرانیان این خبر را از گرگسار شنیدند، با درد و غم به هم رسیدند.
بگفتند کای شاه آزادمردبه گرد بلا تا توانی مگرد
هوش مصنوعی: گفتند ای شاه آزاده، در مواجهه با مشکلات و سختیها تا جایی که میتوانی دوری کن و تن به درد نده.
اگر گرگسار این سخنها که گفتچنین است این خود نماند نهفت
هوش مصنوعی: اگر کسی که به گرگها شباهت دارد، این حرفها را گفته باشد، به این معناست که این حرفها پنهان نمانده و اعتبار خاصی ندارند.
بدین جایگه مرگ را آمدیمنه فرسودن ترگ را آمدیم
هوش مصنوعی: ما به این مقام آمدهایم تا بمُلیم، نه اینکه فقط برای خستگی و فرسودگی زندگی کنیم.
چنین راه دشوار بگذاشتیبلای دد و دام برداشتی
هوش مصنوعی: تو راه سختی را رها کردی و از خطرات و مشکلاتی که وجود داشت، گذشتی.
کس از نامداران و شاهان گردچنین رنجها برنیارد شمرد
هوش مصنوعی: هیچ فرد مشهور و پادشاهی نمیتواند چنین سختیها و رنجها را به حساب آورد و تحمل کند.
که پیش تو آمد بدین هفتخوانبر این بر جهان آفرین را بخوان
هوش مصنوعی: به پیش تو آمدم تا در این سفر پرماجرا، آفریننده جهان را به یاد آورم و نام او را بر زبان بیاورم.
چو پیروزگر بازگردی به راهبه دل شاد و خرم شوی نزد شاه
هوش مصنوعی: زمانی که با پیروزی به خانه برمیگردی، با دل شاد و خوشحال نزد پادشاه خواهی رفت.
به راهی دگر گر شوی کینهسازهمه شهر توران برندت نماز
هوش مصنوعی: اگر به راهی دیگر بروی و کینهای به دل بگیری، تمام مردم توران برایت دعا میکنند.
بدین سان که گوید همی گرگسارتن خویش را خوارمایه مدار
هوش مصنوعی: به این صورت که میگوید، ای گرگ، بدن خود را بیمقدار و بیارزش مکن.
از آن پس که پیروز گشتیم و شادنباید سر خویش دادن به باد
هوش مصنوعی: بعد از آنکه موفق شدیم و خوشحال هستیم، نباید به راحتی خود را در معرض خطر قرار دهیم.
چو بشنید اینگونه ز ایشان سخنشد آن تازه رویش ز گردان کهن
هوش مصنوعی: وقتی آن جوان زیبا سخنان این افراد را شنید، بسیار متاثر و تحت تأثیر قرار گرفت.
شما گفت از ایران به پند آمدیدنه از بهر نام بلند آمدید
هوش مصنوعی: شما به ایران آمدهاید تا از تجربیات و درسهایی که آموختهاید بهرهمند شوید و نه به خاطر جلب توجه و شهرت.
کجا آن همه خلعت و پند شاهکمرهای زرین و تخت و کلاه
هوش مصنوعی: کجا رختهای زیبا و نصیحتهای پادشاه است؟ کجا آن کمربندهای زرین و تخت و تاج؟
کجا آن همه عهد و سوگند و بندبه یزدان و آن اختر سودمند
هوش مصنوعی: کجا رفتند تمام آن وعدهها و قسمها و عهدهایی که به خدا و ستارهی نیکو وعده داده بودیم؟
که اکنون چنین سست شد پایتانبه ره بر پراگنده شد رایتان
هوش مصنوعی: در حال حاضر، پایتان در راه به قدری ضعیف و ناپایدار شده که نشانه و پرچم شما پراکنده و درهم ریخته است.
شما بازگردید پیروز و شادمرا کام جز رزم جستن مباد
هوش مصنوعی: شما به پیروزی و شادی برگردید و من فقط به دنبال نبرد نیستم.
به گفتار این دیو ناسازگارچنین سرکشیدید از کارزار
هوش مصنوعی: این دیو نگرانکننده به شما گفته است که در برابر چالشها چقدر مقاوم و دلاور شدهاید.
از ایران نخواهم بر این رزم کسپسر با برادر مرا یار بس
هوش مصنوعی: من از ایران کسی را به جنگ نمیفرستم؛ پسرم و برادرم برای من کافیاند.
