بخش ۳۰
هوش مصنوعی: در این متن، وزیر خردمند نگران وضعیت کشور است و به شاه میگوید که مردم از بداندیشان و دزدان رنج میبرند. او اشاره میکند که شنگل، نگهبان هند، باید تحت نظر قرار گیرد زیرا دزدیها ادامه دارد. وزیر به شاه توصیه میکند که پنهانی از شنگل باخبر شود تا از خطرات جلوگیری کند. شاه تحت تأثیر سخنان وزیر قرار میگیرد و تصمیم میگیرد که در این مورد اقدام کند. او نامهای به شنگل مینویسد و در آن به اهمیت خرد و دانایی اشاره میکند و تأکید مینماید که نیکی و صداقت باید در زندگی پیشی بگیرد. شاه همچنین به تدارک جنگ و آمادگی برای دفاع در برابر تهدیدات میپردازد و حفظ کشور را اولویت میداند. در نهایت، او پیام خود را به شنگل منتقل میکند و خواستار دقت و تدبیر در این زمینه میشود.
وَزیر خردمند بر پای خاستچُنین گفت کیخسرو داد و راست
هوش مصنوعی: وزیر با اندیشه و تدبیری که داشت، برخواست و چنین بیان کرد که ای شاه، انصاف و حق را باید رعایت کرد.
جهان از بداَندیش بی بیم گشتوَزین مرزهای رنج و سختی گذشت
هوش مصنوعی: جهان به خاطر اندیشههای منفی و بدبینانه بیخطر شد و از این مرزها و مرزهای دیگر رنج و سختی عبور کرد.
مگر ناموَر شَنگُل از هندوانکه از داد پیچیده دارد روان
هوش مصنوعی: آیا کسی میتواند از هندوان به عنوان شخصی مشهور و شاداب یاد کند که در دلش نشانههای عدالت و صداقت جریان دارد؟
ز هندوستان تا در مرزِ چینز دزدانْ پرآشوب دارد زمین
هوش مصنوعی: از هند تا مرز چین، زمین سرشار از آشوب و دزدی است.
به ایران همی دست یازَد به بدبدین داستان کارسازی سِزَد
هوش مصنوعی: این جمله به این اشاره دارد که ایران به دلیل ناپسندهایی که در این داستان وجود دارد، مستحق مشکلات است.
تو شاهی و شَنگُل نگهبانِ هندچرا باژ خواهد ز چین و زِ سِند
هوش مصنوعی: تو پادشاه بزرگی و نگهبان هند، پس چرا باید مالیات از چین و سند بگیری؟
بَراَندیش و تَدبیر آن بازجوینبایَد که ناخوبی آید بِروی
هوش مصنوعی: بهتر است که دربارهی مسائل و مشکلات به دقت فکر کنی و تدبیر لازم را به کار ببندی، زیرا ممکن است بیدرنگ و بدون تفکر، مشکلاتی برای تو به وجود آید.
چو بشنید شاه آن پُراندیشه شدجهان پیشِ او چون یکی بیشه شد
هوش مصنوعی: وقتی شاه این را شنید، تمام دنیا در نظر او مانند یک جنگل شد.
چنین گفت کاین کارِ من در نهانبسازم نگویم به کس در جهان
هوش مصنوعی: او گفت که من این کار را در خفا انجام میدهم و به هیچکس در دنیا نخواهم گفت.
به تنها ببینم سپاه وُراهمان رسمِ شاهی و گاه وُرا
هوش مصنوعی: به تنهایی مشاهده میکنم که او دارای نیرو و قدرتی همانند شاهان است و به نوعی در جایگاه ویژهای قرار دارد.
شَوَم پیشِ او چون فرستادگاننگویم به ایران به آزادگان
هوش مصنوعی: من در حضور او مانند پیامآوران میشوم و به آزادگان ایران چیزی نمیگویم.
بِشُد پاک دستورِ او با دبیرجزُو هرکسی آنک بد ناگزیر
هوش مصنوعی: او با دقت و اصول خاصی نوشتههای خود را تنظیم میکند و هر شخصی که ناچار از این دستورات باشد، آنها را رعایت میکند.
