بخش ۱۹
هوش مصنوعی: در این متن، پهلوانی به نام خسرو به قیصر روم پیام میفرستد و از او خواسته میشود که به درخواستهای خسرو پاسخ دهد. خسرو با شور و نشاط از این مأموریت استقبال میکند و به یاران خود دستور میدهد تا با وقار و خرد با قیصر برخورد کنند. او همچنین میگوید که اگر قیصر به میدان جنگ بیاید، باید آمادهی نبرد باشند و وفاداری خود را به خسرو نشان دهند.
سپس نمایندگانی از ایران به نزد قیصر میروند و بعد از ادای احترام، قیصر از آنها میپرسد که چه خبر از ایران دارند. نمایندگان با احترام و حفظ مقام خسرو سخنان او را ناقل میشوند و از مقام بالای خسرو و پادشاهی او یاد میکنند. قیصر با شنیدن این خبرها تحت تأثیر قرار میگیرد و ناراحتی خود از بیدادگریها و بیعدالتیها را ابراز میکند.
متن به خوبی نشاندهندهی روابط دیپلماتیک و فرهنگی میان ایران و روم در آن زمان، همچنین اهمیت مقام و موقعیت شاهان و پهلوانان در این تعاملات است.
چوآمد بران شارستان شهریارسوار آمد از قیصر نامدار
هوش مصنوعی: وقتی فرمانروای بزرگ به شهر آمد، سوار بر اسب از سلطان معروف قیصر به سوی او آمد.
که چیزی کزین مرز باید بخواهمدار آرزو را ز شاهان نگاه
هوش مصنوعی: اگر چیزی از این سرزمین بخواهی، نباید آرزوهایت را از شاهان انتظار داشته باشی.
که هرچند این پادشاهی مراستتو را با تن خویش داریم راست
هوش مصنوعی: اگرچه این سلطنت و پادشاهی متعلق به من است، اما من تو را با تمام وجودم دوست دارم و از تو حمایت میکنم.
بران شارستان ایمن و شاد باشز هر بد که اندیشی آزاد باش
هوش مصنوعی: در شهری امن و خوش، به زندگی خود ادامه بده و از هر نگرانی و اندیشهی ناخوشایند دوری کن.
همه روم یکسر تو را کهترنداگر چند گردنکش و مهترند
هوش مصنوعی: از نظر من، همه افراد روم نسبت به تو کوچک و ناچیز هستند، حتی اگر آنها خود را بزرگ و برتر بدانند.
تو را تا نسازم سلیح و سپاهنجویم خور و خواب و آرام گاه
هوش مصنوعی: من تا زمانی که برای تو لشکر و تجهیزات آماده نکنم، نه خوراک و نه خواب و آرامش را جستجو میکنم.
چو بشنید خسرو بدان شاد گشتروانش از اندیشه آزاد گشت
هوش مصنوعی: وقتی خسرو این را شنید، شاد شد و ذهنش از فکر و نگرانی رهایی یافت.
بفرمود گستهم و بالوی راهمان اندیان جهانجوی را
هوش مصنوعی: گستهم و بالوی را دستور داد تا همان مردان باهوش و زیرک جهان را پیدا کرده و بیاورند.
بخراد برزین وشاپور شیرچنین گفت پس شهریار دلیر
هوش مصنوعی: خراسانی دلیر و شجاع، به نام برزین و شاپور، چنین بیان کرد: "ای فرمانروای شجاع".
که اسپان چو روشن شود زین کنیدببالای آن زین زرین کنید
هوش مصنوعی: زمانی که اسبها آماده و روشن میشوند، زین را بر روی آنها قرار دهید و آن زین را از طلا بسازید.
بپوشید زربفت چینی قبایهمه یک دلانید و پاکیزه رای
هوش مصنوعی: پوشش زیبای و باکیفیت را به تن کنید و از دلهای پاک و نیکو به دور باشید.
ازین شارستان سوی قیصر شویدبگویید و گفتار او بشنوید
هوش مصنوعی: به این شهر بروید و ماجرای اینجا را به قیصر بگویید و سخنان او را بشنوید.
خردمند باشید وروشن رواننیوشنده و چرب و شیرین زبان
هوش مصنوعی: عاقل و باهوش باشید و با ذهنی روشن به سخنان گوش دهید. همچنین با زبانی شیرین و نرم صحبت کنید.