جهاندار پیروز یار منستسر اختر اندر کنار منست
هوش مصنوعی: پادشاه پیروز، حامی من است و ستاره سرنوشت من در کنارش قرار دارد.
به مردی نباید کسی همرهماگر جان ستانم وگر جان دهم
هوش مصنوعی: هیچکس نباید به مردی نزدیک شود، حتی اگر جانش را بگیرد یا جانش را فدای او کند.
به دشمن نمایم هنر هرچه هستز مردی و پیروزی و زور دست
هوش مصنوعی: من آنچنان هنرمندی و قدرتی دارم که تواناییهایم را به دشمن نشان میدهم، از شجاعت و پیروزیهایی که به دست آوردهام.
بیابید هم بیگمان آگهیاز این نامور فر شاهنشهی
هوش مصنوعی: بیابید مطمئناً از این شخصیت شناختهشده و بزرگ خبرهایی وجود دارد.
که با دژ چه کردم به دستان و زوربه نام خداوند کیوان و هور
هوش مصنوعی: من با دستان و قدرت خودم چه کارهایی که با دژ و قلعه کردهام، به نام خداوندی که مانند کیوان و خورشید درخشان است.
چو ایرانیان برگشادند چشمبدیدند چهر ورا پر ز خشم
هوش مصنوعی: هنگامی که ایرانیان چشمان خود را گشودند، چهره او را دیدند که پر از خشم بود.
برفتند پوزشکنان نزد شاهکه گر شاه بیند ببخشد گناه
هوش مصنوعی: به جایی رفتند و از شاه عذرخواهی کردند، زیرا اگر شاه آنها را ببیند، احتمالاً گناهشان را میبخشید.
فدای تو بادا تن و جان مابر این بود تا بود پیمان ما
هوش مصنوعی: جان و بدن ما فدای تو باد، تا زمانی که به پیمان خود وفادار هستیم.
ز بهر تن شاه غمخوارهایمنه از کوشش و جنگ بیچارهایم
هوش مصنوعی: ما به خاطر آرامش و راحتی پادشاه ناراحت هستیم، نه به خاطر تلاش و جنگی که به ما آسیب رسانده است.
ز ما تا بود زنده یک نامدارنپیچیم یک تن سر از کارزار
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی از ما زنده است و نامی بزرگ دارد، ما از میدان نبرد کنار نمیکشیم و از کار جنگ فرار نمیکنیم.
سپهبد چو بشنید ز ایشان سخنبپیچید زان گفته های کهن
هوش مصنوعی: سپهبد زمانی که سخنان آن افراد را شنید، به خاطر گفتههای قدیمی از آنها فاصله گرفت و روی برگرداند.
به ایرانیان آفرین کرد و گفتکه هرگز نماند هنر در نهفت
هوش مصنوعی: به ایرانیان احترام گذاشت و گفت که هنر هرگز پنهان نخواهد ماند.
گر ایدون که گردیم پیروزگرز رنج گذشته بیابیم بر
هوش مصنوعی: اگر چنین باشد که ما پیروز شویم، از رنجهای گذشته بهرهمند خواهیم شد.
نگردد فرامش به دل رنجتاننماند تهی بیگمان گنجتان
هوش مصنوعی: نابود نمیشود یاد غمهایتان و بیشک گنجینهتان از درد و رنج خالی نخواهد ماند.
همی رای زد تا جهان شد خنکبرفت از بر کوه باد سبک
هوش مصنوعی: آن شخص به اندیشیدن ادامه داد تا اینکه جهان آرام و خنک شد و نسیم ملایمی از روی کوه عبور کرد.
برآمد ز درگاه شیپور و نایسپه برگرفتند یکسر ز جای
هوش مصنوعی: صدای شیپور و نی از درگاه به گوش رسید و سپاهیان به طور کامل از جا برخاستند.
به کردار آتش همی راندندجهانآفرین را بسی خواندند
هوش مصنوعی: مانند آتش، جهانآفرین را به جلو میرانیدند و او را بسیار دعوت کردند.
سپیده چو از کوه سر برکشیدشب آن چادر شعر در سرکشید
هوش مصنوعی: وقتی سپیده دم از کوهها پیدا شد، شب به آرامی چادر شعر را برداشت.
چو خورشید تابان نهان کرد رویهمی رفت خون در پس پشت اوی
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید در پشت ابرها پنهان میشود، احساس میشود که خون در دل تاریکی مخفی شده است.