بگفتند هرگونه از بیش و کمبِبُردَند قِرطاس و مُشک و قلم
هوش مصنوعی: گفتند که هر چیزی را که اضافی است، حذف کنید و کاغذ و عطر و قلم را بردارید.
یکی نامه بنوشت پر پند و رایپر از دانش و آفرینِ۱ خدای
هوش مصنوعی: کسی نامهای نوشت که پر از نکات آموزنده و مشاوره است و همچنین پر از دانش و ستایش خدای بزرگ.
سَرِ نامه کرد از نخست آفرینز یزدان برآنکس که جست آفرین
هوش مصنوعی: در آغاز نامه، از سوی خداوند بر کسی که شایسته ستایش است، آفرین و نیکوست و تحسین میشود.
خداوندِ هست و خداوندِ نیستهمه چیز جُفتَست و ایزد یکیست
هوش مصنوعی: خداوند وجود دارد و در عین حال نمیتوان او را مشاهده کرد. همه چیز در این دنیا در جفتها و دوگانگیها حضور دارد، اما در نهایت، فقط یک حقیقت یگانه وجود دارد که همان خداوند است.
ز چیزی کجا او دهد بنده راپَرستنده و تاجِ دارنده را
هوش مصنوعی: از چیزی که خداوند به بندگانش میدهد، یعنی نعمتهایی که به آنها عطا کرده و مقام و اهمیت را به آنها میبخشد.
فزون از خرد نیست اندر جهانفروزنده کَهتران و مُهان
هوش مصنوعی: در جهان به هیچ وجه چیزی بزرگتر از خرد وجود ندارد، و این را همگان، چه کوچکترها و چه بزرگترها، میدانند.
هرآنکس که او شاد شد از خردجهان را به کردارِ بد نَسپُرَد
هوش مصنوعی: هر کسی که از درک و فهم خود خوشحال و راضی باشد، به وسیله رفتارهای ناپسند، دنیا را به بدی نمیسپارد.
پشیمان نشد هر که نیکی گزیدکه بد آب دانش نیارَد مَزید
هوش مصنوعی: هر کس که کار نیکو را انتخاب کند، هرگز پشیمان نمیشود، زیرا علم و دانش به او افزوده میشود و در مسیر خوبی قرار میگیرد.
رهانَد خرد مرد را از بلامبادا کسی در بلا مبتلا
هوش مصنوعی: عقل و هوش انسان را از خطرات و مشکلات نجات میدهد، امیدوارم که هیچکس در حالتی سخت و پرمشقت گیر نیفتد.
نخستین نشانِ خرد آن بودکه از بد همهساله ترسان بود
هوش مصنوعی: نخستین نشانهی خرد و عقل این است که انسان از بدیها و خطرات همیشه هراس داشته باشد.
بداند تنِ خویش را در نهانبه چَشمِ خرد جُست رازِ جَهان
هوش مصنوعی: انسان باید به درون خود نگاهی عمیق بیندازد و با استفاده از خرد و فهم خود، اسرار هستی و جهان را کشف کند.
خرد افسرِ شهریاران بُوَدهمان زیورِ نامداران بُوَد
هوش مصنوعی: خرد و دانش مانند تاجی برای پادشاهان است و همچنین یک زینت برای شخصیتهای بزرگ و نامدار محسوب میشود.
بداند بد و نیک مردِ خردبکوشد به داد و بپیچد ز بد
هوش مصنوعی: انسان خردمند باید به خوبی و بدی آگاه باشد و در تلاش باشد تا عدالت را برقرار کند و از کارهای نادرست دوری کند.
تو اندازهٔ خود ندانی همیروان را به خون در نشانی همی
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که چقدر توانایی داری و چگونه محیط را با احساسات و تجارب خود تحت تأثیر قرار میدهی.
اگر تاجدارِ زمانه منمبه خوبی و زشتی بهانه منم
هوش مصنوعی: اگر من در این دوران مقام و عزتی دارم، در واقع این مقام و عزت تنها به خاطر خوبیها و بدیهایم است.
تو شاهی کنی کِی بُوَد راستیپدید آید از هر سوی کاستی
هوش مصنوعی: تو از بزرگی و مقام خود، به دیگران کمک میکنی و به آنها در مواقع سختی یاری میرسانی. این حقایق باعث میشود که ضعفها و کمبودها از هر سو برطرف شود.
