بخش ۳۵
هوش مصنوعی: خسرو به میدان رزم میآید و متوجه میشود که بهرام با سپاهش همه چیز را تاراج کرده است. او یکی از سربازان را به عنوان نماینده میفرستد تا خبری از پیروزیها و شکستها به قیصر برساند. سرباز پیاده در پیشگاه یزدان به خاک میافتد و از او کمک میطلبد. سپس به خسرو خبر میدهد که بهرام تحت فرمان یزدان پیروز شده و لشکرش شکست خورده است.
خسرو نامهای به قیصر مینویسد و در آن پیروزی خود را تقدیر میکند و از کیفر و پاداش یزدان صحبت میکند. قیصر نامه را میخواند و به یزدان شکرگزاری میکند و هدایا و تحایف زیادی برای خسرو ارسال میکند.
خسرو متوجه میشود که برخی از هدایای ارسالی نشانهای از دین دیگری هستند و نگران میشود که مردم او را به خاطر پوشش غیر ایرانی قضاوت کنند. رهنمای او به او میگوید که دین و هویت انسان به پوشش او نیست و باید لباسهای ارسالی را بپوشد. خسرو در نهایت با تاج و لباسهای زری برمیخیزد و ایرانیان و رومیان با یکدیگر در صلح و دوستی به جشن و شادمانی میپردازند.
ازین سوی خسرو بران رزمگاهبیامد که بهرام بد با سپاه
هوش مصنوعی: خسرو از سمت خود به میدان جنگ آمد تا با سپاه بهرام که در حال جنگ بود روبرو شود.
همه رزمگاهش به تاراج دادسپه را همه بدره و تاج داد
هوش مصنوعی: او تمامی میدان جنگ را به سپاه بخشید و تمام ثروت و جواهراتش را به آنها اهدا کرد.
یکی بارهٔ تیز رو برنشستمیان را ز بهر پرستش ببست
هوش مصنوعی: یک بار، سوار بر اسب تند و سریع شد و به خاطر عبادت، راه را بست.
به پیش اندر آمد یکی خارستانپیاده ببود اندران کارستان
هوش مصنوعی: یکی در دل خارستان، قدم گذاشت و در آنجا درگیری و مشغلهای بود.
به غلتید در پیش یزدان به خاکهمیگفت کای داور داد و پاک
هوش مصنوعی: به زمین افتاد و در مقابل خداوند گفت: ای قاضی شریف و پاک.
پی دشمن از بوم برداشتیهمه کار ز اندیشه بگذاشتی
هوش مصنوعی: تو تمام نیروی خود را صرف دنبال کردن دشمن کردهای و همه کارهایت را از روی فکر و اندیشه کنار گذاشتهای.
پرستنده و ناسزا بندهامبه فرمان و رایت سرافگندهام
هوش مصنوعی: من به خاطر فرمان و پرچم کسی که مورد ستایش و توهین قرار میدهم، به او خدمت میکنم و به خاطر این عشق و ارادت، سرم را پایین انداختهام.
وزان جایگه شد به پرده سرایبیامد به نزدیک او رهنمای
هوش مصنوعی: از آن مکان، به پردهنشینی آمد که راهنمای او نزدیکش بود.
بفرمود تا پیش او شد دبیرنوشتند زو نامهای برحریر
هوش مصنوعی: فرمان دادند که دبیر نزد او برود و نامهای بر روی پارچه زربافت بنویسد.
ز چیزی که رفت اندران رزمگاهبه قیصر نوشت اندران نامه شاه
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، از چیزی که گذشته، نامهای به قیصر نوشته شد.
نخست آفرین کرد بر دادگرکزو دید مردی و بخت و هنر
هوش مصنوعی: ابتدا سپاسگزاری کرد از دادگری که مردی را با بخت و هنری خوب به او نشان داد.
دگر گفت کز کردگار جهانهمه نیکوی دیدم اندر نهان
هوش مصنوعی: او گفت که از خالق جهان، همه چیزهای خوب را در پنهان دیدهام.
به آذرگشسپ آمدم با سپاهدوان پیش بازآمدم کینه خواه
هوش مصنوعی: من با لشکری به سوی آذرگشسپ رفتم و در حالی که به سرعت حرکت میکردم، با هدف انتقام بازگشتم.
بدان گونه تنگ اندر آمد به جنگکه بر من ببد کار پیکار تنگ
هوش مصنوعی: در شرایطی بسیار سخت و دشوار قرار گرفت که کارها برای من در مبارزه به شدت مشکل شد.
