بخش ۱۵
هوش مصنوعی: بهرام به بزرگان و مهتران میگوید که همه چیز را به درستی بیان کردهاند و او پدر خود را نکوهش میکند. او اعتراف میکند که در زیر سلطه پدرش احساس زندانی بودن میکند و از یزدان خواسته که او را از این وضعیت رهانیده و به درستی هدایت کند. بهرام بر این باور است که شاه باید دادگزار باشد و برای زیر دستانش خیر و صلاح را خواستار است. او نسبت به بیدادگری و ناپاکی شاهان پیشین انتقاد کرده و خود را از نسل نیکان میداند. بهرام پیشنهاد میدهد که تاج شاهی را به کسی بسپارند که دادگرا و پارسا باشد و در پایان تاکید میکند که این انتخاب باید به دور از کژی و ناپختگی انجام شود. بعد از گفتن این سخنان، او به خیمهاش میرود و همه از سخنان او متاثر میشوند. بزرگان و موبدان در پاسخ به او میگویند که این سخنان از فره ایزدی و خرد سرچشمه میگیرد و به توافق میرسند که شاهی باید برگزیده شود که شایسته و دادگر باشد.
چنین گفت بهرام کای مهترانجهاندیده و کارکرده سران
هوش مصنوعی: بهرام چنین گفت: ای بزرگان و دنیا دیده، که در کارها تبحر دارید.
همه راست گفتید و زین بترستپدر را نکوهش کنم در خورست
هوش مصنوعی: شما همه چیز را درست گفتید و از این بیشتر میترسم که پدر را سرزنش کنم، زیرا این به او نمیچسبد.
ازین چاشنی هست نزدیک منکزان تیره شد رای تاریک من
هوش مصنوعی: در نزدیک من مادهای وجود دارد که باعث شده ذهن تاریک و اندیشهام دچار آشفتگی شود.
چو ایوان او بود زندان منچو بخشایش آورد یزدان من
هوش مصنوعی: خانهاش برای من زندانی است، اما زمانی که خداوند رحمتش را نازل کند، این فضا به محل رحمت و آزادی تبدیل میشود.
رهانید طینوشم از دست اویبشد خسته کام من از شست اوی
هوش مصنوعی: مرا از چنگ او رها کنید، زیرا خستهام از دست او و آرزوهایم برآورده نمیشود.
ازان کردهام دست منذر پناهکه هرگز ندیدم نوازش ز شاه
هوش مصنوعی: به خاطر این عمل، به دست منذر پناه پناه بردهام، زیرا هرگز از سوی پادشاه نوازش و محبت ندیدهام.
بدان خو مبادا که مردم بودچو باشد پی مردمی گم بود
هوش مصنوعی: مراقب باش که انسانها واقعی نیستند و اگر روح انسانی در وجود آنها نباشد، خود را گم میکنند.
سپاسم ز یزدان که دارم خردروانم همی از خرد برخورد
هوش مصنوعی: من از خداوند سپاسگزارم که دارای عقل و فهم هستم و روانم به واسطه این خرد راهنمایی میشود.
ز یزدان همی خواستم تاکنونکه باشد به خوبی مرا رهنمون
هوش مصنوعی: من تا به حال از خداوند درخواست کردهام که مرا به راهی نیکو هدایت کند.
که تا هرچ با مردمان کرد شاهبشوییم ما جان و دل زان گناه
هوش مصنوعی: ما به خاطر کارهایی که شاه با مردم کرده، جان و دلمان را از آن گناه پاک خواهیم کرد.
به کام دل زیردستان منمبر آیین یزدانپرستان منم
هوش مصنوعی: من به خواستههای زیردستانم اهمیت میدهم و پیرو آیین پرستش خداوند هستم.
شبان باشم و زیردستان رمهتنآسانی و داد جویم همه
هوش مصنوعی: من شبانم و به رمهام رسیدگی میکنم و تلاش میکنم تا به همهی آنها عدالت برسانم.
