بخش ۳ - پادشاهی پیروز بیست و هفت سال بود
هوش مصنوعی: در این متن، داستانی از یک پادشاه به نام "پیروز" و دوران سختی که کشورش با خشکسالی و قحطی روبرو شده را روایت میکند. پیروز، که دلش به حال مردمانش میسوزد، تصمیم میگیرد که از خزانههای خود غله توزیع کند و به فقرا یاری دهد تا گرسنگی را از میان ببرد.
او با دلسوزی به مردم دستور میدهد تا غلههای خود را معرفی کنند و به آنها کمک کند. این دوران هفت ساله از قحطی و ناامیدی به زمان بهبودی و بارندگی تبدیل میشود که باعث خوشحالی و شادابی مردم میگردد.
اما داستان به جنگهایی نیز کشیده میشود. پیروز تصمیم میگیرد با ترکان مبارزه کند و سپاهیانش را برای جنگ آماده میکند. جنگ ها با نبردهای سختی از طرف دو سپاه همراه است که سرانجام به پیروزی خوشنواز، یکی از سرداران جنگی، میانجامد.
متن در نهایت به این نکته میرسد که هیچکس در دنیا جاودانه نیست و سرنوشت به گونهای تغییر میکند که افراد بزرگ و نامدار نیز از دنیا میروند. این قسمت نشاندهنده ناپایداری دنیا و لزوم رعایت عدالت و خرد در روابط انسانی است.
بیامد به تخت کیی برنشستچنان چون بود شاه یزدانپرست
هوش مصنوعی: یک فرمانروای بزرگ بر تخت سلطنت نشسته است، به گونهای که شایسته و برازنده یک شاه یزدانپرست به نظر میرسد.
نخستین چنین گفت با مهترانکه ای پرهنر پاکدل سروران
هوش مصنوعی: نخستین شروع به گفتن کرد به سران جامعه که ای بزرگواران با دلهای پاک و هنرمند.
همیخواهم از داور بینیازکه باشد مرا زندگانی دراز
از خداوند توانگر می خواهم عمری بلند و طولانی داشته باشم
که که را به که دارم و مه به مهفراوان خرد باشدم روز به
که کوچک را کوچک گمارم و مهتر را بزرگ،در حالی که هر روز با خرد و دانش به سوی هدفم پیش میروم.
سر مردمی بردباری بودسبک سر همیشه به خواری بود
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که فردی که با صبر و تحمل است، به طور طبیعی از نادانی و کمفکری دور است، در حالی که کسی که بیفکری و سبکی را در خود دارد، به ناچار در امور زندگی با ناکامی و خفت روبهرو خواهد شد.
ستون خرد داد و بخشایشستدر بخشش او را چو آرایشست
هوش مصنوعی: ستون عقل و خرد به بخشش و مهربانی او وابسته است و در حقیقت، زیبایی و زینت او در همین بخشش نهفته است.
زبان چرب و گویندگی فر اوستدلیری و مردانگی پر اوست
هوش مصنوعی: زبان شیرین و فن بیان او بسیار خوب است و دلیر و شجاع بودنش سرشار است.
هران نامور کو ندارد خردز تخت بزرگی کجا برخورد؟
هوش مصنوعی: هر کس که در جهان معروف و مشهور است، اگر از دانش و فهم بیبهره باشد، به جایی از عظمت و بزرگی نخواهد رسید.
خردمند هم نیز جاوید نیستفری برتر از فر جمشید نیست
هوش مصنوعی: عاقل و دانا همواره برقرار نیست و هیچ چیزی برتر از مقام و جمال جمشید نیست.
چو تاجش به ماه اندر آمد بمردنشست کیی دیگری را سپرد
هوش مصنوعی: وقتی او به مقام و اعتبار بالایی دست یافت و مانند تاجی درخشان بر فراز ماه قرار گرفت، از دنیا رفت و جایگاهش را به کس دیگری واگذار کرد.
نماند برین خاک جاوید کسز هر بد به یزدان پناهید و بس
هوش مصنوعی: هر انسانی روی این زمین ماندگار نیست، پس از هر بدی فقط به خدا پناه ببرید.
همیبود یک سال با داد و پندخردمند وز هر بدی بیگزند
هوش مصنوعی: یک سال تمام در کنار حکیم و خردمند به گفتگو و نصیحت گذرانیدم و از هر پلیدی و آسیبی در امان بودم.
دگر سال روی هوا خشک شدبه جو اندرون آب چون مشک شد
هوش مصنوعی: در سال دیگری، هوا دوباره خشک شده است و درون آب مانند مشک به نظر میرسد.
