بخش ۲
هوش مصنوعی: پس از هفت سال از پادشاهی یزدگرد، در سال هشتم کودکی به نام بهرام به دنیا آمد که نشانههای خوبی در او مشاهده شد. موبدان به یزدگرد خبر دادند که این کودک، پادشاهی شایسته خواهد بود و به آیندهای روشن میانجامد. آنها از یزدگرد خواستند که برای تربیت بهرام از بهترین استادان و دانشمندان از نقاط مختلف جهان کمک بگیرد.
موبدان و بزرگان با دل خوش نزد یزدگرد آمدند و او را در مورد آینده بهرام و آثار دانش و رهنمونهای لازم برای پرورش او آگاه کردند. آنها بر اهمیت آموزش و پرورش بهرام تأکید کردند و از یزدگرد خواستند تا او را به دانشی بزرگ و فرمانروایی شایسته تبدیل کند. یزدگرد نیز به فرستادن نمایندگانی به کشورهای مختلف برای یافتن بهترین آموزگاران و دانشمندان اقدام کرد.
در نهایت، تمامی این تلاشها بر این اساس بود که بهرام به عنوان فرزند شاه، شایستگیهای لازم را برای هدایت و رهبری سرزمین به دست آورد و آینده روشنتری برای کشور رقم بزند.
ز شاهیش بگذشت چون هفت سالهمه موبدان زو به رنج و وبال
هوش مصنوعی: بعد از گذشت هفت سال از شاهی او، همه موبدان از دست او به زحمت و عذاب افتاده بودند.
سر سال هشتم مه فروَدینکه پیدا کند در جهان هور دین
هوش مصنوعی: در آغاز سال هشتم، در زمان فرودین، نور حقیقت و روشنی دین در جهان نمایان میشود.
یکی کودک آمدش هرمزد روزبه نیک اختر و فال گیتی فروز
هوش مصنوعی: یک کودک به نام هرمزد در روزی خوشاقبال و با شگون به دنیا آمد.
همآنگه پدر کرد بهرام نامازان کودک خرد شد شادکام
هوش مصنوعی: در آن زمان، پدر بهرام نامگذاری کرد و از آن کودک کوچک بسیار خوشحال شد.
به در بر ستارهشمر هرک بودکه شایست گفتار ایشان شنود
هوش مصنوعی: هر کس به درگاه ستارهشمار برود، باید شایستگی شنیدن سخنان آنها را داشته باشد.
یکی مایهور بود با فر و هوشسر هندوان بود نامش سروش
هوش مصنوعی: یک فرد با استعداد و باهوش بود که نامش سروش بود و در سرزمین هند زندگی میکرد.
یکی پارسی بود هشیار نامکه بر چرخ کردی به دانش لگام
هوش مصنوعی: یک شخص باهوش و خردمند فارسی زبان بود که با دانش و آگاهی خود، کنترل و مدیریتی بر جهان و اوضاع آن برقرار کرد.
بفرمود تا پیش شاه آمدندهشیوار و جوینده راه آمدند
هوش مصنوعی: فرمان داده شد که هشیار و جستجوگر راه به حضور شاه بیایند.
به صلاب کردند ز اختر نگاههم از زیچ رومی بجستند راه
هوش مصنوعی: ستارهای که در آسمان بود، برای نظری به سوی مرگ و بخت بد، دچار تغییر شد و از آن زیباییهای رومی عبور کرد.
از اختر چنان دید خرم نهانکه او شهریاری بود در جهان
هوش مصنوعی: از ستاره به گونهای خرم و پنهان دیده میشود که انگار او در دنیا یک پادشاه است.
ابر هفت کشور بود پادشاگو شاددل باشد و پارسا
هوش مصنوعی: ابر نمایندهٔ پادشاهی است که بر هفت کشور فرمانروایی میکند و باید شاداب و نیکوکار باشد.
برفتند پویان بر شهریارهمان زیچ و صلابها بر کنار
هوش مصنوعی: شخصیتهای فعال و پرجنبوجوش به نزد پادشاه رفتند، همانطور که نیروها و قدرتها در کنار او قرار داشتند.
بگفتند با تاجور یزدگردکه دانش ز هرگونه کردیم گرد
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که برای یزدگرد، پادشاه تاجدار، دانشی از هر نوع و جنسی به دست آوردهایم. به عبارتی دیگر، بر تنوع و گستردگی دانش خود افزودهایم و به دنبال تعلیم و یادگیری در همه زمینهها بودهایم.