منش هست و فرهنگ و رای و هنرندارد هنر شاه بیدادگر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که منش و فرهنگ و فکر و هنر واقعی وجود ندارد، برای اینکه هنر را در دست کسی میبینیم که خود به ستمگری و بیدادگری شناخته میشود.
لئیمی و کژی ز بیچارگیستبه بیدادگر بر بباید گریست
هوش مصنوعی: شخصی که به دیگران ظلم میکند و ناعدالتی میورزد، نتیجهٔ ناتوانی و فقر خود را نشان میدهد. در برابر این ظلم و ستم، باید برای وضعیت نابهسامان و بیعدالتی گریست.
پدر بر پدر پادشاهی مراستخردمندی و نیکخواهی مراست
هوش مصنوعی: پدر من بر پدر پادشاهی من تکیه دارد و این نشاندهندهای از عقل و نیکخواهی من است.
ز شاپور بهرام تا اردشیرهمه شهریاران برنا و پیر
هوش مصنوعی: از شاپور و بهرام تا اردشیر، تمامی پادشاهان هم جوان بودند و هم سالمند.
پدر بر پدربر نیای منندبه دین و خرد رهنمای منند
هوش مصنوعی: پدران و اجدادی که داشتم، در دین و智慧 راهنمای من هستند.
ز مادر نبیرهٔ شمیران شهمز هر گوهری با خرد همرهم
هوش مصنوعی: از مادر نوهٔ شمیران، من دارای شجاعت و نبوغی هستم که با هر دانهای از گوهرهای باارزش همتراز است.
هنر هم خرد هم بزرگیم هستسواری و مردی و نیروی دست
هوش مصنوعی: هنر ترکیبی از عقل و بزرگی است که نشاندهنده تسلط و قدرت فرد بر خودش و محیط پیرامونش است.
کسی را ندارم ز مردان به مردبه رزم و به بزم و به هر کارکرد
هوش مصنوعی: من کسی را ندارم که در میدان جنگ و در میخانه، در هر نوع کار و فعالیتی با من باشد و همگام شود.
نهفته مرا گنج آگنده هستهمان نامداران خسروپرست
هوش مصنوعی: در دل من گنجی پنهان وجود دارد که در آن یاد و نام بزرگان و پادشاهان محبتپرست نهفته است.
جهان یکسر آباد دارم به دادشما یکسر آباد باشید و شاد
هوش مصنوعی: جهان را به خوبی و رونق پر کردهام، امیدوارم شما نیز همواره خوش و خرم باشید.
هران بوم کز رنج ویران شدستز بیدادی شاه ایران شدست
هوش مصنوعی: هر سرزمین که بر اثر رنج و ستم و ظلم و بیعدالتی ویران شده، به دلیل ستمگری شاه ایران است.
من آباد گردانم آن را به دادهمه زیردستان بمانند شاد
هوش مصنوعی: من آن سرزمین را با عدالت آباد میکنم تا همه زیر دستانم شاد و خوشحال باشند.
یکی با شما نیز پیمان کنمزبان را به یزدان گروگان کنم
هوش مصنوعی: من نیز با شما عهد میبندم و زبانم را به خداوند واگذار میکنم.
بیاریم شاهنشهی تخت عاجبرش در میان تنگ بنهیم تاج
هوش مصنوعی: بیایید یک پادشاه بزرگ را به تختی از عاج برسانیم و تاجی را بر او بگذاریم.
ز بیشه دو شیر ژیان آوریمهمان تاج را در میان آوریم
هوش مصنوعی: از جنگل دو شیر قوی را به عنوان نماد قدرت و شجاعت به دست میآوریم و همانطور که تاجی را به نمایش میگذاریم، ما هم آن را در مرکز توجه قرار میدهیم.
ببندیم شیر ژیان بر دو سویکسی را که شاهی کند آرزوی
هوش مصنوعی: به دو طرف کسی که آرزوی سلطنت دارد، غلاف تند و قوی را ببندیم.
شود تاج برگیرد از تخت عاجبه سر برنهد نامبردار تاج
هوش مصنوعی: تاج از سر تخت عاج برداشته میشود و بر سر شخصی نامدار گذاشته میشود.