به منزل رسید آن سپاه گرانهمه گرزداران و نیزهوران
هوش مصنوعی: سپاه بزرگ با جنگجویان ماهر و سرسخت به منزل رسیدند.
بهاری یکی خوشمنش روز بوددلافروز یا گیتیافروز بود
هوش مصنوعی: یک روز بهاری با صفا و خوشخلق بود که دل انسان را شاد میکرد یا اینکه دنیا را روشن میساخت.
سراپرده و خیمه فرمود کیبیاراست خوان و بیاورد می
هوش مصنوعی: فرمان داد تا خیمه و پرده را آراسته کنند و همچنین می را بیاورند.
هماندر زمان تندبادی ز کوهبرآمد که شد نامور زان ستوه
هوش مصنوعی: در زمانی پر از طوفان، ناگهان از کوهساری وزش باد شدیدی بهراه افتاد که به دلیل آن، آشفتگی و سختیهایی به وجود آمد و یا بهعبارتی، نام آن کوه بهخاطر این طوفان معروف گردید.
جهان سربسر گشت چون پر زاغندانست کس باز هامون ز زاغ
هوش مصنوعی: جهان مانند پر زاغ شده است و کسی نتوانسته است بفهمد که چرا در دل آن هنوز زاغی به پرواز در آمده است.
ببارید از ابر تاریک برفزمینی پر از برف و بادی شگرف
از ابر تیره برف بارید و زمین پر از برف شد و بادیشگرف وزیدن گرفت
سه روز و سه شب هم بدان سان به دشتدم باد ز اندازه اندر گذشت
هوش مصنوعی: سه روز و سه شب به همین شکل در دشت، باد به سرعت و از حدّ معمول عبور کرد.
هوا پود گشت ابر چون تار شدسپهبد از آن کار بیچار شد
هوش مصنوعی: هوا مانند پود شده و ابرها تاریک و سنگین شدهاند، و سپهبد (فرمانده) از آن وضعیت دچار مشکل و ناامیدی شده است.
به آواز پیش پشوتن بگفتکه این کار ما گشت با درد جفت
هوش مصنوعی: به صدای پشوتن گفته شد که این کار ما به معنای درد و زحمت است.
به مردی شدم در دم اژدهاکنون زور کردن نیارد بها
هوش مصنوعی: در لحظهای که به قدرت و عظمت اژدها تبدیل شدم، اکنون توانایی مقابله با سختیها و چالشها را ندارم و نمیتوانم ارزش آن را درک کنم.
همه پیش یزدان نیایش کنیدبخوانید و او را ستایش کنید
هوش مصنوعی: همه دعا و عبادت خود را به درگاه خداوند ارائه دهید و او را مورد ستایش قرار دهید.
مگر کاین بلاها ز ما بگذردکز این پس کسی مان به کس نشمرد
هوش مصنوعی: آیا ممکن است این مشکلاتی که بر ما میگذرد به سرانجام برسد؟ زیرا از این پس کسی ما را به حساب نخواهد آورد و برای دیگران هیچ اهمیتی نخواهیم داشت.
پشوتن بیامد به پیش خدایکه او بود بر نیکویی رهنمای
هوش مصنوعی: پشوتن به حضور خداوند آمد، زیرا او الگوی نیکویی و راهنمای درستی بود.
نیایش ز اندازه بگذاشتندهمه در زمان دست برداشتند
هوش مصنوعی: دعایت از حد و مرز فراتر رفت و همه در زمان از دعا دست برداشتند.
همانگه بیامد یکی باد خوشببرد ابر و روی هوا گشت گَش
ناگهان باد خوشی وزید ابر را برد و هوا خوب شد
چو ایرانیان را دل آمد به جایببودند بر پیش یزدان به پای
هوش مصنوعی: وقتی ایرانیان دلشان به جای آمد، در پیشگاه خداوند به سجده افتادند.
سراپرده و خیمهها گشته ترز سرما کسی را نبد پای و پر
هوش مصنوعی: خیمهها و پردهها به خاطر سرما در وضعیت بدی قرار دارند و هیچکس در این شرایط حاضر نیست.
همانجا ببودند گردان سه روزچهارم چو بفروخت گیتی فروز
هوش مصنوعی: آنها به مدت سه روز در همان جا ماندند و در روز چهارم، هنگامی که دنیا را فروخت، حرکت کردند.