سه دیگر همان و چهارم همانز خشکی نبد هیچکس شادمان
هوش مصنوعی: سه نفر همانند هم هستند و نفر چهارم به خاطر خشکی و کمآبی هیچکس را شاد نکرده است.
هوا را دهان خشک چون خاک شدز تنگی به جو آب تریاک شد
هوش مصنوعی: هوا به قدری خشک و بیآب است که مانند خاک بیمحصولی به نظر میرسد و از شدت تنگی یا کمبود، حالت نامناسبی پیدا کرده است.
ز بس مردن مردم و چارپایپیی را ندیدند بر خاک جای
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه مردم زیادی مردهاند و هیچکس به جایگاه آنها در خاک توجهی نکرده است.
شهنشاه ایران چو دید آن شگفتخراج و گزیت از جهان برگرفت
هوش مصنوعی: سلطان ایران زمانی که آن خراج و دیوانگی را دید، از دنیا کناره گرفت.
به هر سو که انبار بودش نهانببخشید بر کهتران و مهان
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که هر جا که گنج و ثروتی پنهان است، آن را با سخاوت به افراد کمرتبه و بزرگتر تقسیم کنید.
خروشی برآمد ز درگاه شاهکه ای نامداران با دستگاه
هوش مصنوعی: صدایی از دربار شاه بلند شد که ای بزرگان و نام آوران با مقام و position.
غله هرچ دارید پیدا کنیدز دینار پیروز گنج آگنید
هوش مصنوعی: تمامی محصولات و نعمتهایی که دارید، با تلاش و پشتکار به دست آورید تا از ثروت و سرمایهای مطمئن برخوردار شوید.
هر آنکس که دارد نهانی غلهوگر گاو و گر گوسفند و گله
هوش مصنوعی: هر کسی که در پنهان غذایی دارد، چه به صورت گندم یا گاو و گوسفند و حیوانات دیگر،
به نرخی فروشد که او را هواستکه از خوردنی جانور بینواست
هوش مصنوعی: فروشی که به قیمت دلخواهش باشد، به اندازهای که او بر روی غذاهای مورد نیاز این جانور ضعیف حساس است.
به هر کارداری و خودکامهایفرستاد تازان یکی نامهای
هوش مصنوعی: او نامهای را به هر والی و فرد خودکامهای فرستاد و به سرعت حرکت کرد.
که انبارها برگشایند بازبه گیتی برآنکس که هستش نیاز
هوش مصنوعی: انبارهها به روی کسی که به آن نیاز دارد، دوباره باز میشوند و دنیای جدیدی را برایش فراهم میکنند.
کسی گر بمیرد بنایافت نانز برنا و از پیر مرد و زنان
هوش مصنوعی: اگر کسی بمیرد، نان او را از جوانان و از پیرمردان و زنان تأمین خواهند کرد.
بریزم ز تن خون انباردارکجا کار یزدان گرفتست خوار
هوش مصنوعی: من خون انباردار را بر زمین میریزم، جایی که کار خدا را خوار و ذلیل میداند.
بفرمود تا خانه بگذاشتندبه دشت آمد و دست برداشتند
هوش مصنوعی: او دستور داد که خانه را ترک کردند و به دشت آمدند و دست از کار کشیدند.
همی به آسمان اندر آمد خروشز بس مویه و درد و زاری و جوش
هوش مصنوعی: در آسمان صدای بلندی به گوش میرسد که ناشی از گلایهها و درد و اشکها است.
ز کوه و بیابان وز دشت و غارز یزدان همیخواستی زینهار
هوش مصنوعی: از کوه و دشت و بیابان و غار، تو از خدا درخواست میکنی که ایمن باشی و در امان.
برین گونه تا هفت سال از جهانندیدند سبزی کهان و مهان
:بدین ترتیب تا هفت سال بزرگ و کوچک روی سبزی و آبادانی وسرسبزی را ندیدند.
به هشتُم بیامد مه فرودینبرآمد یکی ابر با آفرین
هوش مصنوعی: بهشت به سراغ من آمد و درخششی مانند طلوع خورشید را مشاهده کردم، همچون ابر زیبایی که با تحسین در حال حرکت بود.
همی درّ بارید بر خاک خشکهمیآمد از بوستان بوی مشک
هوش مصنوعی: باران بر زمین خشک میبارید و بوی خوش مشک از باغ بهمشام میرسید.
شده ژاله بر گل چو مل در قدحهمیتافت از ابر قوس قزح
هوش مصنوعی: در نسیم صبحگاهی، قطرات آب مانند مروارید بر روی برگها جواهری میدرخشند و از آسمان درخشان، رنگینکمان نمایان شده است.
