بخش ۲
هوش مصنوعی: داستانی درباره اسفندیار و مادرش، کتایون، روایت میشود. اسفندیار که از جنگ و رفتار شهریار ناراحت است، از مادرش میخواهد تا با او صحبت کند و به او بگوید که به عنوان پسر شاه لهراسپ، باید کینهها را کنار بگذارد و با هوش و شجاعت به جنگ بپردازد. کتایون به اسفندیار هشدار میدهد که نباید به زنان اعتماد کند و از آنها مشاوره بگیرد، زیرا همواره ممکن است دچار مشکلات شود. در این حین، گشتاسپ، پدر اسفندیار، با آگاهی از شرایط، به فالگیر جاماسپ مراجعه میکند تا از آینده فرزندش مطلع شود. فالگیر او را از مشکلات و دردسرهای آینده آگاه میکند و به او میگوید که اسفندیار به آیندهای پر از جنگ و غم دچار خواهد شد. داستان به بررسی موضوعات قدرت، جنگ و روابط خانوادگی در میان پادشاهان و قهرمانان ایرانی میپردازد.
ز بلبل شنیدم یکی داستانکه برخواند از گفتهٔ باستان
هوش مصنوعی: شنیدم که بلبل داستانی را از حکایات قدیمی میخواند.
که چون مست باز آمد اسفندیاردژم گشته از خانهٔ شهریار
وقتی اسفندیار از کاخ پادشاه (پدرش) با حالتی بی قرار و ناراحت بر می گردد.
کتایون قیصر که بد مادرشگرفته شب و روز اندر برش
کتایون دختر قیصر که مادرش بود و شبانه روز کنار او بود.
چو از خواب بیدار شد تیره شبیکی جام می خواست و بگشاد لب
هوش مصنوعی: زمانی که شب تاریک به پایان رسید و شخص از خواب بیدار شد، خواست تا یک لیوان شراب بنوشد و صحبت کند.
چنین گفت با مادر اسفندیارکه با من همی بد کند شهریار
هوش مصنوعی: اسفندیار به مادرش میگوید که شهریار با او رفتار بدی دارد.
مرا گفت چون کین لهراسپ شاهبخواهی به مردی ز ارجاسپ شاه
هوش مصنوعی: او به من گفت: وقتی میخواهی به قدرت و شجاعت لهراسپ شاه دست یابی، باید مانند ارجاسپ شاه در مردانگی و دلیری رفتار کنی.
همان خواهران را بیاری ز بندکنی نام ما را به گیتی بلند
هوش مصنوعی: با کمک همان خواهران، ما را از قید و بند آزاد کن تا ناممان در جهان بر سر زبانها بیفتد.
جهان از بدان پاک بیخو کنیبکوشی و آرایشی نو کنی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی دنیای خود را از افراد ناپاک پاکسازی کنی، باید تلاش کنی و با نوآوری زندگی خود را تغییر دهی.
همه پادشاهی و لشکر تراستهمان گنج با تخت و افسر تراست
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که به پادشاهی و قدرت تو مربوط میشود، از جمله ثروت، تخت و تاج، تنها با تو و در اختیار توست.
کنون چون برآرد سپهر آفتابسر شاه بیدار گردد ز خواب
هوش مصنوعی: اکنون که آفتاب از افق بلند میشود، شاه از خواب بیدار میشود.
بگویم پدر را سخنها که گفتندارد ز من راستیها نهفت
هوش مصنوعی: بگویم به پدر از حرفهایی که گفته، اما حقیقتهایی که از من پنهان است، ندارد.
وگر هیچ تاب اندر آرد به چهربه یزدان که بر پای دارد سپهر
هوش مصنوعی: اگر کسی تأثیری در چهرهاش نشان دهد، در حقیقت، به خداوند اشاره کرده که نگهدارندهی آسمانهاست.
که بیکام او تاج بر سر نهمهمه کشور ایرانیان را دهم
هوش مصنوعی: من تاجی بر سر او میگذارم و همه کشور ایران را به او میسپارم، حتی اگر او به خواستهاش نرسد.
ترا بانوی شهر ایران کنمبه زور و به دل جنگ شیران کنم
هوش مصنوعی: من تو را با قدرت و با عشق، به دختران سرزمین ایران تبدیل میکنم و با شجاعت و نیرومندی، به دختری دلیر و جنگجو تبدیل خواهی شد.
غمی شد ز گفتار او مادرشهمه پرنیان خار شد بر برش
هوش مصنوعی: مادرش از سخنان او غمگین شد و در نتیجه همه چیزهای نرم و لطیف در اطرافش به زخمهای آزاردهنده تبدیل شد.
بدانست کان تاج و تخت و کلاهنبخشد ورا نامبردار شاه
هوش مصنوعی: بدانید که تاج و تخت و مقام و عنوان، تنها به کسانی داده میشود که شایسته باشند و نامی از خود برجای بگذارند.
