بخش ۱۳
هوش مصنوعی: در این داستان، مردی از نژاد سران به نام برانوش، حکمرانی میکند و فرماندهی لشکریانش را بر عهده دارد. او با خرد و دانش خود، به فکر صلح و جلوگیری از جنگ است و به همین دلیل فرستادهای به سوی قیصر روم میفرستد تا نامهای پر از نصیحت و دوری از خشونت بنویسد. در این نامه، او به قیصر توصیه میکند که از کشتار و تاراج پرهیز کند و به جای آن، به تعامل و آرامش توجه کند. برانوش بعد از دریافت پاسخ قیصر، با دلگرمی و امید، به خداوند و کشورش فکر میکند و تصمیم میگیرد تا به تقویت دوستی و عقلانیت بپردازد و جنگ را نادیده بگیرد. این داستان، ماجرای تلاش برای جلوگیری از جنگ و حفظ صلح را روایت میکند.
یکی مرد بود از نژاد سرانهم از تخمهٔ نامور قیصران
هوش مصنوعی: مردی از خانوادهای برجسته و ریشهدار بود که نسبش به قیصران معروف میرسید.
برانوش نام و خردمند بودزبان و روانش پر از بند بود
هوش مصنوعی: برانوش فردی با نام و عقل زیاد بود. زبان و روح او پر از قید و محدودیتها بود.
بدو گفت لشکر که قیصر تو باشبرین لشکر و بوم مهتر تو باش
هوش مصنوعی: به او گفتند که در این لشکر تو باید مانند قیصر و فرماندهای بزرگ باشی.
به گفتار تو گوش دارد سپاهبیفروز تاج و بیارای گاه
هوش مصنوعی: سربازان به سخن تو گوش میدهند، تاج پیروزی را بر سر میگذارند و مکان خود را زیبا میکنند.
بیاراستند از برش تخت عاجبرانوش بنشست بر سرش تاج
هوش مصنوعی: برای او تختی از عاج درست کردند و او بر روی آن نشسته و تاجی بر سرش گذاشتند.
به جای بزرگیش بنشاندندهمه رومیان آفرین خواندند
هوش مصنوعی: همه رومیان به جای بزرگی او ایستادند و او را تحسین کردند.
برانوش بنشست و اندیشه کردز روم و ز آوردگاه نبرد
هوش مصنوعی: برانوش نشسته و به فکر فرو رفته است درباره روم و میدان نبرد.
بدانست کو را ز شاه بلندز روم و ز آویزش آید گزند
هوش مصنوعی: او فهمید چه کسی از شاه بزرگتر است و از روم و از خطرهای ناشی از او آگاهی دارد.
فرستادهای جست بارای و شرمکه دانش سراید به آواز نرم
هوش مصنوعی: یک پیامبری به سوی من آمده، با وقار و شرم، تا دانش را به طرز ملایمی و با نوا و صدای دلنشین بیان کند.
دبیری بزرگ و جهاندیدهایخردمند و دانا پسندیدهای
هوش مصنوعی: شخصی بزرگ و با تجربه که خرد و دانش زیادی دارد، قابل ستایش و پسندیده است.
بیاورد و بنشاند نزدیک خویشبگفت آن سخنهای باریک خویش
هوش مصنوعی: او را نزد خود آورد و نشاند و سپس به صحبتهای ظریف و موزونش پرداخت.
یکی نامه بنوشت پرآفرینز دادار بر شهریار زمین
هوش مصنوعی: کسی نامهای نوشت که پر از ستایش بود و از جانب خداوند به پادشاه زمین ارسال شده بود.
که جاوید تاج تو پاینده بادهمه مهتران پیش تو بنده باد
هوش مصنوعی: تاج و تخت تو همیشه برقرار بماند و همه بزرگان در مقابل تو خدمتگزار باشند.
تو دانی که تاراج و خون ریختنچه با بیگنه مردم آویختن
هوش مصنوعی: تو میدانی که غارت و ریختن خون مردم بیگناه چه عواقبی دارد و چه تاثیری بر زندگی آنها میگذارد.
مهان سرافراز دارند شومچه با شهر ایران چه با مرز روم
هوش مصنوعی: نیکان و بزرگان در هر دو کشور، ایران و روم، به من احترام میگذارند و من با افتخار در کنار آنها قرار میگیرم.
گر این کین ایرج به دست از نخستمنوچهر کرد آن به مردی درست
هوش مصنوعی: اگر این دشمنی که نسبت به ایرج وجود دارد، به دست منوچهر آغاز شده باشد، پس این به خاطر شجاعت و مردانگی اوست.
تن سلم زان کین کنون خاک شدهم از تور روی زمین پاک شد
هوش مصنوعی: تن سالم و زیبا اکنون به خاک تبدیل شده و به این ترتیب، روی زمین از کینه و خصومت پاک شده است.
وگر کین داراست و اسکندریکه نو شد بر وی زمین داوری
هوش مصنوعی: اگر کسی این ویژگیهای بزرگ و قدرت را داشته باشد و مانند اسکندر، زمین را برای خود به زیر فرمان آورد، در واقع از دیگران برتر است.