چو یزدان پاکش نبد دستگیربمرد آن دم آتش و دار و گیر
هوش مصنوعی: وقتی که خداوند پاک نتواند کمک کند، در آن لحظه، آتش و زنجیر برای انسان آماده است.
چوبیچارهتر گشت و لشکر نماندگریزان به شبگیر ز آنجا براند
هوش مصنوعی: وضع دلسوختگان وخیمتر شد و دیگر نظامی در آنجا باقی نماند، به طوری که در تاریکی شب به سرعت از آنجا فرار کردند.
همه لشکرش را بهم بر زدیمبه لشکر گهش آتش اندرزدیم
هوش مصنوعی: ما تمام نیروهایش را به هم ریختیم و به سپاه او آتش افکندیم.
به فرمان یزدان پیروزگرببندم برو نیز راه گذر
هوش مصنوعی: به دستور خداوند پیروز، راه عبور را به او میبندم.
نهادند برنامه بر مهرشاهفرستادگان بر گرفتند راه
هوش مصنوعی: فرستادگان برای تحویل پیام به شاه برنامهای ترتیب دادند و مسیر خود را آغاز کردند.
فرستاده با نامه شهریاربشد تا بر قیصر نامدار
هوش مصنوعی: فرستادهای با نامهای از سوی پادشاه به سوی قیصر بزرگ راهی شد.
چو آن نامه برخواند قیصر ز تختفرود آمد آن مرد بیداربخت
هوش مصنوعی: وقتی قیصر نامه را خواند، به نشانه احترام از تخت خود پایین آمد و آن مرد بیدار و باخودآگاهی را دید.
به یزدان چنین گفت کای رهنمایهمیشه توی جاودانه بجای
هوش مصنوعی: به خداوند چنین گفت: ای هدایتگر، تو همیشه و در هر جا وجود داری و جاودانی.
تو پیروز کردی مر آن بنده راکشنده توی مرد افگنده را
هوش مصنوعی: تو به بنده خود قوت و نیروی پیروزی دادی، همان کسی که دشمن را به زمین میزند.
فراوان به درویش دینار دادهمان خوردنیهای بسیار داد
هوش مصنوعی: او به درویش پول زیادی داد و همچنین خوراکیهای فراوانی نیز به او بخشید.
مر آن نامه را نیز پاسخ نوشتبسان درختی به باغ بهشت
هوش مصنوعی: آن نامه را پاسخ نوشت، مانند درختی که در باغ بهشت رشد میکند و زیبایی و سرسبزی را به همراه دارد.
سرنامه کرد از جهاندار یادخداوند پیروزی و فرو داد
هوش مصنوعی: در آغاز نامه، یاد خداوند را به عنوان منبع پیروزی و موفقیت ذکر کرده است.
خداوند ماه و خداوند هورخداونت پیل و خداوند مور
هوش مصنوعی: خداوندی که ماه و خورشید را میآفریند، همچون خداوندی است که فیل و مور را نیز خلق کرده است.
بزرگی و نیک اختری زو شناسوزو دار تا زنده باشی سپاس
هوش مصنوعی: با آنکه بزرگی و نیکنظری را از او شناختهای، تا زمانی که زندهای، شکرگزار او باش.
جز از داد و خوبی مکن در جهانچه در آشکار و چه اندر نهان
هوش مصنوعی: فقط با عدالت و نیکی در دنیا رفتار کن، چه در حضور دیگران و چه به طور پنهانی.
یکی تاج کز قیصران یادگارهمیداشتی تا کی آید به کار
هوش مصنوعی: تاجی که از امپراتوران به یادگار داری، تا چه زمانی به کارت خواهد آمد؟
همان خسروی طوق با گوشوارصدوشست تا جامهٔ زرنگار
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف شخصیتی برجسته و با ویژگیهای خاص پرداخته است. اشاره به وجود جواهرات و زیباییهای ظاهری آن فرد دارد و نشانگر مقام و شکوه اوست. او همچون پادشاهی است که با زینتها و لباسهای زیباترین، خود را آراسته است.
دگر سی شتر بار دینار بودهمان در و یاقوت بسیار بود
هوش مصنوعی: سی شتر که بار دینار دارند، همان در و یاقوت همواره بسیار است.
صلیبی فرستاد گوهر نگاریکی تخت پرگوهر شاهوار
هوش مصنوعی: یکی فرستاده است که جواهرهای ارزشمندی را به همراه تختی زیبا و با شکوه به شاه تقدیم کند.