زمانه برست از بد بدگمانبه هرجای بر زه نهاده کمان
هوش مصنوعی: زمانه به ما میآموزد که نباید به هر چیزی به بدی نگاه کنیم؛ زیرا ممکن است در هر کجا نشانهای از امید و خوبی وجود داشته باشد.
چو پیروز ازان روز تنگی برستبر آرام بر تخت شاهی نشست
هوش مصنوعی: پس از اینکه پیروزی بر دشواریها حاصل شد، او در آرامش و افتخار بر تخت سلطنت نشسته است.
یکی شارستان کرد پیروز کامبفرمود کو را نهادند نام
هوش مصنوعی: یک نفر با موفقیت شهری را تأسیس کرد و به او فرمان دادند که نام او را بر آن گذاشتند.
جهاندار گوینده گفت این رِیستکه آرام شاهان فرخپیست
هوش مصنوعی: جهاندار گفت که اینجا محلی است که شاهان خوشبخت و آرام در آن زندگی میکنند.
دگر کرد بادان پیروز نامخنیده به هرجایش آرام و کام
هوش مصنوعی: دیگر بادهایی که پیروز و قوی هستند، در هرجا که میوزند، آرامش و خوشی را به همراه دارند.
که اکنونش خوانی همی اردبیلکه قیصر بدو دارد از داد میل
هوش مصنوعی: اکنون در اردبیل خواندی، که قیصر به خاطر عدل و انصافش به آن علاقه دارد.
چو این بومها یکسر آباد کرددل مردم پر خرد شاد کرد
هوش مصنوعی: زمانی که این سرزمینها کاملاً آباد شوند، دلهای افراد دانا و بافرهنگ شاد و خرسند خواهند شد.
درم داد با لشکر نامدارسوی جنگ جستن برآراست کار
هوش مصنوعی: او با لشکر مشهور خود به سوی جنگ رفت و آمادگی خود را برای نبرد نشان داد.
بدان جنگ هرمز بُدی پیشروهمیرفت با کارسازان نو
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که در وقت جنگ هرمز، فردی با تدبیر و هوش در حال پیشروی به سمت کسانی است که به او در کارها و تصمیمگیریها کمک میکنند.
قباد از پس پشت پیروز شاههمیراند چون باد لشکر به راه
هوش مصنوعی: قباد در حال راندن لشکر پیروز شاه از دور دستهاست، مانند باد که به راحتی در مسیر جلو میراند.
که پیروز را پاک فرزند بودخردمند شاخی برومند بود
هوش مصنوعی: پیروزی، فرزندی پاک و باهوش دارد و مانند شاخهای تنومند و قوی رشد کرده است.
بلاش از بر تخت بنشست شادکه کهتر پسر بود با مهر و داد
هوش مصنوعی: بلاش با خوشحالی بر تخت نشست، زیرا پسرش با محبت و عدالت در کنار او بود.
یکی پارسی بود بس نامدارورا سوفرا خواندی شهریار
هوش مصنوعی: در زمانهای گذشته، فردی ایرانی و معروف وجود داشت که او را «سوفزا» میخواندند و به او لقب «شهریار» داده شده بود.
بفرمود پیروز کایدر بباشچو دستور شایسته نزد بلاش
هوش مصنوعی: پیروز فرمان داد که هر جا که هستی، چون یک مرد شایسته به نزد بلاش باش.
سپه را سوی جنگ ترکان کشیدهمی تاج و تخت کیی را سزید
هوش مصنوعی: سربازان را به سوی جنگ با ترکان راهنمایی کرد، پس تاج و تخت کی را به آنها تعلق میگیرد؟
همیراند با لشکر و گنج و سازکه پیکار جویند با خوشنواز
هوش مصنوعی: او با سپاه و ثروت و تجهیزات به راه میافتد تا با کسی که آهنگ خوش را مینوازد، به جنگ بپردازد.
نشانی که بهرام یل کرده بودز پستی بلندی برآورده بود
هوش مصنوعی: در اینجا بهرام یل توانسته بود نشان دهد که چگونه از سختیها و چالشها عبور کرده است و بر مشکلات غلبه کرده است.
نبشته یکی عهد شاهنشهانکه از ترک و ایرانیان در جهان
هوش مصنوعی: این متن به یک پیمان یا توافق نامهای اشاره دارد که متعلق به دوران شاهنشاهی است و در آن به روابط و وضعیت ترکها و ایرانیان در جهان پرداخته شده است.