بدو گفت کای رنج دیده پسرز گیتی چه جوید دل تاجور
هوش مصنوعی: او به او گفت: ای فرزند رنجکشیده، در این دنیا به دنبال چه چیزی هستی؟
مگر گنج و فرمان و رای و سپاهتو داری برین بر فزونی مخواه
هوش مصنوعی: اگر گنج و قدرت و تدبیر و نیرو داری، دیگر بر افزایش آنها نخواهی بود.
یکی تاج دارد پدر بر پسرتو داری دگر لشکر و بوم و بر
هوش مصنوعی: یکی از پدران بر روی سر خود تاج دارد، و تو نسبت به او چیز دیگری داری؛ لشکر و سرزمین و مقام و منزلت.
چو او بگذرد تاج و تختش تراستبزرگی و شاهی و بختش تراست
هوش مصنوعی: زمانی که او (شخص خاصی) از کنار تو عبور کند، بزرگی و شکوه او به تو بستگی دارد و قدرت و خوشبختیاش نیز به تو مرتبط است.
چه نیکوتر از نره شیر ژیانبه پیش پدر بر کمر بر میان
هوش مصنوعی: هیچ چیز زیباتر از نره شیر نیست که با افتخار در کنار پدرش ایستاده و بر کمر او تکیه کرده است.
چنین گفت با مادر اسفندیارکه نیکو زد این داستان هوشیار
هوش مصنوعی: او با مادر اسفندیار گفت که این داستان به خوبی و با دقت روایت شده است.
که پیش زنان راز هرگز مگویچو گویی سخن بازیابی به کوی
هوش مصنوعی: هرگز راز و حقیقت خود را در حضور زنان فاش نکن، زیرا اگر از چیزی سخن بگویی، ممکن است آن را به شکلی دیگر بازگو کنند و به خودت بازگرداند.
مکن هیچ کاری به فرمان زنکه هرگز نبینی زنی رای زن
هوش مصنوعی: هرگز به خواستههای زن گوش نده و تحت تأثیر او قرار نگیر، زیرا نمیتوانی هیچگاه نظر زن را بر اساس استدلال و منطقی درست ببینی.
پر از شرم و تشویر شد مادرشز گفته پشیمانی آمد برش
هوش مصنوعی: مادرش از گفتار او به شدت دچار شرم و ناراحتی شد و از این که چنین چیزی به زبان آورده است، پشیمان گردید.
بشد پیش گشتاسپ اسفندیارهمی بود با رامش و میگسار
هوش مصنوعی: اسفندیار به نزد گشتاسپ رفت و با شادی و نوشیدنی در کنار او بود.
دو روز و دو شب بادهٔ خام خوردبر ماهرویش دل آرام کرد
هوش مصنوعی: دو روز و دو شب، شراب ناپختهای نوشید و با زیباییاش دل را آرام کرد.
سیم روز گشتاسپ آگاه شدکه فرزند جویندهٔ گاه شد
هوش مصنوعی: سیم، یعنی همسر گشتاسپ، متوجه شد که فرزند او به دنیا آمده است و به جستجو برای پیدا کردن او است.
همی در دل اندیشه بفزایدشهمی تاج و تخت آرزو آیدش
هوش مصنوعی: در دل او افکار و آرزوها بیشتر میشود و این باعث میشود تا به تاج و تخت رویاهایش نزدیکتر شود.
بخواند آن زمان شاه جاماسپ راهمان فال گویان لهراسپ را
هوش مصنوعی: در آن زمان، شاه جاماسپ را برای دریافت فال و شناساندن آیندهاش صدا کردند و همچنین فالگیران لهراسپ را در نظر داشتند.
برفتند با زیجها برکناربپرسید شاه از گو اسفندیار
هوش مصنوعی: خبر رسید که گروهی از منجمان و ستارهشناسان به دربار رفتهاند و شاه از آنها در مورد اسفندیار، یکی از شخصیتهای مهم، سوال میکند.
که او را بود زندگانی دراز؟نشیند به شادی و آرام و ناز؟
هوش مصنوعی: او زندگی طولانی و شادابی خواهد داشت و با آرامش و راحتی زندگی خواهد کرد.
به سر بر نهد تاج شاهنشهی؟برو پای دارد بهیّ و مهی؟
هوش مصنوعی: او تاج سلطنت را بر سر میگذارد و به خاطر زیباییاش، دیوانگان و نیکوکاران را تحت تأثیر قرار میدهد.
چو بشنید دانای ایران سخننگه کرد آن زیجهای کهن
هوش مصنوعی: وقتی دانای ایران سخن را شنید، به کتابهای ستارهشناسی قدیمی نگاهی انداخت.
ز دانش بروها پر از تاب کردز تیمار مژگان پر از آب کرد
هوش مصنوعی: از علم و دانش، دلها پر از شعله و نور میشود و از نگرانی و غم چشمها پر از اشک میگردد.
همی گفت بد روز و بد اخترمببارید آتش همی بر سرم
هوش مصنوعی: همواره میگفت که روزگار و سرنوشت من بد است و آتش مشکلات بر سرم میبارد.
