بخش ۱۰
هوش مصنوعی: رستم از سخنان بهمن به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد و تصمیم میگیرد به اسفندیار پاسخ دهد. او بر اهمیت خرد و نیکی تأکید میکند و میگوید که باید به داد و یزدان پرستی اهمیت داد و نباید به بدیها دامن زد. رستم همچنین از افتخارات و نام نیکی که به خاطر کارهایش نصیبش شده، سخن میگوید و آرزو دارد که در کنار اسفندیار بنشیند و با او شاد زندگی کند. او از وفاداریاش به شاهان و رنجهایی که کشیده، یاد میکند و تأکید میکند که نیکوییها باید در نظر گرفته شوند. در ادامه، رستم با آرزوی خوب برای اسفندیار و دعوت به دوستی و اتحاد، از او میخواهد تا در جنگها با دیدی نیکو و شجاعانه عمل کند. او به اسفندیار پیشنهاد میدهد که باهم به نزد شاه بروند و به او احترام بگذارند.
چو بشنید رستم ز بهمن سخنپراندیشه شد مغز مرد کهن
هوش مصنوعی: وقتی رستم صحبتهای بهمن را شنید، به فکر فرو رفت و ذهنش مشغول شد.
چنین گفت کآری شنیدم پیامدلم شد به دیدار تو شادکام
هوش مصنوعی: او گفت که پیام دلش را شنیده و به خاطر دیدن تو خوشحال شده است.
ز من پاسخ این بر به اسفندیارکه ای شیردل مهتر نامدار
هوش مصنوعی: این جمله به مکالمهای اشاره دارد که شخصی در حال پاسخ دادن به اسفندیار است. او او را به عنوان یک شخص قوی و مشهور مورد تحسین قرار میدهد. این بیان نشاندهنده احترام و ارادت نسبت به شخصیت اسفندیار است.
هرانکس که دارد روانش خردسر مایهٔ کارها بنگرد
هوش مصنوعی: هر کسی که دارای ذهنی هوشمند است، باید به اهمیت و ارزش کارهای خود توجه کند.
چو مردی و پیروزی و خواستهورا باشد و گنج آراسته
هوش مصنوعی: اگر مردی با اراده و پیروزی به دست بیاوری، آنچه خواستهاش است و گنجی که جمع کرده به او تعلق دارد.
بزرگی و گردی و نام بلندبه نزد گرانمایگان ارجمند
هوش مصنوعی: عظمت، مقام و شهرت بالا در نظر افراد با ارزش و گرانبهاترین جایگاه اهمیت زیادی دارد.
به گیتی بدین سان که اکنون تویینباید که داری سر بدخویی
هوش مصنوعی: در این دنیا نباید به همین وضعیتی که اکنون داری و بدسرشتی که در خود داری، ادامه دهی.
بباشیم بر داد و یزدانپرستنگیریم دست بدی را به دست
هوش مصنوعی: به ما سفارش شده که همیشه بر حق و انصاف باشیم و از کارهای بد پرهیز کنیم، و نباید با کسانی که به نادرستی دست میزنند همدست شویم.
سخن هرچ بر گفتنش روی نیستدرختی بود کش بر و بوی نیست
هوش مصنوعی: هر چه بخواهی بگویی، اگر آن را عملی نکنی، مانند درختی است که میوه و بویی ندارد.
وگر جان تو بسپرد راه آزشود کار بیسود بر تو دراز
هوش مصنوعی: اگر جان تو را به آزادی بسپاری، کارهای بیهوده برای تو طولانی و بیفایده خواهند شد.
چو مهتر سراید سخن سخته بهز گفتار بد کام پردخته به
هوش مصنوعی: وقتی بزرگتر در مورد موضوعی با احساس و جدی صحبت میکند، صحبتش از هر گونه گفتار بد دیگر بهتر و ارزشمندتر است.
ز گفتارت آن کس بدی بنده شادکه گفتی که چون تو ز مادر نزاد
هوش مصنوعی: کسی که از تو صحبت کند و به دیگران بگوید، خوشحال است که تو را مثل دیگران به دنیا نیاوردهاند.
به مردی و گردی و رای و خردهمی بر نیاکان خود بگذرد
هوش مصنوعی: به وسیله شجاعت، روحیه و دانایی، انسان باید در مسیر نیاکان خود پیش برود و از آنها الگو بگیرد.
پدیدست نامت به هندوستانبه روم و به چین و به جادوستان
هوش مصنوعی: نام تو در کشورهای مختلفی چون هند، روم، چین و جادوستان شناخته شده و مشهور است.
ازین پندها داشتم من سپاسنیایش کنم روز و شب در سهپاس
هوش مصنوعی: من از این نصیحتها بسیار سپاسگزارم و در روز و شب به یاد آنها دعا و نیایش میکنم.