کسی زین نشان هیچ برنگذردکزان رود برتر زمین نشمرد
هوش مصنوعی: هیچکس از این نشانه عبور نخواهد کرد، زیرا این رود را بالاتر از زمین نمیداند.
چو پیروز شیراوژن آنجا رسیدنشان کردن شاه ایران بدید
هوش مصنوعی: وقتی پیروز شیراوژن به آنجا رسید، نشانهای از شاه ایران را دید.
چنین گفت یکسر به گردنکشانکه از پیش ترکان برین همنشان
هوش مصنوعی: یکی از گردنکشان و مقتدران، اینگونه گفت که از قبل، در رابطه با ترکان و همدستانشان صحبت میکند.
مناره برآرم به شمشیر و گنجز هیتال تا کس نباشد به رنج
هوش مصنوعی: من سعی میکنم با قدرت و مبارزه، جایگاهی بالا بسازم و ثروتی به دست آورم تا هیچکس برای سختیها و مشکلات رنج نبرد.
چو باشد مناره به پیش برکبزرگان به پیش من آرند چک
هوش مصنوعی: وقتی که منارهای در پیش دارد، بزرگترها به جلو میآیند و مرا همراهی میکنند.
بگویم که آن کرد بهرام گوربه مردی و دانایی و فر و زور
هوش مصنوعی: بگویم که آن رفتار بهرام گور از نظر شجاعت، هوش، شخصیت و قدرت چگونه بود.
نمانم به جایی پی خوشنوازبه هیتال و ترک از نشیب و فراز
هوش مصنوعی: من در جایی نمیمانم که به خاطر زیباییهایش، سختیها و راحتیها را فراموش کنم.
چو بشنید فرزند خاقان که شاهز جیحون گذر کرد خود با سپاه
هوش مصنوعی: پس از آنکه فرزند خاقان از عبور شاه از جیحون خبردار شد، خود به همراه سپاهش آماده شد.
همیبشکند عهد بهرام گوربدان تازه شد کشتن و جنگ و شور
هوش مصنوعی: به خاطر تازه شدن کشتن و جنگ و شور، پیمان بهرام گور به راحتی شکسته میشود.
دبیر جهاندیده را خوشنوازبفرمود تا شد بر او فراز
هوش مصنوعی: دبیر باتجربه و کاردان را دستور داد تا به او بپردازد و بر او تاثیر بگذارد.
یکی نامه بنوشت با آفرینز دادار بر شهریار زمین
هوش مصنوعی: شخصی نامهای نوشت و در آن به ستایش خالق جهان و پادشاه زمین پرداخت.
چنین گفت کز عهد شاهان دادبه گردی نخوانمت خسرونژاد
هوش مصنوعی: او چنین گفت که به دلیل عهدی که با پادشاهان بسته شده، دیگر نام تو را نمیبرم.
نه این بود عهد نیاکان توگزیده جهاندار و پاکان تو
هوش مصنوعی: این اصل و پیمان کهن تو نیست که از برگزیدگان و پاکان بهرهمند شده باشد.
چو پیمان آزادگان بشکنینشان بزرگی به خاک افگنی
هوش مصنوعی: وقتی که پیمان آزادگان را بشکنی، عظمت و احترام خود را به زمین میزنی.
مرا با تو پیمان بباید شکستبه ناچار بردن به شمشیر دست
هوش مصنوعی: بین ما اعتماد و پیمانی وجود دارد که باید آن را نادیده بگیرم، چرا که ناچارم بر سر او با شمشیر مبارزه کنم.
به نامه ز هر کارش آگاه کردبسی هدیه با نامه همراه کرد
هوش مصنوعی: با ارسال نامه، او از همه امور باخبر شده و همراه نامه، هدایای زیادی فرستاده است.
سواری سراینده و سرفرازهمیرفت با نامهٔ خوشنواز
هوش مصنوعی: سواری که در لباس رزم و با سربلندی حرکت میکرد، با نامهای دلنشین در دستش در حال رفتن بود.
چو آن نامه برخواند پیروز شاهبرآشفت زان نامور پیشگاه
هوش مصنوعی: پس از اینکه آن نامه را خواند، شاه پیروز، به خاطر آن نام مشهور و معتبر، برآشفته و خشمگین شد.
فرستاده را گفت برخیز و روبه نزدیک آن مرد دیوانه شو
هوش مصنوعی: به فرستاده گفتند که بلند شود و به سوی آن مرد دیوانه برود.