سپهبد گرانمایگان را بخواندبسی داستانهای نیکو براند
هوش مصنوعی: سردار بزرگ، داستانهای زیادی از افراد شایسته و نیکو را نقل کرد.
چنین گفت کایدر بمانید بارمدارید جز آلت کارزار
هوش مصنوعی: بگویید که در اینجا بمانید و بار سنگینی بر دوش خود نگذارید، جز وسایل لازم برای میدان جنگ.
هرانکس که هستند سرهنگفشکه باشد ورا باره صد آب کش
هوش مصنوعی: هر شخصی که در مقام سرهنگی قرار گیرد، باید به شدت و با ارادهای قوی عمل کند.
به پنجاه آب و خورش برنهیددگر آلت گسترش بر نهید
هوش مصنوعی: اگر به پنجاه نوع آب و غذا دسترسی داشته باشید، دیگر نیازی به نگرانی از مسائل مختلف نخواهید داشت و در این صورت میتوانید زندگی را با آرامش و گسترش بیشتری ادامه دهید.
فزونی هم ایدر بمانید بارمگر آنچه باید بدان کارزار
هوش مصنوعی: در این دنیا، بر آنها که بیشتر میمانند، بار بیشتری گذاشته میشود، مگر آنچه که لازم است برای نبرد در آن.
به نیروی یزدان بیابیم دستبدان بدکنش مردم بتپرست
هوش مصنوعی: با کمک و نیروی خداوند، ما باید دستان بد و کارهای نادرست مردم بتپرست را شناسایی کنیم.
چو نومید گردد ز یزدان کسیاز او نیکبختی نیاید بسی
هوش مصنوعی: وقتی کسی از خدا ناامید شود، دیگر خوشبختی به سراغ او نخواهد آمد.
از آن دژ یکایک توانگر شویدهمه پاک با گنج و افسر شوید
هوش مصنوعی: از آن دژ هر کسی میتواند ثروتمند شود و همه با گنج و زینتهای خود پاک و بزرگوار خواهند شد.
چو خور چادر زرد بر سرکشیدببد باختر چون گل شنبلید
هوش مصنوعی: وقتی خورشید مانند چادر زردی بر سر کشید، تمام غرب را مانند گلی زرد و زیبا پوشاند.
بنه برنهادند گردان همهبرفتند با شهریار رمه
هوش مصنوعی: گروهی گرد هم آمده بودند و همه به همراه فرمانروایشان به راه افتادند.
چو بگذشت از تیره شب یک زمانخروش کلنگ آمد از آسمان
هوش مصنوعی: زمانی که شب تاریک گذشت و روشنایی روز فرا رسید، صدای کلنگی از آسمان به گوش میرسد.
برآشفت ز آوازش اسفندیارپیامی فرستاد زی گرگسار
هوش مصنوعی: اسفندیار از صدای او در خشم آمد و پیامی به گرگسار فرستاد.
که گفتی بدین منزلت آب نیستهمان جای آرامش و خواب نیست
هوش مصنوعی: میگوید که وقتی آنقدر در این جایگاه مهم نیستی، آرامش و خواب واقعی در این مکان برای تو وجود ندارد.
کنون ز آسمان خاست بانگ کلنگدل ما چرا کردی از آب تنگ
هوش مصنوعی: هماکنون صدای کلنگ از آسمان به گوش میرسد، ولی چرا دل ما را از آب تنگ دور کردی؟
چنین داد پاسخ کز ایدر ستورنیابد مگر چشمهٔ آب شور
هوش مصنوعی: پاسخی که داد این است که از اینجا نمیتوان چیزی جز چشمهای با آب شور پیدا کرد.
دگر چشمهٔ آبیابی چو زهرکزان آب مرغ و ددان راست بهر
هوش مصنوعی: چشمهای دیگر از آب به مانند زهر برای پرندگان و جانوران دیگر وجود دارد.
چنین گفت سالار کز گرگساریکی راهبر ساختم کینهدار
هوش مصنوعی: سالار گفت که من شخصی را انتخاب کردهام که مانند گرگها دارای کینه و دشمنی است.
ز گفتار او تیز لشکر براندجهاندار نیکی دهش را بخواند
هوش مصنوعی: از سخن او، لشکری سریع به راه میافتد و جهاندار نیکوکار را مینامد.