گر ای دون که قیصر به میدان شودکمان خواهد ار نی به چوگان شود
هوش مصنوعی: اگر تو نابخردی، هنگامی که قیصر (پادشاه) به میدان جنگ بیاید، باید بدان که او کمان به دست خواهد گرفت، حتی اگر به بازی چوگان مشغول باشد.
بکوشید با مرد خسروپرستبدان تا شما را نیاید شکست
هوش مصنوعی: تلاش کنید که با افرادی که شان و مقام را ارج مینهند، همراه شوید تا موفقیت و پیروزی نصیبتان شود.
سواری بداند کز ایران برنددلیری و نیرو ز شیران برند
هوش مصنوعی: سوارکاری میداند که دلیرانه و پرقدرت از ایران، همچون شیری شجاع، میآید.
بخراد برزین بفرمود شاهکه چینی حریرآر و مشک سیاه
هوش مصنوعی: شاه دستور داد که پارچه حریر چینی و مشک سیاه را آماده کنند.
به قیصر یکی نامه باید نوشتچو خورشید تابان بخرم بهشت
هوش مصنوعی: باید به قیصر نامهای نوشت که اگر به من خورشید تابان را بدهد، بهشت را به دست میآورم.
سخنهای کوتاه و معنی بسیکه آن یاد گیرد دل هر کسی
هوش مصنوعی: سخنان مختصر و پرمحتوا که هر دلی میتواند آنها را به یاد بسپارد.
که نزدیک او فیلسوفان بوندبدان کوش تا یاوهای نشنوند
هوش مصنوعی: کسانی که نزد او هستند، فیلسوفان هستند و باید تلاش کنند تا از شنیدن سخنان بیمعنا و بیپایه دور بمانند.
چونامه بخواند زبان برگشایبه گفتار با تو ندارند پای
هوش مصنوعی: وقتی که نامهای خوانده میشود، زبان به گفتار باز میشود، اما در صحبت با تو هیچکس جرات ندارد.
ببالوی گفت آنچ قیصر ز منگشاید زبان بر سرانجمن
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به گفتگوهایی اشاره میکند که قیصر (پادشاه) درباره او و کارهایش انجام میدهد. او بیان میکند که آنچه قیصر به زبان میآورد و در جمع بیان میکند، همگی مرتبط با اوست و نشاندهنده شایستگیها و موفقیتهای او در زندگی است. این یعنی او برای قیصر توجه و اهمیت خاصی دارد و قیصر در مورد او در جمع صحبت میکند.
ز فرمان و سوگند و پیمان و عهدتو اندر سخن یاد کن همچو شهد
هوش مصنوعی: در گفتارت به یاد بیاور که از فرمان، سوگند، پیمان و عهد تو همچون عسل شیرین و دلنشین است.
بدان انجمن تو زبان منیبهر نیک و بد ترجمان منی
هوش مصنوعی: در آن جمع، تو زبان من هستی و برای هر خوب و بدی، تو به نوعی نماینده و مترجم من میشوی.
به چیزی که برما نیاید شکستبکوشید و با آن بسایید دست
هوش مصنوعی: به تلاش برای چیزهایی که به ما نمیرسند ادامه دهید و با آنها هماهنگ شوید.
تو پیمان گفتار من در پذیرسخن هرچ گفتم همه یادگیر
هوش مصنوعی: تو سخن من را قبول کن و هر آنچه را که گفتم، به خاطر بسپار.
شنیدند آواز فرخ جوانجهاندیده گردان روشن روان
هوش مصنوعی: آنها صدای جوان خوشبختی را شنیدند که به دور خودش جهان را روشن و شفاف میکند.
همه خواندند آفرین سر به سرکه جز تو مبادا کسی تاجور
هوش مصنوعی: همه به ستایش تو پرداختند و گفتند که هیچکس غیر از تو شایسته این مقام و افتخار نیست.
به نزدیک قیصر نهادند رویبزرگان روشن دل و راست گوی
هوش مصنوعی: بزرگان روشندل و راستگو را به نزد قیصر آوردند.
چو بشنید قیصر کز ایران مهانفرستادهٔ شهریار جهان
هوش مصنوعی: وقتی قیصر خبر را شنید که از ایران بزرگان و فرستادهای از سوی پادشاه جهان آمده است،...
رسیدند نزدیک ایوان ز راهپذیره فرستاد چندی سپاه
هوش مصنوعی: به نزد ایوان نزدیک شدند و چندین سرباز برای استقبال فرستادند.