بگویش که تا پیش رود برکشما را فرستاد بهرام چک
هوش مصنوعی: به او بگو که برای شما پیام از سوی بهرام چک فرستاده شده است تا به پیش او بروید.
کنون تا لب رود جیحون تو راستبلندی و پستی و هامون تو راست
هوش مصنوعی: حالا که به کنار رود جیحون میرسی، اهمیت و ارزش تو در بلندی و پستی و نیز در دشت سرسبز تو مشخص میشود.
من اینک بیارم سپاهی گرانسرافراز گردان جنگ آوران
هوش مصنوعی: اکنون من سپاهی بزرگ و باقدرت آماده میکنم تا جنگاوران را به میدان بفرستم.
نمانم مگر سایهٔ خوشنوازکه باشد بروی زمین بر دراز
هوش مصنوعی: من تنها در سایهٔ کسی باقی میمانم که صدای دلنشینش باشد و بر روی زمین به دور از آن حضور داشته باشد.
فرستاده آمد به کردار گردشنیده سخنها همه یاد کرد
هوش مصنوعی: فرستادهای آمد و به کارهایی که انجام داده بود، اشاره کرد و همه سخنان را به خاطر سپرده بود.
همیگفت یک چند با خوشنوازازان شاه گردنکش و دیرساز
هوش مصنوعی: مدتی با نوازندهای دلنشین صحبت میکرد دربارهی آن پادشاهی که مغرور و دیر راضی است.
چو گفتار بشنید و نامه بخواندسپاه پراگنده را برنشاند
هوش مصنوعی: وقتی او سخن را شنید و نامه را خواند، سپاهیان پراکنده را دوباره جمع کرد.
بیاورد لشکر به دشت نبردهمان عهد را بر سر نیزه کرد
هوش مصنوعی: به میدان جنگ سپاهی آورد و همان پیمان را بر سر نیزه به نمایش گذاشت.
که بستد نیایش ز بهرامشاهکه جیحون میانجیست ما را به راه
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به ستایش و نیایش از بهرامشاه اشاره دارد و میگوید که جیحون (رودی در منطقه) به عنوان واسطهای برای راهنمایی و کمک به ما در زندگی عمل میکند. به عبارت دیگر، او در تلاش است تا با دعای خود از قدرت و رحمت شاه بهرهمند شود و مسیر درست را پیدا کند.
یکی مرد بینادل و چربگویز لشکر گزین کرد با آبروی
هوش مصنوعی: یک مرد فریبنده و زباندار از میان لشکر انتخاب کرد، کسی که با آبرو باشد.
بدو گفت نزدیک پیروز روبه چربی سخنگوی و پاسخ شنو
هوش مصنوعی: به او گفت نزدیک پیروز برود و با انسان چربزبان صحبت کند و پاسخ او را بشنود.
بگویش که عهد نیای تو رابلند اختر و رهنمای تو را
هوش مصنوعی: به او بگو که پیمان نیاکان تو به خوبی برقرار است و ستارهی نشاندهندهی راه تو درخشان است.
همی بر سر نیزه پیش سپاهبیارم چو خورشید تابان به راه
هوش مصنوعی: من بر سر نیزه پیش ارتش میآورم، مانند خورشید درخشان در مسیر.
بدان تا هر آنکس که دارد خردبه منشور آن دادگر بنگرد
هوش مصنوعی: بدان که هر فرد عاقل و خردمندی باید به قوانین و اصول عدل و انصاف توجه کند و آنها را مورد بررسی قرار دهد.
مرا آفرین بر تو نفرین بودهمان نام تو شاه بیدین بود
هوش مصنوعی: اگرچه به تو سلام میفرستم، در دل خود نفرین میفرستم؛ زیرا نام تو برای من یادآور یک پادشاه بیایمان است.
نه یزدان پسندد نه یزدانپرستنه اندر جهان مردم زیردست
هوش مصنوعی: نه خدا این کار را میپسندد و نه کسانی که به او عقیده دارند. همچنین در این دنیا نیز مردم زیر دست و تحت ستم نیستند.
که بیداد جوید کسی در جهانبپیچد سر از عهد شاهنشهان
هوش مصنوعی: اگر کسی در دنیا به ظلم و تعدی روی آورد، از عهد و پیمان پادشاهان سرپیچی میکند.
به داد و به مردی چو بهرام شاهکسی نیز ننهاد بر سر کلاه
هوش مصنوعی: به دنبال داد و انصاف و شجاعت مانند بهرام شاه، هیچ کس جرأت نکرد بر سر کلاه کسی بگذارد.
