بخش ۲۹
هوش مصنوعی: شاه پس از پایان کار رومیان، نگران اوضاع سپاه شد و به موبدان دستور داد تا راجع به مسائل مهم مشورت کنند. او تمام ثروت و داراییهای خود را به فرماندهان و قهرمانان بخشید و خواستار عدالت و راستگویی در جهان شد. او بیان کرد که سلطنت و پادشاهی باید بر پایه نیکی و عدالت باشد و از بیدادگری پرهیز کند.
شاه به موبدان گفت که تاریخچه پادشاهان نشاندهنده عواقب بدی بود که از بیدادگری و ظلم آنها ناشی شده است. او به روایت داستانهای پیشینیان پرداخت و بر ضرورت مدارا و راستی در رفتار با مردم تأکید کرد. او همچنین از اهمیت دادگری و جلوگیری از ظلم به خصوص به زیردستان سخن گفت.
شاه از دیگران خواست تا به اخلاق و پاکی در زندگی توجه کنند و از نیکی دست برندارند. او نهایتا بر این نکته تأکید کرد که باید به حقوق دیگران احترام گذاشت و از زندگی در آرامش و بیدردسری لذت برد. همه حاضران با شنیدن این سخنها به او اعتماد کردند و او را به عنوان پادشاهی عادل و دانا شناختند.
چو از کار رومی بپردخت شاهدلش گشت پیچان ز کار سپاه
هوش مصنوعی: زمانی که شاه از کارهای رومیها فراغت پیدا کرد، دلش به خاطر امور سپاه دچار اضطراب و نگرانی شد.
بفرمود تا موبد رایزنبشد با یکی نامدار انجمن
هوش مصنوعی: فرمان داد تا موبد مشاور به همراه یکی از افراد معروف و برجسته به جلسه برود.
ببخشید روی زمین سربسرابر پهلوانان پرخاشخر
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن اکثریت یا حضور قهرمانان و جنگجویان در یک صحنه بزرگ و پرهیجان اشاره دارد که به نوعی با صفات برجسته و جلودار بودن خود بر فراز ابرها نشستهاند. در واقع، این توصیف نشاندهندهی قدرت و شجاعت آنهاست و احساس بزرگی و قدرت را منتقل میکند.
درم داد و اسپ و نگین و کلاهگرانمایه را کشور و تاج و گاه
هوش مصنوعی: او به من چیزهای باارزشی چون پول، اسب، انگشتری و کلاهی با ارزش را عطا کرد، همچنین کشور و تاج و جا و مقام را نیز به من بخشید.
پر از راستی کرد یکسر جهانوزو شادمانه کهان و مهان
هوش مصنوعی: تمام جهان را پر از حقیقت و صداقت کرد و باعث شادمانی انسانها و بزرگان شد.
هرانکس که بیداد بد دور کردبه نادادن چیز و گفتار سرد
هوش مصنوعی: هر کسی که از ظلم و ستم دوری کرد و سخن یا عملش بر اساس بیاحساسی و سردی بود، به حقیقت بیعدالتی را کنار گذاشته است.
وزان پس چنین گفت با موبدانکه ای پرهنر پاکدل بخردان
هوش مصنوعی: سپس او با خردمندان شایسته و دلپاک سخن گفت و از آنها خواست تا به کمک بیایند.
جهان را ز هرگونه دارید یادز کردار شاهان بیداد و داد
هوش مصنوعی: در دنیا، به هر شکل و حالتی که هستید، به یاد داشته باشید که رفتار شاهان، چه ستمگر و چه دادگر، تأثیرگذار است.
بسی دست شاهان ز بیداد و آزتهی ماند و هم تن ز آرام و ناز
هوش مصنوعی: بسیاری از پادشاهان به خاطر ستم و آز خود، دستشان خالی ماند و نیز جسمشان از آرامش و نعمت بیبهره شد.
جهان از بداندیش در بیم بوددل نیکمردان به دو نیم بود
هوش مصنوعی: دنیا از افکار منفی و بدبینانه دچار ترس و نگرانی بود و دل نیکوکاران به دو نیم شده بود.
همه دست کرده به کار بدیکسی را نبد کوشش ایزدی
هوش مصنوعی: هر کس به کار نادرستی دست زده و در این راه تلاش کرده، در واقع نشان میدهد که کوشش الهی در حق او به کار نیامده است.