مرا کاشکی پیش فرخ زریرزمانه فگندی به چنگال شیر
هوش مصنوعی: دوست دارم که به دست فرخ زریر، مرا به چنگال شیر بیندازند.
وگر خود نکشتی پدر مر مرانگشتی به جاماسپ بداخترا
هوش مصنوعی: اگر خودت مرا نکشی، پدرم را هم نکشتی که به کمک جاماسپ بیفتم.
ورا هم ندیدی به خاک اندرونبران سان فگنده پیش پر ز خون
هوش مصنوعی: تو هم او را ندیدی که چگونه بر زمین افتاده و در خون خود غوطهور است.
چو اسفندیاری که از چنگ اویبدرد دل شیر ز آهنگ اوی
هوش مصنوعی: مانند اسفندیار که از چنگ او رنج میبرد، دل شیر به خاطر آهنگ او میتپد.
ز دشمن جهان سربسر پاک کردبه رزم اندرون نیستش هم نبرد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی از دشمنان خود در تمام جهات خالی و پاک شده است، و در واقع در میدان جنگ با کسی روبرو نیست.
جهان از بداندیش بیبیم کردتن اژدها را به دو نیم کرد
هوش مصنوعی: دنیا با فکر منفی یک فرد، احساس اضطراب و نگرانی میکند و به نوعی آن شخص، باعث ایجاد تفرقه و جدایی میشود.
ازاین پس غم او بباید کشیدبسی شور و تلخی بباید چشید
هوش مصنوعی: از این پس باید با غم او زندگی کنم و درد و تلخیهای زیادی را تجربه کنم.
بدو گفت شاه ای پسندیده مردسخن گوی وز راه دانش مگرد
هوش مصنوعی: شاه به او گفت: ای مرد شایسته و خوشبیان، از دانش و آگاهی خود دور نشو و به راه درست ادامه بده.
هلا زود بشتاب و با من بگویکزین پرسشم تلخی آمد به روی
هوش مصنوعی: بشتاب و با من صحبت کن، چون از این پرسش من، طعمی تلخ به دلم نشسته است.
گر او چون زریر سپهبد بودمرا زیستن زین سپس بد بود
هوش مصنوعی: اگر او مانند زریر، فرمانده و سردار باشد، برای من زنده ماندن پس از او سخت خواهد بود.
ورا در جهان هوش بر دست کیستکزان درد ما را بباید گریست
هوش مصنوعی: در این دنیا، آیا کسی وجود دارد که بتواند درد و رنج ما را درک کند و بر آن اشک بریزد؟
بدو گفت جاماسپ کای شهریارتواین روز را خوار مایه مدار
هوش مصنوعی: جاماسپ به شهریار میگوید: این روز را دست کم نگیر و آن را بیتعهد نگذار.
ورا هوش در زاولستان بودبه دست تهم پور دستان بود
هوش مصنوعی: او هوش و ذکاوتی در زاولستان داشت و به دست تهم پور دستان توانست آن را به نمایش بگذارد.
به جاماسپ گفت آنگهی شهریاربه من بر بگردد بد روزگار؟
هوش مصنوعی: به جاماسپ گفت شاه: آیا روزگار بد به من باز خواهد گشت؟
که گر من سر تاج شاهنشهیسپارم بدو تاج و تخت مهی
هوش مصنوعی: اگر من سرم را به عنوان تاج پادشاهی به او بسپارم، او نیز تاج و تختی مانند ماه را به من خواهد داد.
نبیند بر و بوم زاولستاننداند کس او را به کاولستان
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند زیباییهای زادگاه کسی را ببیند و از آن آگاه شود اگر در آنجا زندگی نکرده باشد.
شود ایمن از گردش روزگار؟بود اختر نیکش آموزگار؟
هوش مصنوعی: آیا میشود از تغییرات و نوسانات زندگی در امان بود؟ آیا ستارهی بخت خوب میتواند به انسان درسهایی بیاموزد؟
چنین داد پاسخ ستاره شمرکه بر چرخ گردان نیابد گذر
هوش مصنوعی: ستاره شمر پاسخ داد که بر چرخ گردان، فرصتی نخواهد یافت.
ازین بر شده تیز چنگ اژدهابه مردی و دانش که آمد رها
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که از شرایط سخت و دشوار مانند چنگال تیز اژدها، مردانگی و دانش به انسان کمک میکند تا از این وضعیت رها شود.
بباشد همه بودنی بیگماننجستست ازو مرد دانا زمان
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که وجود دارند، بدون شک از وجود مرد دانا بیرون نمیآید.
دل شاه زان در پراندیشه شدسرش را غم و درد هم پیشه شد
هوش مصنوعی: دل شاه به خاطر آن وضعیت پر از فکر و تردید شد و سرش غرق در غم و درد گردید.
بد اندیشه و گردش روزگارهمی بر بدی بودش آموزگار
هوش مصنوعی: فکر ناپسند و چرخش روزگار، همواره به او درس بدی میدهد.