برین بر جهاندار یزدان گواستکه او را گوا خواستن ناسزاست
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که یزدان (خداوند) برتر و برندهترین است و طلب گواهی از او نادرست و ناشایست به شمار میآید. در واقع، به طرز غیرمستقیم به عظمت و بینیازی خدا اشاره میکند و میگوید که او نیازی به گواهی ندارد.
که بیداد جوید همی جنگ منچنین با سپه کردن آهنگ من
هوش مصنوعی: من به دنبال ظلم و ستم هستم و به همین دلیل برای مبارزه آمادهام و جنگ من با این آهنگ و نظامی که سامان دادهام آغاز میشود.
نباشی تو زین جنگ پیروزگرنیابی مگر ز اختر نیک بر
هوش مصنوعی: اگر تو هرگز در این جنگ پیروز نباشی، فقط میتوانی بر اساس گردش و شانس خوش روزگار به موفقیت دست یابی.
ازین پس نخواهم فرستاد کسبدین جنگ یزدان مرا یار بس
هوش مصنوعی: از این به بعد کسی را به جنگ نخواهم فرستاد، زیرا در این کار، یار من به اندازه کافی قوی و مطمئن است.
فرستاده با نامه آمد چو گردسخنها به پیروز بر یاد کرد
هوش مصنوعی: فرستادهای با نامهای رسید و همچون گرد، دربارهی سخنها به پیروز یادآوری کرد.
چو برخواند آن نامهٔ خوشنوازپر از خشم شد شاه گردن فراز
هوش مصنوعی: زمانی که آن نامهٔ دلنشین را خواند، شاه مغرور و سرشناس از شدت خشم عصبانی شد.
فرستاده را گفت چندین سخننگوید جهاندیده مرد کهن
هوش مصنوعی: فرستاده به جای اینکه زیاد صحبت کند، باید به کاردان و باتجربه اعتماد کند.
که از چاچ یک پی نهد نزد رودبه نوک سنانش فرستم درود
هوش مصنوعی: به دوستی که از چاه آب میآورد و به رود نزدیک میشود، پیامی محبتآمیز میفرستم.
فرستاده آمد بر خوشنوازفراوان سخن گفت با او به راز
هوش مصنوعی: فرستادهای به نزد نوازندهای ماهر آمد و با او به گفتگو و افشاگری پرداخت.
که نزدیک پیروز، ترسِ خدایندیدم نبودش کسی رهنمای
هوش مصنوعی: در نزدیکی پیروزی، هیچ خدایی را نترسیدم و کسی را ندیدم که راهنمایی کند.
همه دیدمش جنگ جوید همیبه فرمان یزدان نگوید همی
هوش مصنوعی: همه او را میبینند که در میدان جنگ میجنگد، اما به فرمان خدا هیچ سخنی نمیگوید.
چو بشندی زو این سخن خوشنوازبه یزدان پناهید و بردش نماز
هوش مصنوعی: زمانی که از این سخن دلنواز شنیدی، به خداوند پناه ببرید و به او دعا کنید.
چنین گفت کای داور داد و پاکتویی آفرینندهٔ هور و خاک
هوش مصنوعی: ای داور بزرگ و پاکیزه، تو خالق نور و زمین هستی.
تو دانی که پیروز بیدادگرز بهرام بیشی ندارد هنر
هوش مصنوعی: تو میدانی که پیروزی کسی که به ظلم و ستم اقدام میکند، نسبت به بهرام (یکی از نامداران و قهرمانان) هیچ هنری ندارد.
پی او ز روی زمین برگسلمه نیرو مه آهنگ جانش مه دل
هوش مصنوعی: در پی او از روی زمین کنارهگیری کن، چرا که او نیرویی همچون ماه دارد و آهنگ زندگیاش دل هر کسی را میرباید.
سخنهای بیداد گوید همیبزرگی به شمشیر جوید همی
هوش مصنوعی: بزرگمنشی با سخنانی ناعادلانه سخن میگوید و با شمشیر به دنبال قدرت و تسلط است.
به گرد سپه بر یکی کنده کردسرش را بپوشید و آگنده کرد
هوش مصنوعی: در اطراف سر یک جنگجو، جایی که سپاهیان گرد آمدهاند، او کلاهی را به سرش میگذارد و آن را محکم میکند.
کمندی فزون بود بالای اویهمان سی ارش کرده پهنای اوی
هوش مصنوعی: این بیت به تصویری از زیبایی و عظمت اشاره دارد که به وسیله یک کمند یا طره بر روی سر فردی نمایان میشود. این کمند به نوعی نشاندهنده برتری و جلوهای خاص است که به او زیبایی بیشتری میبخشد. در واقع، وجود این کمند به اندازهای چشمنواز است که میتواند فضایی گسترده و تاثیرگذار را ایجاد کند.
