بخش ۲۸
هوش مصنوعی: خورشید بر چرخ نمایان شد و شاه بر تخت زرین نشست. فرستاده قیصر به دربار آمد و موبد، با خرد و دانایی، به پیش شاه رفت. آنها به گفتگو پرداختند و موبد به فرستاده گفت که انسانهای دانا بزرگ و توانا هستند و در مقابل، نادانان به مانند گل خوارترند. فرستاده نیز بر دانایی تاکید کرد و گفت که از دانش میتوان به آبرو دست یافت. موبد یادآور شد که باید بیندیشند و با خرد سخن بگویند. رومی از سخنان موبد خوشحال شد و بر او آفرین گفت. سپس فرستاده از پیش شاه بیرون رفت و شب فرارسید. صبحگاه درفش شاهی برآمد و شاه از خواب بیدار شد. او دستور داد تا خلعت و هدایا آماده کنند و فرستاده را پیش خود خواست. هدایا شامل طلا و نقره و جواهرات بسیار بود.
چو خورشید بر چرخ بنمود دستشهنشاه بر تخت زرین نشست
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید در آسمان نمایان شد، پادشاه با شکوه بر تخت زرین خود نشسته بود.
فرستادهٔ قیصر آمد به درخرد یافته موبد پرگهر
هوش مصنوعی: فرستادهٔ امپراتور به درِ خانه آمد و موبدی با دانش و دانی غنی را ملاقات کرد.
به پیش شهنشاه رفتند شادسخنها ز هرگونه کردند یاد
هوش مصنوعی: آنها با خوشحالی به حضور پادشاه رفتند و درباره هر موضوعی سخن گفتند و یادآوری کردند.
فرستاده را موبد شاه گفتکه ای مرد هشیار بییار و جفت
هوش مصنوعی: موبد شاه به فرستاده گفت: ای مرد باهوش، بدون همپیمان و یارِ همراه میباشی.
ز گیتی زیانکارتر کار چیستکه بر کردهٔ او بباید گریست
هوش مصنوعی: از تمام کارهایی که در زندگی انجام میشود، هیچ چیز بیشتر از آسیبهایی که از دنیا به ما میرسد، دردناک نیست و باید بر آن حسرت خورد.
چه دانی تو اندر جهان سودمندکه از کردنش مرد گردد بلند
هوش مصنوعی: تو از چه میدانی که در این جهان چه کارهایی فایدهمند است، که با انجام آنها مردان بزرگ و برجسته میشوند.
فرستاده گفت آنک دانا بودهمیشه بزرگ و توانا بود
هوش مصنوعی: فرستاده گفت: او کسی بود که همیشه دانشمند و بزرگوار و توانا بود.
تن مرد نادان ز گل خوارتربه هر نیکئی ناسزاوارتر
هوش مصنوعی: اجازه دهید بگویم که انسان نادان حتی از گل هم بیارزشتر است و شایسته هر چیز خوب و نیک نیست.
ز نادان و دانا زدی داستانشنیدی مگر پاسخ راستان
هوش مصنوعی: از نادان و دانا داستانی را شنیدی، حالا آیا برای جواب دادن به راستان آمادهای؟
بدو گفت موبد که نیکو نگربیندیش و ماهی به خشکی مبر
هوش مصنوعی: موبد به او گفت که با دقت و تفکر نگاه کن و کار نیکو انجام بده، و چیزی را که خاص دریا است، به خشکی نبر.
فرستاده گفت ای پسندیده مردسخنها ز دانش توان یاد کرد
هوش مصنوعی: فرستاده گفت: ای مرد محترم، میتوان از دانایی در گفتارها بهره گرفت.
تو این گر دگرگونه دانی بگویکه از دانش افزون شود آبروی
هوش مصنوعی: اگر تو چیز جدیدی را درک کنی، بگو که علم و دانش باعث افزایش احترام و وجهه شخص میشود.
بدو گفت موبد که اندیشه کنکز اندیشه بازیب گردد سخن
هوش مصنوعی: موبد به او گفت که فکر کن، زیرا سخن زاده اندیشه است و اندیشه میتواند به زیبایی صحبت کند.
