بخش ۱۴
هوش مصنوعی: در این بخش، بهرام شاه بر تخت نشسته و تاج بر سر میگذارد. دبیر خردمند، نامهای به نام کیانیان مینویسد که در آن اعلام میشود بهرام شاه، پادشاهی ایرانیان است و او شایسته تاج و تخت است. در این نامه تأکید میشود که بهرام باید به راستی در جهان عمل کند. پس از امضای نامه و نهادن مهر طلا بر آن، بهرام با افتخار به پادشاهی خود ادامه میدهد و میگوید که این پادشاهی برای او و نسلهای آیندهاش خواهد بود. در ادامه، به ایرانیان توصیه میشود که اگر با او همداستان نیستند، از ایران بروند و به خسرو بپیوندند. کسانی که به بهرام وفادار نباشند، از سرزمین خود دور میشوند.
چوپیدا شد آن چادر قیرگوندرفشان شد اختر بچرخ اندرون
هوش مصنوعی: وقتی که آن چادر سیاه و پرچمدار نمایان شد، ستارهای در آسمان درخشید.
چو آواز دارندهٔ پاس خاستقلم خواست بهرام و قرطاس خواست
هوش مصنوعی: وقتی صدای نگهبان بلند شد، بهرام خواست که قلم و کاغذ بیاورند.
بیامد دبیر خردمند و راددوات و قلم پیش دانا نهاد
هوش مصنوعی: دبیر آگاه و باهوش آمد و دوات و قلم را به حضور عالم قرار داد.
بدو گفت عهدی ز ایرانیانبباید نوشتن برین پرنیان
هوش مصنوعی: به او گفتند که باید عهد و پیمانی از ایرانیان بر روی این پارچهی زیبا نوشته شود.
که بهرام شاهست و پیروزبختسزاوار تاج است و زیبای تخت
هوش مصنوعی: بهرام شاه، فردی پیروز و خوشبخت است که شایسته دریافت تاج و نشستن بر تخت زیبا میباشد.
نجوید جز از راستی درجهانچه در آشکار و چه اندر نهان
هوش مصنوعی: در زندگی تنها از حقیقت و صداقت طلب کن، چه در حضور دیگران و چه در خفا و پنهانی.
نوشته شد آن شمع برداشتندشب تیره باندیشه بگذاشتند
هوش مصنوعی: آن شمع خاموش شد و در شب تاریک، افکار و اندیشهها را به جا گذاشتند.
چو پنهان شد آن چادر لاژوردجهان شد ز دیدار خورشید زرد
هوش مصنوعی: زمانی که چادر لاجوردی از دید پنهان شود، جهان از دیدن خورشید زرد محروم میشود.
بیامد یکی مرد پیروزبختنهاد اندر ایوان بهرام تخت
هوش مصنوعی: مردی خوش شانس و پیروز وارد شد و در ایوان کاخی به نام بهرام، تختی قرار داد.
برفتند ایوان شاهی چو عاجبیاویختند از برگاه تاج
هوش مصنوعی: ایوان شاهی از بین رفت و تاج را مانند عاج از برکت آن مکان آویزان کردند.
برتخت زرین یکی زیرگاهنهادند و پس برگشادند راه
هوش مصنوعی: بر روی تخت زرین، یکی زیرپایی گذاشتند و سپس راه را برای رفتن باز کردند.
نشست از بر تخت بهرامشاهبه سر برنهاد آن کیانی کلاه
هوش مصنوعی: آن کیانی که کلاه را بر سر گذاشت، از روی تخت بهرامشاه پایین آمد.
دبیرش بیاورد عهد کیاننوشته بران پربها پرنیان
هوش مصنوعی: دبیر (نویسنده) به همراه قرارداد و نوشتهای از دوران کهن، پارچهای گرانبها و زیبا از جنس پرنیان را به نمایش میآورد.
گوایی نوشتند یکسر مهانکه بهرام شد شهریار جهان
هوش مصنوعی: در این شعر بیان میشود که بهرام به عنوان پادشاهی بزرگ و محترم شناخته شده است و دیگران به خاطر او به احترام و ستایشش قدم پیش گذاشتهاند.
بران نامه چون نام کردند یادبروبر یکی مهر زرین نهاد
هوش مصنوعی: وقتی نامهای را نوشتند و نامی از آن یاد کردند، یکی از آنها بر روی نامه یک مهر زرین گذاشت.
چنین گفت کاین پادشاهی مراستبدین بر شما پاک یزدان گواست
هوش مصنوعی: او گفت که این پادشاهی متعلق به من است و خداوند پاک، گواهی بر این موضوع دارد.
چنین هم بماناد سالی هزارکه از تخمهٔ من بود شهریار
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که به مدت هزار سال، چیزی باقی خواهد ماند که از نسل من و به عنوان یک فرمانروا و پادشاه به یادگار مانده است.
پسر بر پسر هم چنین ارجمندبماناد با تاج و تخت بلند
هوش مصنوعی: فرزند بر فرزند دیگر نیز باید به همان اندازه با ارزش و محترم بماند، همانطور که با تاج و تخت بزرگ.
بآذر مه اندر بد و روز هورکه از شیر پردخته شد پشت گور
هوش مصنوعی: در آتش سوزان و در نور خورشید، آنچه از شیر داغ روی خاکستر به وجود آمده است، نهفته است.
چنین گفت زان پس بایرانیانکه برخاست پرخاش و کین از میان
هوش مصنوعی: پس از آن، او به ایرانیان گفت که نزاع و دشمنی از میان برداشت شده است.
کسی کوبرین نیست همداستاناگر کژ باشید اگر راستان
هوش مصنوعی: اگر کسی در یک مسیر درست یا نادرست با تو همنظر نباشد، به این معنی نیست که خودت هم باید همیشه در مسیر ناخن بهدست یا غیرمنطقی باشی.
به ایران مباشید بیش از سه روزچهارم چو از چرخ گیتی فروز
هوش مصنوعی: در ایران بیشتر از سه روز نمانید، زیرا زندگی در اینجا با مشکلات و سختیهایی همراه است.
بر آید همه نزد خسرو شویدبرین بوم و بر بیش ازین مغنوید
هوش مصنوعی: همه به نزد پادشاه بیایید و بر این سرزمین و فراتر از آن، سر و صدا نکنید.
نه از دل برو خواندند آفرینکه پردخته از تو مبادا زمین
هوش مصنوعی: نه به خاطر دل بیرون رفته از تو، بلکه به خاطر اینکه مبادا زمین تو را فراموش کند، به تو مدح و ستایش میکنند.
هرآنکس که با شاه پیوسته بودبران پادشاهی دلش خسته بود
هوش مصنوعی: هر کسی که با پادشاه در ارتباط بود، در عمق دلش از این سلطنت خسته و ناامید بود.
برفتند زان بوم تا مرز رومپراگنده گشتند ز آباد بوم
هوش مصنوعی: از آن سرزمین تا مرز روم پراکنده شدند و از دیاری آباد دور شدند.