نبد بر زن و زاده کس پادشاپر از غم دل مردم پارسا
هوش مصنوعی: هیچکس بر زن و فرزند پادشاهی که دل مردم پارسا را پر از غم کرده، نباید باشد.
به هر جای گستردن دست دیوبریده دل از بیم گیهان خدیو
هوش مصنوعی: هر کجا دست دراز کنی، دیو و دلهرهای که از دنیا و خدا داری، بر تو سایه میافکند.
سر نیکویها و دست بدیستدر دانش و کوشش بخردیست
هوش مصنوعی: زبان و رفتار نیکو از سر انسان نشأت میگیرد، اما عمل زشت ناشی از تلاش و دانشی است که به درستی به کار نرفته باشد.
همه پاک در گردن پادشاستکه پیدا شود زو همه کژ و راست
هوش مصنوعی: تمامی اعمال و رفتار افراد، به خصوص در دست قدرت پادشاه قرار دارد، و زمانی که او به درستی عمل کند، خوبیها و بدیها در جامعه نمایان میشود.
پدر گر به بیداد یازید دستنبد پاک و دانا و یزدانپرست
هوش مصنوعی: اگر پدر به ظلم و ستم دست بزند، او دیگر پاک و دانا و دوستدار خدا نخواهد بود.
مدارید کردار او بس شگفتکه روشن دلش رنگ آتش گرفت
هوش مصنوعی: رفتار او به قدری شگفتانگیز است که دل روشنش به رنگ آتش درآمده است.
ببینید تا جم و کاوس شاهچه کردند کز دیو جستند راه
هوش مصنوعی: ببینید که شاهان جم و کاوس چه اقداماتی انجام دادند تا از دیوها فرار کنند و راه نجاتی بیابند.
پدر همچنان راه ایشان بجستبه آب خرد جان تیره نشست
هوش مصنوعی: پدر هنوز در تلاش بود تا راه آنها را پیدا کند، در فضایی پر از حکمت و تفکر، جانی رنجکشیده را مشاهده کرد.
همه زیردستانش پیچان شدندفراوان ز تندیش بیجان شدند
هوش مصنوعی: همه زیر دستانش به خاطر داشتن افکار تند و تندرو، دچار نگرانی و پریشانی شدند و از این وضعیت بیحال و بیجان گشتند.
کنون رفت و زو نام بد ماند و بسهمی آفرین او نیابد ز کس
هوش مصنوعی: او اکنون رفته و تنها نام ناپسندش باقی مانده است و هیچکس هم نمیتواند برای او ستایش کند.
ز ما باد بر جان او آفرینمبادا که پیچد روانش ز کین
هوش مصنوعی: بگذار روح او از زخم و کینه بینصیب بماند و از جانب ما به او برکت و خوبی برسد.
کنون بر نشستم بر گاه اویبه مینو کشد بیگمان راه اوی
هوش مصنوعی: اکنون بر جای او نشستهام و به بهشت میروم، بدون شک راه او مرا هدایت میکند.
همی خواهم از کردگار جهانکه نیرو دهد آشکار و نهان
هوش مصنوعی: من از خداوند میخواهم که به من قدرت و نیرویی عطا کند، چه در امور ظاهری و چه در مسائل پنهانی.
که با زیردستان مدارا کنیمز خاک سیه مشک سارا کنیم
هوش مصنوعی: با افراد پایینتر از خودمان مهربان باشیم تا از مشکلات و سختیها به زیبایی عبور کنیم و مانند عطر خوش مشک، در دلها جا بگیریم.
که با خاک چون جفت گردد تنمنگیرد ستمدیدهای دامنم
هوش مصنوعی: وقتی بدنم با خاک همتراز شود، دامن کسی که در سختی و ظلم به سر میبرد را نمیگیرم.
شما همچنین چادر راستیبپوشید شسته دل از کاستی
هوش مصنوعی: شما نیز لباس از روی صداقت بپوشید و دل خود را از کینهها و کمبودها پاک کنید.
که جز مرگ را کس ز مادر نزادز دهقان و تازی و رومی نژاد
هوش مصنوعی: هیچ کس جز مرگ نمیتواند از مادر متولد شود، چه از نژاد دهقان، چه از نژاد تازی و چه از نژاد رومی.
