بخش ۱۴
هوش مصنوعی: در این متن، بهرام که یک شخصیت برجسته و سالخورده است، با مهتران و ایرانیان صحبت میکند و از آنها میخواهد که برای پادشاهی او رای دهند، زیرا پدرش هم پادشاه بوده است. ایرانیان از او میخواهند که به خاطر مشکلات و دردهایی که دارند، شکیبا نباشد و در جستجوی یک شاه جدید برآیند. بهرام بیان میکند که اگر آنها او را نخواهند، پس دلیل بر قرار دادن شخص دیگری به جای او چیست؟
موبد نیز تأکید میکند که هیچکس، حتی شاهزادهها، از مقام خود گریزان نیستند و از آنها میخواهد که یکی از خودشان را برگزینند. پس از مدتی، از میان صد نفر، نام بهرام به عنوان پادشاه انتخاب میشود. اما در میان ایرانیان در مورد او نارضایتی وجود دارد و برخی در مورد دلیر بودن و خودکام بودن او نظری منفی دارند.
منذر، یکی از سران، میخواهد بداند که چرا اینهمه مشکلات برای شاه جوان به وجود آمده است. پس از این، بزرگان پاسخی میدهند و بحثی درباره وضعیت ایرانیان به وجود میآید. در این میان شاهد درد و رنجهای بسیاری از ایرانیان هستیم و رفتارهای خشونتآمیز هم مشاهده میشود. بهرام از این وضعیت دلشکسته میشود و از خداوند میخواهد که این مشکلات برطرف شود، در حالی که منذر به او پیشنهاد میدهد که باید پاسخگوی مسایل باشد.
چنین گفت بهرام کای مهترانجهاندیده و سالخورده سران
هوش مصنوعی: بهرام به بزرگان و با تجربههای جهان گفت:
پدر بر پدر پادشاهی مراستچرا بخشش اکنون برای شماست
هوش مصنوعی: پدرم بر پدر پادشاهی است، پس چرا الان این بخشش برای شماست؟
به آواز گفتند ایرانیانکه ما را شکیبا مکن بر زیان
هوش مصنوعی: ایرانیان با صدای بلند اعلام کردند که ما را در برابر ضرر و زیان شکیبا و صبور نکنید.
نخواهیم یکسر به شاهی ترابر و بوم ما را سپاهی ترا
هوش مصنوعی: ما به طور کامل نمیخواهیم که تو برای ما پادشاهی کنی و بر سرزمین ما فرمانروایی داشته باشی.
کزین تخمه پرداغ و دودیم و دردشب و روز با پیچش و باد سرد
هوش مصنوعی: از این تخم که پر از درد و رنج است، ما در شب و روز با پیچ و تاب و باد سرد دست و پنجه نرم میکنیم.
چنین گفت بهرام کری رواستهوا بر دل هرکسی پادشاست
هوش مصنوعی: بهرام کری میگوید که هر کس بر اساس وضعیت و حال خود، احساسات و افکارش را دارد و برای هر شخص، آنچه در دلش میگذرد، به نوعی حکم رانی میکند.
مرا گر نخواهید بیرای منچرا کس نشانید بر جای من
هوش مصنوعی: اگر مرا نخواهید و به من توجهی نکنید، چرا کسی را به جای من قرار میدهید؟
چنین گفت موبد که از راه دادنه خسرو گریزد نه کهتر نژاد
هوش مصنوعی: موبد بیان کرد که در مسیر عدالت، نه هیچ پادشاهی میتواند فرار کند و نه هیچ فرد پستتری.
تو از ما یکی باش و شاهی گزینکه خوانند هرکس برو آفرین
هوش مصنوعی: تو هم مانند ما باش و برتری را انتخاب کن، که هر کسی به خاطر تو ستایش خواهد کرد.
سه روز اندران کار شد روزگارکه جویند ز ایران یکی شهریار
هوش مصنوعی: سه روز در این ماجرا گذشت و زمان سپری شد، در حالی که مردم به دنبال یک فرمانروای شایسته از ایران بودند.
نوشتند پس نام صد نامورفروزندهٔ تاج و تخت و کمر
هوش مصنوعی: در اینجا صحبت از نوشتن نام افراد برجسته و نامآور است که در جهت روشنایی و عظمت پادشاهی و اقتدار نقش دارند.
ازان صد یکی نام بهرام بودکه در پادشاهی دلارام بود
هوش مصنوعی: از بین آن صد نفر، یکی به نام بهرام وجود داشت که در حکومتش، آرامش و شادی برقرار بود.
ازین صد به پنجاه بازآمدندپر از چاره و پرنیاز آمدند
هوش مصنوعی: از صد نفر، پنجاه نفر برگشتند، پر از راهحلها و نیازها.