یکی سبز خفتان به زر بافتهبسی شوشه زر برو تافته
هوش مصنوعی: یک لباس سبز رنگ که با طلا بافته شده است، در آن زرق و برق زیادی وجود دارد و تزیینات طلایی به زیبایی آن افزوده شده است.
ازان فیلسوفان رومی چهاربرفتند با هدیه وبا نثار
هوش مصنوعی: چهار فیلسوف رومی به همراه هدایای ارزشمند و نذورات خود رفتند.
چو زان کارها شد به شاه آگهیز قیصر شدش کاربا فرهی
هوش مصنوعی: زمانی که شاه از آن اتفاقات با خبر شد، کار قیصر به فرهی رسید.
پذیره فرستاد خسرو سوارگرانمایگان گرامی هزار
هوش مصنوعی: خسرو به همراه گروهی از سوارکاران برجسته و ارجمند، نفراتی را به استقبال فرستاد.
بزرگان به نزدیک خسرو شدندهمه پاک با هدیه نو شدند
هوش مصنوعی: بزرگان به حضور پادشاه رفتند و همه با هدیهای نو و خالص آمده بودند.
چو خسرو نگه کرد و نامه بخواندازان خواسته در شگفتی بماند
هوش مصنوعی: وقتی خسرو نامه را خواند و به آن نگاه کرد، از خواستهای که در نامه بود در تعجب ماند.
به دستور فرمود پس شهریارکه آن جامهٔ روم گوهر نگار
هوش مصنوعی: پادشاه دستور داد که آن لباس رومی که دارای گوهرهای زیباست را بیاورند.
نه آیین پرمایه دهقان بودکجا جامهٔ جاثلیقان بود
هوش مصنوعی: در این بیت، به نظر میرسد که شاعر به تفاوت بین فرهنگ و آداب واقعی مردم عادی و زرق و برق ظاهری اشاره دارد. دهقان، که نماد کار و تلاش و اصالت است، دارای آداب و سنن عمیقتری است و از طرف دیگر، جاثلیق، که به مقام و ظاهربینی اشاره دارد، ممکن است نشانهای از تظاهر و دودستگی باشد. به طور کلی، میتوان گفت که اصول و ارزشهای اصلی زندگی را نمیتوان با ظاهرسازی و تظاهر جایگزین کرد.
چو بر جامهٔ ما چلیپا بودنشست اندر آیین ترسا بود
هوش مصنوعی: وقتی که علامت صلیب روی لباس ما قرار گرفت، در واقع به شیوهای مربوط به دین مسیحی تبدیل شد.
وگر خود نپوشم بیازارد اویهمانا دگرگونه پندارد اوی
هوش مصنوعی: اگر خودم خودم را نپوشانم، او (دیگری) به من آزار میزند و در واقع او به گونهای دیگر فکر میکند.
وگر پوشم این نامداران همهبگویند کاین شهریار رمه
هوش مصنوعی: اگر من این ناموران را بپوشانم، همه خواهند گفت که این پادشاه، فقط یک چوپان است.
مگر کز پی چیز ترسا شدستکه اندر میان چلیپا شدست
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که به خاطر چیزهای غیراخلاقی یا فاسد، وسط کار یعنی در میانهٔ درگیری به سمتی که مورد انتقاد یا مقدس است، رفته باشد؟
به خسرو چنین گفت پس رهنمایکه دین نیست شاها به پوشش بپای
هوش مصنوعی: راهنمای خسرو به او گفت که دین شامل این نیست که آدمی فقط به ظواهر و پوشش خود بپردازد.
تو بردین زر دشت پیغمبریاگر چند پیوسته قیصری
هوش مصنوعی: تو در میدان نبرد به عنوان یک پیامبر پیروز ظاهر شدی، حتی اگر همیشه در کاخ سلطنتی زندگی کرده باشی.
بپوشید پس جامهٔ شهریاربیاویخت آن تاج گوهرنگار
هوش مصنوعی: پس شهریار لباس خود را به تن کرد و تاج زیبای پر از جواهر را بر سر گذاشت.
برفتند رومی و ایرانیانز هر گونه مردم اندر میان
هوش مصنوعی: رومیها و ایرانیها به همراه دیگر مردم، از آنجا رفتند.
کسی کش خرد بود چون جامه دیدبدانست کو رای قیصر گزید
هوش مصنوعی: کسی که خردمند باشد، وقتی که جامهای را ببیند، متوجه میشود که فردی رای قیصر را انتخاب کرده است.
دگر گفت کاین شهریار جهانهمانا که ترسا شد اندر نهان
هوش مصنوعی: دیگری گفت که این پادشاه جهان در واقع همان کسی است که در دل ترسویی نهفته است.