ز یزدان همی آرزو خواستمکه اکنون بتو دل بیاراستم
هوش مصنوعی: از خدا خواستم که در این لحظه دل را برای تو آماده کنم.
که بینم پسندیده چهر ترابزرگی و گردی و مهر ترا
هوش مصنوعی: میخواهم زیبایی چهرهات را ببینم، آن بزرگی و محبتت را.
نشینیم یک با دگر شادکامبه یاد شهنشاه گیریم جام
هوش مصنوعی: بیایید با هم بنشینیم و خوشحال باشیم و یاد پادشاه را گرامی بداریم و جامی نوش جان کنیم.
کنون آنچ جستم همه یافتمبه خواهشگری تیز بشتافتم
هوش مصنوعی: اکنون هرچه را که دنبالش بودم، به دست آوردم، چون با سماجت و تلاش بیوقفه به سوی آن پیش رفتم.
به پیش تو آیم کنون بیسپاهز تو بشنوم هرچ فرمود شاه
هوش مصنوعی: من اکنون بدون هیچ نیرویی به پیش تو میآیم تا از تو هر آنچه که پادشاه دستور داده را بشنوم.
بیارم برت عهد شاهان دادز کیخسرو آغاز تا کیقباد
هوش مصنوعی: از تو میخواهم که به من وعدهای همچون وعدههای شاهان بدهی، از آغاز کیخسرو تا کیقباد.
کنون شهریارا تو در کار مننگه کن به کردار و آزار من
هوش مصنوعی: اکنون ای شهریار، به وضعیت من توجه کن و ببین که چگونه در زندگیام با مشکل و سختی مواجه هستم.
گر آن نیکویها که من کردهامهمان رنجهایی که من بردهام
هوش مصنوعی: اگر زیباییهایی که من انجام دادهام همانند دردهایی باشد که من متحمل شدهام،
پرستیدن شهریاران هماناز امروز تا روز پیشی همان
هوش مصنوعی: پرستش و احترام به پادشاهان و بزرگواران از دیروز تا امروز ادامه دارد و همچنان اهمیت دارد.
چو پاداش آن رنج بند آیدمکه از شاه ایران گزند آیدم
هوش مصنوعی: زمانی که پاداش آن زحمت و تلاش به دست آید، که به خاطر آن از ظلم و آسیبهای شاه ایران رنج بردهام.
همان به که گیتی نبیند کسیچو بیند بدو در نماند بسی
هوش مصنوعی: بهتر است که هیچکس این دنیا را نبیند، اگر به عوض آن، زیبایی او را ببیند، دیگر به چیزهای دیگر اهمیت نخواهد داد.
بیابم بگویم همه راز خویشز گیتی برافرازم آواز خویش
هوش مصنوعی: میخواهم تمام اسرار درون خود را بیان کنم و صدای خویش را از این دنیا بلند کنم.
به بازو ببندم یکی پالهنگبیاویز پایم به چرم پلنگ
هوش مصنوعی: دستم را با یک ریسه قوی میبندم و پاهایم را با چرم پلنگی میپوشانم.
ازان سان که من گردن ژنده پیلببستم فکندم به دریای نیل
هوش مصنوعی: به طرز و شیوهای که من گردن بزرگترین و قویترین حیوان را بستم، آن را به دریای نیل انداختم.
چو از من گناهی بیابد پدیدازان پس سر من بباید برید
هوش مصنوعی: اگر از من خطایی سر بزند، پس باید سرم را از بدن جدا کنند.
سخنهای ناخوش ز من دور داربه بدها دل دیو رنجور دار
هوش مصنوعی: از من حرفهای ناخوشایند را دور نگهدار و دل بد و زشت را ناراحت کن.
مگوی آنچ هرگز نگفتست کسبه مردی مکن باد را در قفس
هوش مصنوعی: این گفته را به کسی نگو که هیچکس هرگز نگفته است؛ همچون اینکه در قفس، به باد اجازه ندهی تا به پرواز درآید.
بزرگان به دانش بیابند راهز دریا گذر نیست بیآشناه
هوش مصنوعی: افراد با تجربه و دانا، به کمک علم و دانش، مسیر درستی را پیدا میکنند، زیرا برای رسیدن به مقاصد بزرگ، بدون آگاهی و دانش امکانپذیر نیست.
همان تابش مهر نتوان نهفتنه روبه توان کرد با شیر جفت
هوش مصنوعی: نور خورشید را نمیتوان پنهان کرد و نمیتوان به سادگی با شیر (شیر یا نماد قدرت و شجاعت) مقابله کرد.
تو بر راه من بر ستیزه مریزکه من خود یکی مایهام در ستیز
هوش مصنوعی: لطفاً بر سر راه من مشکل درست نکن، زیرا من خودم به تنهایی میتوانم در این مبارزه شرکت کنم.
ندیدست کس بند بر پای مننه بگرفت پیل ژیان جای من
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته است که مرا از قید و بند آزاد کند و در جایی که من هستم، حتی فیل بزرگ زندگی هم نمیتواند جای مرا بگیرد.