چنان آمد اندر شمار سپهرکه دارد بدین کودک خرد مهر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی به قدری درخشان و برجسته است که در کنار سایر ستارهها و آسمان، مانند یک کودک با محبت و معصوم به نظر میرسد. به عبارت دیگر، او به اندازهای نورانیت و ارزش دارد که در مقایسه با دیگران، ویژگیهای خاصش واضح و نمایان است.
مر او را بود هفت کشور زمینگرانمایه شاهی بود بافرین
هوش مصنوعی: او کسی بود که صاحب هفت کشور ارزشمند بود و به عنوان یک شاه بزرگ و قابل ستایش شناخته میشد.
ز گفتارشان شاد شد شهریارببخشیدشان گوهر شاهوار
هوش مصنوعی: شهریار از صحبتهای آنها خوشحال شد و به آنها به خاطر گفتارشان، جواهرهای باارزش بخشید.
چو ایشان برفتند زان بارگاهرد و موبد و پاک دستور شاه
هوش مصنوعی: وقتی آن افراد از آن کاخ و مکان با عظمت رفتند، رئیس مذهبی و معلم پاک شاه نیز رفت.
نشستند و جستند هرگونه رایکه تا چارهٔ آن چه آید به جای
هوش مصنوعی: آنها گرد هم آمدند و هر نظری را بررسی کردند تا راه حلی برای مشکل پیدا کنند.
گرین کودک خرد خوی پدرنگیرد شو خسروی دادگر
هوش مصنوعی: اگر کودک کوچک، ویژگیهای پدر را نگیرد، نباید انتظار داشته باشد که در آینده حکمرانی عادل باشد.
گر ایدونک خوی پدر دارد اویهمه بوم زیر و زبر دارد اوی
هوش مصنوعی: اگر او به خوبیهای پدرش آشنا باشد، همه جا را به هم میریزد و دگرگون میکند.
نه موبد بود شاد و نه پهلواننه او در جهان شاد روشنروان
هوش مصنوعی: نه هیچکس از روحانیان شاد بود و نه قهرمانان، و نه کسی در این دنیا از خوشی و روشنی دلشاد بود.
همه موبدان نزد شاه آمدندگشادهدل و نیکخواه آمدند
هوش مصنوعی: تمامی روحانیون با دلهای باز و نیکخواه نزد شاه جمع شدند.
بگفتند کاین کودک برمنشز بیغاره دورست و ز سرزنش
هوش مصنوعی: گفتند که این کودک به خاطر رفتار نیکش، از هرگونه بدی و سرزنش دور است.
جهان سربسر زیر فرمان اوستبه هر کشوری باژ و پیمان اوست
هوش مصنوعی: کل جهان تحت سلطه و فرمان اوست و در هر سرزمینی از او مالیات و عهد و پیمان گرفته میشود.
نگه کن به جایی که دانش بودز داننده کشور به رامش بود
هوش مصنوعی: به جایی نگاه کن که علم و دانش وجود دارد، زیرا در آن مکان، دانایان و حکیمان به آرامش و خوشی دست یافتهاند.
ز پرمایگان دایگانی گزینکه باشد ز کشور برو آفرین
هوش مصنوعی: از میان زنان با ارزش و سرزنده، بهترین را انتخاب کن که او از سرزمینهای با شکوه و پربار میآید.
هنر گیرد این شاه خرم نهانز فرمان او شاد گردد جهان
هوش مصنوعی: هنر این شاه خوشبخت به طور پنهانی در دست دارد و به لطف فرمان او، جهان خوشحال و شاداب میشود.
چو بشنید زان موبدان یزدگردز کشور فرستادگان کرد گرد
هوش مصنوعی: زمانی که یزدگرد از موبدان شنید، نمایندگانی را به سوی کشور فرستاد.
همانگه فرستاد کسها به رومبه هند و به چین و به آباد بوم
هوش مصنوعی: در آن زمان پیامهایی به مناطق مختلف مانند روم، هند، چین و دیگر سرزمینهای آباد فرستادند.
همان نامداری سوی تازیانبشد تا ببیند به سود و زیان
هوش مصنوعی: یک فرد با مقام و منزلت در میان عربها به سمت آنها رفت تا وضعیت خوب و بد را مشاهده کند.
به هر سو همی رفت خوانندهایکه بهرام را پرورانندهای
هوش مصنوعی: خوانندهای در حال حرکت بود که بهرام، شخصیتی بزرگ و تاثیرگذار، را تربیت و پرورش داده است.
بجوید سخنگوی و دانشپذیرسخندان و هر دانشی یادگیر
هوش مصنوعی: به دنبال کسی باش که سخن بگوید و علمی را بیاموزد، و هر دانشی را فرا بگیر.