ز پنجاه بهرام بود از نخستاگر جست پای پدر گر نجست
هوش مصنوعی: اگر از آغاز زندگی، نسبت به هوی و هوس پدر پایبند نمیشد و به دنبال خواستههای خود میرفت، از سن پنجاه سالگی مثل بهرام برمیخاست و به موفقیتهای بزرگی دست مییافت.
ز پنجاه بازآوریدند سیز ایرانی و رومی و پارسی
هوش مصنوعی: از پنجاه نفر، سی نفر را که از ایرانی، رومی و پارسی بودهاند، بازگرداندند.
ز سی نیز بهرام بد پیش روکه هم تاجور بود و هم شیر نو
هوش مصنوعی: بهرام، که در میان مارها و خطرها قرار دارد، هم مقتدر و هم شجاع است.
ز سی کرد داننده موبد چهاروزین چار بهرام بد شهریار
هوش مصنوعی: از سی، دانای موبدی میگوید که چهار نفر از بهرام، پادشاهی بزرگ و قدرتمند، سخن گفتهاند.
چو تنگ اندرآمد ز شاهی سخنز ایرانیان هرک او بد کهن
هوش مصنوعی: زمانی که سخن از شاهی و سلطنت به تنگنا برسد، هر فرد ایرانی که از گذشته آگاه باشد، باید به حقایق و اصول کهن توجه کند.
نخواهیم گفتند بهرام رادلیر و سبکسار و خودکام را
هوش مصنوعی: نخواهیم گفت که بهرام، دلیر و بیپروا و خودکامه است.
خروشی برآمد میان سراندل هرکسی تیز گشت اندران
هوش مصنوعی: هیاهویی آغاز شد که دلهای همه را تیز و خشمگین کرد.
چنین گفت منذر به ایرانیانکه خواهم که دانم به سود و زیان
هوش مصنوعی: منذر به ایرانیان گفت که میخواهم بدانم چه چیزی به نفع شماست و چه چیزی به ضررتان.
کزین سال ناخورده شاه جوانچرایید پر درد و تیرهروان
هوش مصنوعی: از وقتی که شاه جوان، بیتوجه به قاعدهها و قوانین حاکم بر زندگی، بیدلی و درد در دل دارد و با اندوه و تیرگی در روانش دست و پنجه نرم میکند، دچار مشکل شده است.
بزرگان به پاسخ بیاراستندبسی خسته دل پارسی خواستند
هوش مصنوعی: بزرگان با دقت و زیبایی به سوالات پاسخ دادند و ایرانیان دلشکسته و خسته، خواستار این پاسخها بودند.
ز ایران کرا خسته بد یزدگردیکایک بران دشت کردند گرد
هوش مصنوعی: از ایران کسی خسته و ناامید نشد، بلکه همه به میدان رفتند و دراز دشتها را پر کردند.
بریده یکی را دو دست و دو پاییکی مانده بر جای و جانش به جای
هوش مصنوعی: یکی از آدمها دستها و پاهایش قطع شده، اما هنوز یکی از پاهایش سالم مانده و جانش به حال خود باقی است.
یکی را دو دست و دو گوش و زبانبریده شده چون تن بیروان
هوش مصنوعی: شخصی که دارای دو دست و دو گوش و زبان است، اما به مانند جسمی بیروح میباشد.
یکی را ز تن دور کرده دو کفتازان مردمان ماند منذر شگفت
هوش مصنوعی: یکی از مردم را از بدنش جدا کردهاند، و دو نفر از آن کسانی که کنار او بودند، به شگفتی ماندهاند.
یکی را به مسمار کنده دو چشمچو منذر بدید آن برآورد خشم
هوش مصنوعی: یک نفر که به همراه مسماری در دست دارد، هنگامی که دو چشم را به شکل هشدار دهنده میبیند، خشمگین میشود و واکنش نشان میدهد.
غمی گشت زان کار بهرام سختبه خاک پدر گفت کای شوربخت
هوش مصنوعی: به خاطر آنچه که بهرام انجام داد، دلش به شدت غمگین شد و به پدرش گفت: ای بدبخت!
اگر چشم شادیت بر دوختیروان را به آتش چرا سوختی
هوش مصنوعی: اگر چشمانت را به شادی میبستی، پس چرا دلت را به درد کشیدی و آتش زدی؟
جهانجوی منذر به بهرام گفتکه این بد بریشان نباید نهفت
هوش مصنوعی: منذر، که فردی جستجوگر و ماجراجو است، به بهرام میگوید که نباید این خبر بد را از دیگران پنهان کرد.
سخنها شنیدی تو پاسخگزارکه تندی نه خوب آید از شهریار
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که تو به سوالات پاسخ میدهی و تندی و تیزخویی در گفتار از پادشاه مناسب نیست.