چو این کرده شد نام یزدان بخواندز پیش سمرقند لشکر براند
هوش مصنوعی: زمانی که این کار انجام شود، نام خداوند را میخوانند و لشکر را از جایی نزدیک سمرقند به حرکت در میآورند.
وزان روی سرگشته پیروز شاههمیراند چون باد لشکر به راه
هوش مصنوعی: و از آن چهرهی شگفتانگیز، پیروز شاه مانند باد لشکریان را به سمت هدف هدایت میکند.
وزین روی پر بیم دل خوشنوازچنین تا برِ کنده آمد فراز
هوش مصنوعی: بر این اساس که دل پر از ترس و نگرانی است، این زیبایی و شیرینی به گونهای است که وقتی از اوج و بلندی جدا شود، دلتنگی و غم را به همراه دارد.
برآمد ز هردو سپه بوق و کوسهوا شد ز گرد سپاه آبنوس
هوش مصنوعی: از دو سپاه صداهایی چون بوق و کوس بلند شد و گرد و غبار از دور سپاه سیاه رنگ به آسمان بلند گردید.
چنان تیرباران بد از هر دو رویکه چون آب خون اندر آمد به جوی
هوش مصنوعی: به گونهای به تیراندازی پرداخته شد که از هر دو طرف، مثل اینکه آب و خون به طور همزمان در جوی جاری شده، به شدت آسیب رساند.
چو نزدیکی کنده شد خوشنوازهمیگفت با داور پاک راز
هوش مصنوعی: وقتی که نزدیکی از بین رفت، خوشنوا همچنان به رازهای خود با داور پاک ادامه میداد.
وزان روی چون باد پیروزشاههمیتاخت با خوارمایه سپاه
هوش مصنوعی: او با سرعتی چون باد به سوی درخشانترین پیروزیها میتاخت و سپاه او نیز به همراهش به جلو میرفت.
چو آمد به نزدیکی خوشنوازسپهدار ترکان ازو گشت باز
هوش مصنوعی: وقتی که خوشنواز نزدیک سپهدار ترکان رسید، از او دور شد.
عنان را بپیچید و بنمود پشتپس او سپاه اندر آمد درشت
هوش مصنوعی: زمام را پیچاند و نشان داد که سپاه بزرگی از پشت سرش وارد شد.
برانگیخت پس باره پیروزشاههمیراند با گرز و رومی کلاه
هوش مصنوعی: پس از آن، پیروزی که برانگیخته شده بود، با قدرت و نیروی خود به پیش میرفت و به مانند کسی که کلاهی رومی بر سر دارد، بر دشمنان خود غلبه میکرد.
به کنده در افتاد با چند مردبزرگان و شیران روز نبرد
هوش مصنوعی: در روز جنگ، مردان بزرگ و شجاع به مبارزه و مقابله با یکدیگر پرداختند.
چو نرسی برادرش و فرخ قبادبزرگان و شاهان فرخ نژاد
هوش مصنوعی: وقتی به برادرش و فرخ قباد نزدیک نشوی، بزرگان و شاهان با نژاد خوشی خواهند بود.
برین سان نگون شد سر هفت شاههمه نامداران زرین کلاه
هوش مصنوعی: در این بیت گفته شده که به این ترتیب، سران هفت شاه به زیر افتاد و همه مردان بزرگ و مشهور که کلاهی از طلا بر سر داشتند، در این ماجرا دچار مشکل شدند.
وزان جایگه شاددل خوشنوازبه نزدیکی کنده آمد فراز
هوش مصنوعی: از آن مکان شاد و دلنشین، خوش صدا به نزدیکی کنده آمده است.
برآورد زان کنده هر کس که زیستهمان خاک بر بخت ایشان گریست
هوش مصنوعی: هر کسی که در آن خاک زندگی کرده، به سرنوشت شوم آنها گریست.
بزرگان و پیکارجویان هرانکسی را که در کنده آمد زمان
هوش مصنوعی: بزرگان و جنگجویان هر کسی را که در زمان به سختی برسد، مورد توجه و احترام قرار میدهند.
شکسته سر و پشت پیروزشاهشه نامداران با تاج و گاه
هوش مصنوعی: سر و پشت شکستگی نشاندهندهی زخمها و دردهاست، اما در عین حال او پیروز و سر بلند است. این شخص، شاهی بزرگ و مشهور است که همواره با تاجی بر سرش جلوهگری میکند و در عصر خود مقام و جایگاه ویژهای دارد.