بیامد ز هر کشوری موبدیجهاندیده و نیکپی بخردی
هوش مصنوعی: از هر سرزمینی مردی عاقل و فرهیخته با تجربه و نیکنام آمد.
چو یکسر بدان بارگاه آمدندپژوهنده نزدیک شاه آمدند
هوش مصنوعی: وقتی که همه به آن قصر بزرگ رسیدند، دلسوزان و جویندگان علم نزد پادشاه رفتند.
بپرسید بسیار و بنواختشانبه هر برزنی جایگه ساختشان
هوش مصنوعی: از آنها پرسشهای زیادی کردند و به خوبی با آنها رفتار کردند و برای هر گروهی جایی مناسب مهیا ساختند.
برفتند نعمان و منذر به شببسی نامداران گرد از عرب
هوش مصنوعی: نعمان و منذر به همراه جمعی از بزرگان عرب در شب رفتند.
بزرگان چو در پارس گرد آمدندبر تاجور یزدگرد آمدند
هوش مصنوعی: بزرگان وقتی دور هم جمع شدند، به یزدگرد، پادشاه پارس، پیوستند.
همی گفت هرکس که ما بندهایمسخن بشنویم و سرایندهایم
هوش مصنوعی: هر کسی که ما را بندگی میکند، باید سخن را بشنود و ما را سراینده بداند.
که باید چنین روزگار از مهانکه بایسته فرزند شاه جهان
هوش مصنوعی: روزگار باید به گونهای باشد که شایستهٔ فرزند شاه جهان باشد.
به بر گیرد و دانش آموزدشدل از تیرگیها بیفروزدش
هوش مصنوعی: او آغوش خود را به روی او میگشاید و به او علم میآموزد و دلش را از تاریکیها روشن میکند.
ز رومی و هندی و از پارسینجومی و گر مردم هندسی
هوش مصنوعی: از روم و هند و ایرانیها، همگی دانش نجومی دارند و اگر هم که کسی به علم هندسه مشغول باشد.
همه فیلسوفان بسیاردانسخنگوی وز مردم کاردان
هوش مصنوعی: تمامی فیلسوفان افرادی هستند که دانش زیادی دارند و میتوانند خوب صحبت کنند، اما مردم از روی تجربه و توانمندیهای عملی خود به کار میپردازند.
بگفتند هریک به آواز نرمکه ای شاه باداد و با رای و شرم
هوش مصنوعی: هر کدام به آرامی گفتند که ای پادشاه، با عدالت و اندیشه و با احترام رفتار کن.
همه سربسر خاک پای توایمبه دانش همه رهنمای توایم
هوش مصنوعی: ما همه در خدمت تو هستیم و به خاطر تو به آموختن و یادگیری پرداختهایم. هر کدام از ما آمادهیم تا راهنماییات کنیم.
نگر تا پسندت که آید همیوگر سودمندت که آید همی
هوش مصنوعی: به این فکر کن که چه چیزی مورد پسند توست و چه چیزی میتواند برایت مفید باشد.
چنین گفت منذر که ما بندهایمخود اندر جهان شاه را زندهایم
هوش مصنوعی: منذر میگوید که ما بندگان هستیم و در این دنیا تنها به خاطر شاه زندهایم.
هنرهای ما شاه داند همهکه او چون شبانست و ما چون رمه
هوش مصنوعی: ما هنرمندان را شاه میشناسد، زیرا او مانند یک شبان است و ما شبیه به رمهای هستیم که تحت نظر او هستیم.
سواریم و گردیم و اسپ افگنیمکسی را که دانا بود بشکنیم
هوش مصنوعی: ما سوار هستیم و حرکت میکنیم و اسب را به جلو میرانیم تا کسی را که داناست متوقف کنیم و به چالش بکشیم.
ستارهشمر نیست چون ما کسیکه از هندسه بهره دارد بسی
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه ما از زیباییهای دنیا و علم الهی بهرهمند نیست؛ مانند ستارهشمار نیستیم.
پر از مهر شاهست ما را روانبه زیر اندرون تازی اسپان دمان
هوش مصنوعی: روح ما سرشار از محبت پادشاه است و در نهایت به زیر اندام اسبان تازی خواهد رفت.
همه پیش فرزند تو بندهایمبزرگی وی را ستایندهایم
هوش مصنوعی: ما همه در برابر فرزند تو خدمتگزار هستیم و به بزرگی او افتخار و ستایش میکنیم.