نه آیینِ شاهان بُوَد تاختنچُنین با بَداَندیشِگان ساختن
هوش مصنوعی: تاختن و جنگیدن با بداندیشان، نشانهای از رفتارهای ناپسند است و این کار شایستهی شاهان نیست.
نیای تو ما را پَرَستَنده بودپدر پیشِ شاهانِ ما بَنده بود
هوش مصنوعی: پدر تو به ما یاد داده بود که پرستش کنیم و او در برابر شاهان ما، بنده و خدمتگزار بود.
کس از ما نبودَند همداستانکه دیر آمدی باژِ هندوستان
هوش مصنوعی: هیچکس از ما همنظر نبود که تو برای آمدن دیر کردی، مانند باج هندوستان.
نگه کن کنون روزِ خاقانِ چینکه از چین بیامد به ایران زمین
هوش مصنوعی: نگاه کن به روزی که پادشاه چین به ایران آمده است.
به تاراج داد آنکِ آورده بودبپیچید زان بد که خود کرده بود
هوش مصنوعی: کسی که چیزی را به دیگران داده بود، از آن کار ناپسند خود بسیار پشیمان شد و شاهد عواقب بد آن شد.
چُنین هم همی بینم آیینِ توهمان بخشش و فَرِه دینِ تو
هوش مصنوعی: من همواره این را مشاهده میکنم که سرشت تو همان بخشش و بزرگواری دین توست.
مرا سازِ جنگست و هم خواستههمان لشکرِ یکدل آراسته
هوش مصنوعی: من به جنگ آمدهام و خواستهام این است که لشکری متحد و یک دل را به صف بیاورم.
تُرا با دلیرانِ من پای نیستبه هند اندرون لشکر آرای نیست
هوش مصنوعی: تو را با شجاعان ما در جنگ نمیتوان مقایسه کرد، در هند هیچ نیرویی وجود ندارد که بتواند با تو مقابله کند.
تو اندر گمانی زِ نیروی خویشهمی پیشِ دریا بَری جویِ خویش
هوش مصنوعی: تو در فکر و خیال خود به قدرت و تواناییات ایمان داری و در این امید هستی که بتوانی مثل یک جوی آب به دریا بروی.
فرستادم اینک فرستادهایسخنگویِ با دانش آزادهای
هوش مصنوعی: به تازگی شخصی با دانش و آگاهی به سوی شما فرستادهام تا پیامی را برایتان بگوید.
اگر باژ بفرست اگر جنگ رابه بیدانشی سخت کن تنگ را
هوش مصنوعی: اگر میخواهی جنگ را به جدال بیفایده و سختی تبدیل کنی، به فرستادن پیام و ارسال خبر اقدام کن.
ز ما باد بر جانِ آنکس دُرودکه داد و خرد باشدش تار و پود
هوش مصنوعی: به ما سلامتی و خوشی باد بر آن کسی که دانایی و اندیشه برایش جان و زندگی است.
چو خَط از نسیمِ هوا گشت خُشکنوشتند و بَر وی پَراگَند مُشک
هوش مصنوعی: هوای ملایم باعث شد که خط روی کاغذ خشک شود و سپس بر روی آن عطر مشک پاشیدند.
به عنوانَش بَر نامِ بهرام کردکه دادَش سَرِ هَر بَدی رام کرد
هوش مصنوعی: به خاطر نام بهرام، او را به بهترین شیوه تعریف کردند و باعث شدند که هر نوع بدی را تحت کنترل داشته باشد.
که تاجِ کیان یافت از یزدگردبه خرداد ماه اندرون روزِ اَرْد
هوش مصنوعی: در این روز خاص از ماه خرداد، تاج پادشاهی که متعلق به کیان است، به دست یزدگرد رسید.
سِپَهدارِ مَرز و نِگهدارِ بومستانندهٔ باژِ سَقلاب و روم
هوش مصنوعی: رئیس سپاه و محافظ سرزمین، نگهبان مرزها و مدافع سرزمینهای سقلاب و روم است.
به نزدیکِ شَنگُل نگهبانِ هندز دریای قَنوج تا مرزِ سِند
هوش مصنوعی: در نزدیکی شنگل، نگهبان هندی از دریای قنوج تا مرز سند مشغول مراقبت و نگهبانی است.