مر او را دو دستور بد کشته بودو دیگر کزو بخت برگشته بود
هوش مصنوعی: او به خاطر دو دستور که داده بود، به شدت آزار دیده و به حالتی بدبخت و ناامید افتاده بود.
گرت کین قیصر فزاید همیبه زندان تو بند ساید همی
هوش مصنوعی: اگر هم بر قدرت قیصر افزوده شود، باز هم به زندان تو کشیده خواهد شد.
نباید که ویران شود بوم رومکه چون روم دیگر نبودست بوم
هوش مصنوعی: نباید که سرزمین روم خراب و ویران شود، زیرا دیگر هیچ سرزمینی مانند روم وجود ندارد.
وگر غارت و کشتنت بود رایهمه روم گشتند بیدست و پای
هوش مصنوعی: اگر هدف همگان از غارت و کشتن تو باشد، تمام روم به خاطر آن بیدست و پا خواهند شد.
زن و کودکانش اسیر تواندجگر خسته از تیغ و تیر تواند
هوش مصنوعی: زن و فرزندانش میتوانند در اسارت بمانند، اما دل او از درد و زخمها رنج میبرد.
گه آمد که کمتر کنی کین و خشمفرو خوابنی از گذشته دو چشم
هوش مصنوعی: گاهی پیش میآید که تو باید کینه و خشم خود را کم کنی و از یادآوری بدیهای گذشته خودداری کنی.
فدای تو بادا همه خواستهکزین کین همی جان شود کاسته
هوش مصنوعی: فدای تو میشوم به خاطر تمام آرزوهایی که از این کینه به وجود آمده و جانم روز به روز کمتر میشود.
تو دل خوش کن و شهر چندین مسوزنباید که روز اندر آید به روز
هوش مصنوعی: دل خود را شاد نگهدار و از آتش سوزاندن شهر بپرهیز، چون روزی میرسد که نور و روشنایی به زندگیات برمیگردد.
نباشد پسند جهانآفرینکه بیداد جوید جهاندار کین
هوش مصنوعی: جهانآفرین (خدا) هیچگاه راضی نیست که کسی ظلم و ستم کند، چون چنین رفتارهایی از سوی حاکمان درست نیست و باعث رنج دیگران میشود.
درود جهاندار بر شاه بادبلند اخترش افسر ماه باد
هوش مصنوعی: درود بر پادشاهی که در دنیا فرمانروایی میکند و ستاره بلندی در آسمان دارد، همانند تاجی که بر سر ماه نشسته است.
نویسنده بنهاد پس خامه راچو اندر نوشت آن کیی نامه را
هوش مصنوعی: نویسنده قلم را بر کاغذ گذاشت و وقتی که آن نامه را نوشت، در حقیقت کارش را آغاز کرد.
نهادند پس مهر قیصر برویفرستاده بنهاد زی شاه روی
هوش مصنوعی: پس یک مهر از طرف قیصر به پیش فرستاده گذاشتند و بر روی آن، نشانهای از شاه گذاشتند.
بیامد خردمند و نامه بدادز قیصر به شاپور فرخ نژاد
هوش مصنوعی: خردمند آمد و نامهای را از قیصر به شاپور، که نژادی نیکو داشت، داد.
چو آن نامور نامه برخواندندسخنهای نغزش برافشاندند
هوش مصنوعی: وقتی آن نامهی معروف را خواندند، سخنان زیبا و دلنشینی را بیان کردند.
ببخشود و دیده پر از آب کردبروهای جنگی پر از تاب کرد
هوش مصنوعی: او به دشمن خود بخشش کرد و چشمانش پر از اشک شد و به صورتش حالتی خشمگین و پر از تاب و تابیدگی داد.
هماندر زمان نامه پاسخ نوشتبگفت آنکجا رفته بد خوب و زشت
هوش مصنوعی: در همان زمان، نامهای نوشت و پاسخ داد و گفت که آنجا کجا رفته و اوضاع خوب و بد چگونه است.
که مهمان به چرم خر اندر که دوختکه بازار کین کهن برفروخت
هوش مصنوعی: مهمان به دقت و با دلالت بر تاریخ و فراموشیها در زندگی ما، در حالی که زنجیرهای گذشته را میسازد و یادآور رنجها و غمهای کهن است، انباشت احساسات و تجربیات را به یاد میآورد.
تو گرد بخردی خیز پیش من آیخود و فیلسوفان پاکیزه رای
هوش مصنوعی: به جمع دانایان و خردمندان بپیوند و به سوی من بیایید، چون که اندیشمندان واقعی از نظر پاک و روشن هستند.
چو زنهار دادم نسازمت جنگگشاده کنم بر تو این راه تنگ
هوش مصنوعی: وقتی به تو وعده دادم که با تو سر جنگ نمیکنم، این راه دشوار را برایت باز میکنم.
فرستاده برگشت و پاسخ ببردسخنها یکایک همه برشمرد
هوش مصنوعی: فرستاده به خانه برگشت و هر کدام از حرفهایی که گفته شده بود را به دقت بازگو کرد.