ز شاهان نبد زنده جز کیقبادشد آن لشکر و پادشاهی به باد
هوش مصنوعی: تنها کسی که از شاهان زنده مانده است کیقباد است و آن لشکر و سلطنت به باد رفتهاند.
همیراند با کام دل خوشنوازسرافراز با لشکر رزمساز
هوش مصنوعی: او با شادی و دل خوش، به جلو میرود و در میان لشکری از جنگجویان با افتخار و سر بلندی میتازد.
به تاراج داده سپاه و بنهنه کس میسره دید و نه میمنه
هوش مصنوعی: در این بیت، به رویدادی اشاره شده که در آن گروهی از افراد با تجهیزات و امکانات خود به شدت آسیب دیدهاند و هیچ کس در این شرایط خاص، پیروزی یا موفقیت را مشاهده نکرده است. به عبارت دیگر، در این وضعیت بحرانی، نه موفقیت به چشم میخورد و نه امیدی به بهبود وجود دارد.
ز ایرانیان چند بردند اسیرچه افگنده بر خاک و خسته به تیر
هوش مصنوعی: چند نفر از ایرانیان را به اسارت بردند و چه تعداد را بر خاک و دیگران را با تیر زده و خسته کردند.
نباید که باشد جهانجوی زفتدل زفت با خاک تیرهست جفت
هوش مصنوعی: نباید کسی که جستوجوی دنیا را در سر دارد، دلش را آلوده کند، چرا که دل آلوده مانند خاک تیرهای است که با دنیا جفت شده است.
چنین آمد این چرخ ناپایدارچه با زیردست و چه با شهریار
هوش مصنوعی: این دنیا همیشه در حال تغییر و ناپایدار است و هیچکس، خواه از طبقه پایین و خواه از طبقه بالا، از آن در امان نیست.
بپیچاند آن را که خود پرورداگر تو شوی پاسبان خرد
هوش مصنوعی: اگر تو خود را حامی و نگهبان خرد و اندیشهات بکنی، آنچه را که خود ساختهای و رشد دادهای، به درستی هدایت میکنی و شکل میدهی.
نماند برین خاک جاوید کستو را توشه از راستی باد و بس
هوش مصنوعی: هیچ کس بر این زمین جاودانه نمیماند، تنها چیزی که از انسان باقی میماند، عمل درست اوست.
چو بگذشت بر کنده بر خوشنوازسپاهش شد از خواسته بینیاز
هوش مصنوعی: زمانی که جنگجوی باهوش و دلنشین از کنار او گذشت، از تمام خواستهها و نیازهای خود بینیاز شد و به آرامش رسید.
به آهن ببستند پای قبادز تخت و نژادش نکردند یاد
هوش مصنوعی: آنها پای قباد را با زنجیر به زمین بسته و دیگر به اصل و نسب او توجه نکردند.
چو آگاهی آمد به ایران سپاهازان کنده و رزم پیروز شاه
هوش مصنوعی: وقتی که سپاهیان ایران از پیروزی شاه و جنگها آگاه شدند، به شوق و هیجان برخوردند.
خروشی برآمد ز کشور به دردازان شهریاران آزادمرد
هوش مصنوعی: صدایی از سرزمین درد و رنج به گوش میرسد، از آن شهر که مردان آزاد و آزادیخواه زندگی میکنند.
چو اندر جهان این سخن گشت فاشفرود آمد از تخت زرین بلاش
هوش مصنوعی: زمانی که این سخن در عالم منتشر شد، بلاش از تخت زرین خود پایین آمد.
همه گوشت بازو به دندان بکندهمیریخت بر تخت خاک نژند
هوش مصنوعی: همهی تنش را با دندان میگزد و بر روی زمین میافتد و به حالت اندوهناک به خاک میافتد.
سپاهی و شهری ز ایران به دردزن و مرد و کودک همی مویه کرد
هوش مصنوعی: مردم ایران، چه سرباز و چه شهری، برای درد و رنج مردان و زنان و کودکان خود ناله و بیتابی میکنند.
همه کندهموی و همه خستهرویهمه شاهجوی و همه راهجوی
هوش مصنوعی: همه در جستجوی عشق و زیبایی هستند و همهی این تلاشها برای رسیدن به هدفی بزرگتر و ارزشمند است.
که تا چون گریزند ز ایران زمینگر آیند لشکر ازان دشت کین
هوش مصنوعی: وقتی که دشمنان از سرزمین ایران فرار کنند، لشکرشان از آن دشت خونین باز خواهد گشت.