بیاراست کاخی به دیبای رومهمه پیکرش گوهر و زر بوم
هوش مصنوعی: کاخی زیبا و با شکوه را با پارچههای گرانبها زینت بخشید و در آن همه نقش و نگارها از جواهر و طلا ساخته شده بود.
نشست از بر نامور تخت عاجبه سر برنهاد آن دل افروز تاج
هوش مصنوعی: او بر تختی از عاج نشسته بود و تاجی زیبا بر سر گذاشته که دلها را شاد میکند.
بفرمود تا پرده برداشتندز دهلیزشان تیز بگذاشتند
هوش مصنوعی: او دستور داد تا پرده را کنار بزنند و به سرعت از دهنیشان خارج شدند.
گرانمایه گستهم بد پیشروپس او چوبالوی و شاپور گو
هوش مصنوعی: گستهم با ارزش و با عظمت است، پس از او تو به مانند چوب بالوی و شاپور خواهی بود.
چو خراد برزین و گرد اندیانهمه تاج بر سر کمر برمیان
هوش مصنوعی: اگر برزین را ببینی که خراد میشود و در میانِ گرد اندیان، تاج را بر سر و کمربند را بر میان بسته است، نشان دهندهی قدرت و ارادهای قوی است.
رسیدند نزدیک قیصر فرازچو دیدند بردند پیشش نماز
هوش مصنوعی: آنها به نزد قیصر نزدیک شدند و وقتی او را دیدند، بر او نماز گذاشتند.
همه یک زبان آفرین خواندندبران تخت زر گوهر افشاندند
هوش مصنوعی: همه بر یک زبان به ستایش و تمجید پرداختند و بر آن تخت زرین، جواهراتی پراکنده شد.
نخستین بپرسید قیصر ز شاهاز ایران وز لشکر و رنج راه
هوش مصنوعی: قیصر نخستین از شاه ایران درباره وضعیت کشور و مشکلاتی که لشکر در مسیر داشته سوال میکند.
چو بشنید خراد برزین برفتبرتخت با نامهٔ شاه تفت
هوش مصنوعی: وقتی خرد و دانایی به برزین خبر رسید، او با نامهای از سوی شاه به تخت سلطنت رفت.
بفرمان آن نامور شهریارنهادند کرسی زرین چهار
هوش مصنوعی: به دستور آن شاه نامدار، چهار کرسی از طلا قرار دادند.
نشست این سه پرمایهٔ نیک رایهمیبود خراد برزین بپای
هوش مصنوعی: این سه شخصیت برجسته و خردمند در کنار هم نشستهاند و در حال گفتگو و تبادل نظر هستند.
بفرمود قیصر که بر زیرگاهنشیند کسی کو بپیمود راه
هوش مصنوعی: قیصر دستور داد که هر کسی که راه را پیموده، باید در زیرگاه بنشیند.
چنین گفت خراد برزین که شاهمرا در بزرگی ندادست راه
هوش مصنوعی: خراد برزین میگوید که شاه به من راهی برای بزرگی و عظمت نداد.
که در پیش قیصر بیارم نشستچنین نامهٔ شاه ایران بدست
هوش مصنوعی: من میخواهم چنین نامهای از شاه ایران را به قیصر ارائه دهم و در مقابل او نشسته باشم.
مگر بندگی را پسند آیمتبه پیغام او سودمند آیمت
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که من با انجام وظیفهام نظر تو را جلب کنم و به واسطهی پیام او به تو فایده برسانم؟
بدو گفت قیصر که بگشای رازچه گفت آن خردمند گردن فراز
هوش مصنوعی: قیصر به او گفت: راز را بگشای و بگو آن فرد خردمند با قامت بلند چه گفته است.
نخست آفرین بر جهاندار کردجهان را بدان آفرین خوارکرد
هوش مصنوعی: نخستین ستایش را به پادشاه جهان میدهم، زیرا او با آفرینش خود، هستی را تحت تاثیر قرار داده و ارزشمندی آن را کاهش داده است.
که اویست برتر زهر برتریتوانا و داننده از هر دری
هوش مصنوعی: او کسی است که از هر نظر بالاتر است و از توانا و دانا به هر چیزی آگاهتر میباشد.
بفرمان او گردد این آسمانکجا برترست از مکان و زمان
هوش مصنوعی: در فرمان و اراده او، آسمان به وجود میآید و به همین دلیل فراتر از هر مکان و زمانی است.
سپهر و ستاره همه کردهاندبدین چرخ گردان برآوردهاند
هوش مصنوعی: آسمان و ستارهها همه با هم در این دایره در حال حرکتاند و به این ترتیب شکل گرفتهاند.