تو آن کن که از پادشاهان سزاستمدار آز را دیو بر دست راست
هوش مصنوعی: کاری کن که شایستهی پادشاهان است، و از آز و طمع دوری کن، زیرا دیو (شر) در دست راست توست.
به مردی ز دل دور کن خشم و کینجهان را به چشم جوانی مبین
هوش مصنوعی: از دل خود خشم و کینه را دور کن و به دنیا با چشمان جوانی نگاه نکن.
به دل خرمی دار و بگذر ز رودترا باد از پاک یزدان درود
هوش مصنوعی: دل خود را شاد نگهدار و از مشکلات عبور کن، زیرا نسیمی از جانب خداوند پاک، بر تو سلام میفرستد.
گرامی کن ایوان ما را به سورمباش از پرستندهٔ خویش دور
هوش مصنوعی: ایوان ما را گرامی بدار، ولی از کسی که ما را پرستش میکند، دور نکن.
چنان چون بدم کهتر کیقبادکنون از تو دارم دل و مغز شاد
هوش مصنوعی: به گونهای که من مانند بدم، اکنون از تو دل و تفکری شاد دارم، ای کیقباد که در گذشته مقام و منزلتی داشتی.
چو آیی به ایوان من با سپاههمایدر به شادی بباشی دو ماه
هوش مصنوعی: وقتی که تو به منزلم بیایی و همراه جمعی از دوستان و آشنایانت باشی، دو ماه میتوانی با شادی و سرور در کنار من بمانی.
برآساید از رنج مرد و ستوردل دشمنان گردد از رشک کور
هوش مصنوعی: انسان از مشکلات و رنجهای زندگی آسوده خواهد شد و در عین حال، دشمنانش از حسادت به او دچار کوری و بیخبری خواهند شد.
همه دشت نخچیر و مرغ اندر آباگر دیر مانی بگیرد شتاب
هوش مصنوعی: اگر در دشت و مرغابیها مدت زیادی بمانید، زمان به سرعت میگذرد و احساس میکنید که باید سریعتر اقدام کنید.
ببینم ز تو زور مردان جنگبه شمشیر شیر افگنی گر پلنگ
هوش مصنوعی: به من نشان بده که چقدر قدرت داری؛ آیا میتوانی مانند یک شیر قدرتمند در میدان جنگ بر پلنگها غلبه کنی؟
چو خواهی که لشکر به ایران بریبه نزدیک شاه دلیران بری
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که نیروهایت به ایران بروند، باید به نزد شاه قهرمان بروی.
گشایم در گنجهای کهنکه ایدر فکندم به شمشیر بن
هوش مصنوعی: من در گنجهای قدیمی را باز میکنم که به خاطر شمشیرم آنها را رها کردهام.
به پیش تو آرم همه هرچ هستکجا گرد کردم به نیروی دست
هوش مصنوعی: من هر آنچه دارم را به خاطر تو به پیش میآورم، زیرا تمام تلاش و کوشش خود را برای جمعآوری آن به کار بردهام.
بخواه آنچ خواهی و دیگر ببخشمکن بر دل ما چنین روز دخش
هوش مصنوعی: هر چه خواستهای، بخواه و دل ما را از روزهای تلخ و غمانگیز برهان.
درم ده سپه را و تندی مکنچو خوبی بیابی نژندی مکن
هوش مصنوعی: اگر در موقعیتی قرار گرفتی که به کسی گامی مثبت ارایه دهی، با او با مهربانی برخورد کن و تندی نکن. وقتی که حسن نیت و رفتار خوب را دیدی، هیچگاه به خشونت و تندی نپرداز.
چو هنگام رفتن فراز آیدتبه دیدار خسرو نیاز آیدت
هوش مصنوعی: زمانی که وقت رفتن فرامیرسد، به ملاقات شاه نیاز حس میکنی.
عنان با عنان تو بندم به راهخرامان بیایم به نزدیک شاه
هوش مصنوعی: من افسار شتر خود را به افسار تو میبندم تا به آرامی و زیبایی به پیش پادشاه بروم.
به پوزش کنم نرم خشم وراببوسم سر و پای و چشم ورا
هوش مصنوعی: من میخواهم با ملایمت از او عذرخواهی کنم و به عشق و احترام، سر و پای و چشمانش را ببوسم.
بپرسم ز بیدار شاه بلندکه پایم چرا کرد باید به بند
هوش مصنوعی: از بیدار شاه بلند میپرسم که چرا مرا به بند کشیدهاند و مجبورم کردهاند که در این وضعیت باشم.
همه هرچ گفتم ترا یاد داربگویش به پرمایه اسفندیار
هوش مصنوعی: هرچه به تو گفتم، به یاد داشته باش و این را به اسفندیار بزرگ بگو.