به کردار شیرست آهنگ اوینپیچد کسی گردن از چنگ اوی
هوش مصنوعی: شيوا و قوي است راه و روش او، و هیچ کس نمیتواند از دام او رهایی یابد.
همان شیر درنده را بشکردبه خواری تن اژدها بسپرد
هوش مصنوعی: همان شیر خشمگین را به خاطر ذلت و خفتش به بدن اژدهایی واگذار کرد.
کجا آن سر و تاج شاهنشهانکجا آن بزرگان و فرخ مهان
هوش مصنوعی: کجا رفتهاند آن سر و تاج پادشاهان؟ کجا هستند آن بزرگان و پرشکوهان؟
کجا آن سواران گردنکشانکزیشان نبینم به گیتی نشان
هوش مصنوعی: کجا هستند آن سواران مغرور و گردنکشی که در دنیا هیچ نشانی از آنها نمی بینم؟
کجا ان پری چهرگان جهانکزیشان بدی شاد جان مهان
هوش مصنوعی: کجا هستند آن زیبایانی که باعث شادابی دل مردان میشوند؟
هرانکس که رخ زیر چادر نهفتچنان دان که گشتست با خاک جفت
هوش مصنوعی: هر کسی که چهرهاش را زیر چادر پنهان کرده، بدان که او به محبت و عشق با خاک (زمین) پیوند خورده است.
همه دست پاکی و نیکی بریمجهان را به کردار بد نشمریم
هوش مصنوعی: همه ما باید تلاش کنیم تا با نیکی و پاکی خود، به جهانی بهتر بسازیم و از رفتارهای بد و منفی دوری کنیم.
به یزدان دارنده کو داد فربه تاج و به تخت و نژاد و گهر
هوش مصنوعی: خداوند، که صاحب و مالک همه چیز است، حکومت و قدرت را به تاج و تخت و نسل و خانواده عطا کرده است.
که گر کارداری به یک مشک خاکزیان جوید اندر بلند و مغاک
هوش مصنوعی: اگر کسی در کار خود دقت داشته باشد، حتی با یک مشک خاک هم میتواند در دل چالشها و مشکلات بزرگ موفق شود.
همانجا بسوزم به آتش تنشکنم بر سر دار پیراهنش
هوش مصنوعی: در آنجا به خاطر عشقش رنج میکشم و با درد فراق، خود را در آتش میزنم. آرزو دارم که در نهایت، پیراهن او را به یادش بر سر دار بیاویزم.
وگر در گذشته ز شب چند پاسبدزدد ز درویش دزدی پلاس
هوش مصنوعی: اگر در گذشته چند بار شب را از درویش دزدی کرده باشد، اکنون در حال سرقت پلاس (پوشش) است.
به تاوانش دیبا فرستم ز گنجبشویم دل غمگنان را ز رنج
هوش مصنوعی: برای پاسخگویی به این درخواست، قصد دارم همان مفهوم را به فارسی روان بیان کنم:
براساس کارها و تلاشهایم، پارچهای زیبا برای او میفرستم تا به وسیله آن، دلهای غمگین را از دردها پاک کنم.
وگر گوسفندی برند از رمهبه تیره شب و روزگار دمه
هوش مصنوعی: اگر گوسفندی از گله جدا شود در شب تار یا در روز سخت، به سرنوشت بدی دچار خواهد شد.
یکی اسپ پرمایه تاوان دهممبادا که بر وی سپاسی نهم
هوش مصنوعی: من یک اسب با ارزش را هزینه میکنم، تا این که مبادا به او خیری برسانم.
چو با دشمنم کارزاری بودوزان جنگ خسته سواری بود
هوش مصنوعی: وقتی که با دشمن در جنگ هستم و از آن نبرد خسته شدهام.
فرستمش یکساله زر و درمنداریم فرزند او را دژم
هوش مصنوعی: من از فرستادن او به یک سالگی ناتوانم، زیرا ما پول و ثروتی برای او نداریم.
ز دادار دارنده یکسر سپاسکه اویست جاوید نیکیشناس
هوش مصنوعی: از خالق و پروردگار سپاسگزارم که اوست همیشه نیکوکار و اهل شناساندن خوبیها.