چو از خاک مر جانور بنده کردنخستین کیومرث را زنده کرد
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند از خاک، جان یک موجود را به وجود آورد، نخستین انسانی که زنده شد، کیومرث بود.
چنان تا بشاه آفریدون رسیدکزان سرفرازان و را برگزید
هوش مصنوعی: تا اینکه به شاه آفریدون رسید، او از میان این سرفرازان و بزرگمردان، برخی را برگزید.
پدید آمد آن تخمهٔ اندرجهانببود آشکار آنچ بودی نهان
هوش مصنوعی: تخم و نطفهای که در آغاز وجود داشت، به ظهور آمد و آنچه که پنهان بود، به وضوح نمایان شد.
همیرو چنین تا سر کی قبادکه تاج بزرگی به سر برنهاد
هوش مصنوعی: به آرامی به راه خود ادامه میدهد تا ببیند چه زمانی کی قباد تاج بزرگی را بر سر میگذارد.
نیامد بدین دوده هرگز بدینگه داشتندی ره ایزدی
هوش مصنوعی: هرگز کسی از این نسل بدی را به خود راه نداده و چشم ایزدی را نگه داشته است.
کنون بندهای ناسزاوار وگستبیامد بتخت کیان برنشست
هوش مصنوعی: اکنون فردی نالایق و بیلیاقت وارد شد و بر تخت پادشاهی نشسته است.
همیداد خواهم ز بیدادگرنه افسر نه تخت و کلاه و کمر
هوش مصنوعی: میخواهم که از ظلم و ستمگر چیزی بگیرم، نه تاج و تخت و کلاه و کمربند.
هرآنکس که او برنشیند بتختخرد باید و نامداری و بخت
هوش مصنوعی: هر کسی که به مقام و جایگاه بلند برسد، باید واجد ویژگیهای عقل و دانش، اعتبار و خوششانسی باشد.
شناسد که این تخت و این فرهیکرا بود و دیهیم شاهنشهی
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به شناخت و آگاهی از جایگاه و مقام افرادی که فرصتی برای نشستن بر تخت و داشتن تاج و تخت شاهانه را دارند. به نوعی، سخن از شناخت مقام و منزلت واقعی افراد و تفاوتهای بین آنهاست.
مرا اندرین کار یاری کنیدبرین بیوفا کامگاری کنید
هوش مصنوعی: از شما میخواهم که در این کار به من کمک کنید و با این بیوفا همکاری کنید تا به موفقیت برسیم.
که پوینده گشتیم گرد جهانبشرم آمدیم از کهان ومهان
هوش مصنوعی: ما در جستجوی دنیا به سفر پرداختیم و از دورانهای قدیم و انسانهای بزرگ به اینجا رسیدیم.
چوقیصر بران سان سخنها شنیدبرخساره شد چون گل شنبلید
هوش مصنوعی: قیصر، مانند گلی که در باغ لابهلای بوتهها شکوفا میشود، از شنیدن سخنان زیبا و دلنشین، شاداب و سرزنده میگردد.
گل شنبلیدش پر از ژاله شدزبان و روانش پر ازناله شد
هوش مصنوعی: گل شنبلید، غرق در آبوهوای مرطوب شد و زبانش پر از گلایه و ناله گردید.
چوآن نامه برخواند بفزود دردشد آن تخت برچشم او لاژورد
هوش مصنوعی: وقتی او آن نامه را خواند، درد او بیشتر شد و آن تخت برایش مانند لاژورد به نظر آمد.
بخراد بر زین جهاندار گفتکه این نیست برمرد دانا نهفت
هوش مصنوعی: خداوند بر سوار جهاندار گفت که این راز بر مرد دانا پنهان نیست.
مرا خسرو از خویش و پیوند بیشز جان سخن گوی دارمش پیش
هوش مصنوعی: من خسرو را بیشتر از جان خود دوست دارم و برای من او از هر نسبت و پیوند دیگری مهمتر است.
سلیح است و هم گنج و هم لشکرستشما را ببین تا چه اندر خورست
هوش مصنوعی: سلیح و ذخیره و نیروی نظامی از آنِ شماست، حال ببینید چه چیزی برای شما مناسب است.
اگر دیده خواهی ندارم دریغکه دیده به از گنج دینار و تیغ
هوش مصنوعی: اگر میخواهی، من چشمی ندارم، اما افسوس که چشم داشتن از گنج و شمشیر هم با ارزشتر است.