ز گیتی هرانکو بیآزارترچنان دان که مرگش زیانکارتر
هوش مصنوعی: هر کس که در این دنیا بیخطر و بیضرر است، بدانید که مرگ او برای دیگران ضرری بیشتری به همراه دارد.
به مرگ بدان شاد باشی رواستچو زاید بد و نیک تن مرگ راست
هوش مصنوعی: اگر به مرگ فکر کنی و از آن ناامید نباشی، درست است زیرا زندگی همیشه با خوب و بد همراه است و مرگ بخشی از این چرخه طبیعی است.
ازین سودمندی بود زان زیانخرد را میانجی کن اندر میان
هوش مصنوعی: به خاطر این فایده، از آن ضرر، خرد را واسطه قرار بده و در وسط بگذار.
چو بشنید رومی پسند آمدشسخنهای او سودمند آمدش
هوش مصنوعی: وقتی رومیش سخنان او را شنید، خوشش آمد و احساس کرد که این گفتار برایش مفید است.
بخندید و بر شاه کرد آفرینبدو گفت فرخنده ایران زمین
هوش مصنوعی: بخندید و بر پادشاه تحسین کردند و به او گفتند: ایران زمین برای تو نیکو و فرخنده است.
که تخت شهنشاه بیند همیچو موبد بروبر نشیند همی
هوش مصنوعی: هر کسی که در جایگاه سلطنت قرار گیرد، همچون موبدی بزرگ و محترم در برابر او نشسته و او را میبیند.
به دانش جهان را بلند افسریبه موبد ز هر مهتری برتری
هوش مصنوعی: با آگاهی، میتوان بر جهان تسلط یافت و برتری یافت بر هر کسی که در مقام حکومتی باشد.
اگر باژ خواهی ز قیصر رواستک دستور تو بر جهان پادشاست
هوش مصنوعی: اگر میخواهی درخواستی از قیصر (پادشاه) داشته باشی، باید بپذیری که فرمان تو باید بر همه جهان حاکم باشد.
ز گفتار او شاد شد شهریاردلش تازه شد چو گل اندر بهار
هوش مصنوعی: پادشاه از سخنان او خوشحال شد و دلش همچون گل در بهار جوان و سرزنده گشت.
برون شد فرستاده از پیش شاهشب آمد برآمد درفش سیاه
هوش مصنوعی: پیک پیامرسان از پیش شاه خارج شد و شب هنگام، پرچم سیاه به اهتزاز درآمد.
پدید آمد آن چادر مشکبویبه عنبر بیالود خورشید روی
هوش مصنوعی: چادری خوشبو و زیبا به وجود آمد که مانند مشک عطر دارد و با نور خورشید آراسته شده است.
شکیبا نبد گنبد تیزگردسر خفته از خواب بیدار کرد
هوش مصنوعی: کسی که صبر و استقامت ندارد، نمیتواند از خواب غفلت بیدار شود و به زندگی و واقعیتهای آن توجه کند.
درفشی بزد چشمهٔ آفتابسر شاه گیتی سبک شد ز خواب
هوش مصنوعی: پرچمی بر افراشته شد که نور آفتاب را به تصویر میکشید و سر بزرگترین پادشاه جهان از خواب بیدار شد.
در بار بگشاد سالار بارنشست از بر تخت خود شهریار
هوش مصنوعی: سالار بار به آرامی در را باز کرد و بر تخت خود، شهریار نشست.
بفرمود تا خلعت آراستندفرستاده را پیش او خواستند
هوش مصنوعی: فرمان دادند تا لباس زیبایی آماده کنند و سپس فرستاده را به حضور او خواستند.
ز سیمین و زرین و اسپ و ستامز دینار گیتی که بردند نام
هوش مصنوعی: از نقره و طلا و اسب و سلاح، از نام دینار دنیایی که بردهاند.
ز دینار و گوهر ز مشک و عبیرفزون گشت از اندیشهٔ تیزویر
هوش مصنوعی: از نظر من، ثروت و جواهرات و عطرهای خوشبو هر چقدر هم که زیاد باشند، نمیتوانند برتری فکر و اندیشهٔ انسان را تحتالشعاع قرار دهند.