به آب و به آتش میازید دستمگر هیربد مرد آتشپرست
هوش مصنوعی: به آب و آتش نزدیک نشوید مگر اینکه با شخصی از جماعت آتشپرستان که دانا و ماهر است، باشید.
مریزید هم خون گاوان ورزکه ننگست در گاو کشتن به مرز
هوش مصنوعی: در کشتن گاو به مرز ننگی است که نباید بر خود هموار کرد. از این رو، به خاطر احترامی که به این جانور باید گذاشت، بهتر است خون آنها را نریزید.
ز پیری مگر گاو بیکار شدبه چشم خداوند خود خوار شد
هوش مصنوعی: از پیری تنها یک گاو بیکار مانده است که در نظر خداوند، بیارزش و خوار شده است.
نباید ز بن کشت گاو زهیکه از مرز بیرون شود فرهی
هوش مصنوعی: اگر گاو را از ریشه و پایهاش بکشیم، ممکن است که به طور ناخواسته و بدون کنترل از مرز و محدودهاش خارج شود.
همه رای با مرد دانا زنیددل کودک بیپدر مشکنید
هوش مصنوعی: همه باید نظر و تصمیم خود را با یک فرد باهوش و دانا هماهنگ کنند و دل کودک یتیم را نشکنند.
از اندیشهٔ دیو باشید دورگه جنگ دشمن مجویید سور
هوش مصنوعی: از فکر و خیال منفی دوری کنید و به جنگ و نزاع با دشمنان فکر نکنید، بلکه به شادی و خوشی توجه داشته باشید.
اگر خواهم از زیردستان خراجز دارنده بیزارم و تخت عاج
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از زیر دستان چیزی بگیرم، از کسی که دارای قدرت و ثروت است، بیزارم و از مقام و جایگاه خود نیز.
اگر بدکنش بد پدر یزدگردبه پاداش آن داد کردیم گرد
هوش مصنوعی: اگر کسی بدرفتاری کند، به خاطر سوء رفتار او، پاداشی از طرف ما به او داده خواهد شد.
همه دل ز کردار او خوش کنیدبه آزادی آهنگ آتش کنید
هوش مصنوعی: دلهای خود را نسبت به رفتار او شاد کنید و به دنبال آزادی و شور و اشتیاق باشید.
ببخشد مگر کردگارش گناهز دوزخ به مینو نمایدش راه
هوش مصنوعی: فقط در صورتی که خداوند بخشد، او میتواند از آتش دوزخ نجات یابد و به بهشت راه پیدا کند.
کسی کو جوانست شادی کنیددل مردمان جوان مشکنید
هوش مصنوعی: کسی که جوان است، باعث شادی دیگران شوید و دل جوانان را نرنجانید.
به پیری به مستی میازید دستکه همواره رسوا بود پیر مست
هوش مصنوعی: در پیری و مستی دست به کار نزنید، زیرا همیشه کسی که در این حال باشد، رسوا و قابل سرزنش است.
گنهکار یزدان مباشید هیچبه پیری به آید به رفتن بسیچ
هوش مصنوعی: هرگز گناهکار و خطاکار پروردگار نباشید، زیرا هر گناهی در پیری به سراغ شما میآید و عواقب آن در سفر زندگی گریبانگیر شما خواهد شد.
چو خشنود گردد ز ما کردگاربه هستی غم روز فردا مدار
هوش مصنوعی: وقتی که خداوند از ما راضی شود، نباید نگران آینده و مشکلات روز بعد باشیم.
دل زیردستان به ما شاد بادسر سرکشان از غم آزاد باد
هوش مصنوعی: دلهای زیر دستان شاد و خوشحال باد و سرهای سرکشان از غم و اندوه رها و آزاد باشد.
همه نامداران چو گفتار شاهشنیدند و کردند نیکو نگاه
هوش مصنوعی: همه افراد برجسته وقتی سخنان شاه را شنیدند، به کارهای خوب و شایستهای پرداختند.
همه دیده کردند پیشش پر آبازان شاه پردانش و زودیاب
هوش مصنوعی: همه با چشم خود دیدند که آن پادشاه دانا و زودبین، در برابر آنها پر از آب بود.
خروشان برو آفرین خواندندورا پادشا زمین خواندند
هوش مصنوعی: خروش و سر و صدای او را ستایش کردند و او را پادشاه زمین نامیدند.