به شاهی نشیند میان دو شیرمیان شاه و تاج از بر و تخت زیر
هوش مصنوعی: در میان دو شیر که نماد قدرت و سلطنت هستند، او بر تختی نشسته است که نماد پادشاهی و عزت است. این تصویر نشاندهندهی جایگاه مهم و والای او در زندگی و حکومت است.
جز او را نخواهیم کس پادشااگر دادگر باشد و پارسا
هوش مصنوعی: ما هیچ کس را جز او نمیخواهیم، even اگر پادشاهی عادل و نیکوکار باشد.
وگر زین که گفتم بتابید یالگزینید گردنکشی را همال
هوش مصنوعی: اگر از آنچه گفتم بگذرید، باید بدانید که انتخاب کردن یال و زیبایی در این دنیا، به معنای تحمل سرکشی و سرپیچی نیز هست.
به جایی که چون من بود پیش روسنان سواران بود خار و خو
هوش مصنوعی: در جایی که من قرار داشتم، سواران با سنان و نیزههایشان بودند، اما من تنها و بیکس بودم.
من و منذر و گرز و شمشیر تیزندانند گردان تازی گریز
هوش مصنوعی: من و منذر و شمشیر و گرز تیز به میدان نبرد آمدهایم و دشمنان از ما میگریزند.
برآریم گرد از شهنشاهتانهمان از بر و بوم وز گاهتان
هوش مصنوعی: از سرزمین و دیار شما، گرد و غبار را از چهره پادشاهان بر میداریم.
کنون آنچ گفتیم پاسخ دهیدبدین داوری رای فرخ نهید
هوش مصنوعی: حالا آنچه که گفتیم را پاسخ دهید و در این قضاوت، رأی خوش یمنی را انتخاب کنید.
بگفت این و برخاست و در خیمه شدجهانی ز گفتارش آسیمه شد
هوش مصنوعی: او این را گفت و برخاست و به خیمه رفت، به طوری که همه جهان از سخنش حیرت زده شدند.
به ایران رد و موبدان هرک بودکه گفتار آن شاه دانا شنود
هوش مصنوعی: هر کسی که به ایران برود و سخنان آن شاه دانا را بشنود، باید به موبدان و اهل علم احترام بگذارد.
بگفتند کین فره ایزدیستنه از راه کژی و نابخردیست
هوش مصنوعی: این گفته بیانگر این است که این ویژگیای که به آن اشاره میشود، از ذات الهی و خوبی ناشی میشود و به هیچ عنوان به مسیرهای نادرست یا ناپسند مربوط نیست.
نگوید همی یک سخن جز به دادسزد گر دل از داد داریم شاد
هوش مصنوعی: اگر دل ما از انصاف و عدالت شاد باشد، نباید فقط به سخنان بیمعنی و بیفایده بپردازیم و بهتر است تنها در مورد چیزهایی صحبت کنیم که درست و به جا باشد.
کنون آنک گفت او ز شیر ژیانیکی تاج و تخت کیی بر میان
هوش مصنوعی: اکنون که او از شیر ژیان سخن گفت، کدام تاج و تخت بر میان است؟
گر او را بدرند شیران نرز خونش بپرسد ز ما دادگر
هوش مصنوعی: اگر شیران نر او را پاره کنند، از خونش از ما دادگر سوال خواهند کرد.
چو خود گفت و این رسم بد خود نهادهمان کز به مرگش نباشیم شاد
هوش مصنوعی: وقتی خود او چنین گفت و این کار ناپسند را به راه انداخت، پس ما هم به خاطر مرگش خوشحال نخواهیم بود.
ور ایدون کجا تاج بردارد اویبه فر از فریدون گذر دارد اوی
هوش مصنوعی: اگر این شخص بتواند تاج را بر دوش بگذارد، او از فریدون فراتر میرود و مقامش بالاتر میشود.
جز از شهریارش نخوانیم کسز گفتارها داد دادیم و بس
هوش مصنوعی: ما جز از پادشاه خود هیچکس را نمیخوانیم و تنها به گفتههای او گوش میدهیم و همین برای ما کافی است.