بخش ۵۹
هوش مصنوعی: در این متن، داستانی روایت میشود از روزگاری که در شهر ری، بزرگانی با هم نشستهاند و دربارهٔ اوضاع شهر و لشکر، گفتگو میکنند. در این جلسه، تصمیم گرفته میشود تا پیلان جنگی به ری فرستاده شود. اما فرماندهای حکیم به شهریار هشدار میدهد که این اقدام جز آسیب به شهر هیچ سودی ندارد و نباید بیفکری کرد.
شخصی بدنام و شرور به نام بهرام به جمع میآید و با زبانی دروغین و پر از کینه، به تهدید و اتهام میپردازد. خسرو، شهریار، از او میخواهد تا او را نزد خود بیاورند و پس از گفتگویی، دستور به تبعید او و نابود کردن آثارش میدهد. با این کار، شهر ری به تدریج خراب و ویران میشود و آفتاب بر آن میتابد اما کسی به یاد آن شهر و مردمش نیست.
این داستان نمادین به بررسی ویژگیهای شخصیتی و اخلاقی افراد شرور و پیامدهای منفی تصمیمات نادرست میپردازد و در نهایت نشان میدهد که چگونه یک فرد بدنام میتواند بر سرنوشت جمعی تأثیر بگذارد.
برآمد برین روزگاری درازنبد گردیه را به چیزی نیاز
هوش مصنوعی: در این روزگار طولانی، نیازی به گردی و زینت نیست.
چنین می همیخورد با بخردانبزرگان و رزم آزموده ردان
هوش مصنوعی: او با دانایان بزرگ و کسانی که در میدان جنگ تجربه و آزمودگی دارند، به همین شکل شراب مینوشد.
بدان مجلس اندر یکی جام بودنوشته برو نام بهرام بود
هوش مصنوعی: در آن مجلس، یک جام وجود داشت که بر روی آن نام بهرام نوشته شده بود.
بفرمود تا جام بنداختندوزان هرکسی دل بپرداختند
هوش مصنوعی: فرمان دادند تا جام را به زمین بیندازند و از آن لحظه هرکس دلش را به چیزی سپرد.
گرفتند نفرین به بهرام بربران جام و آرندهٔ جام بر
هوش مصنوعی: نفرین کردند به بهرام به خاطر جامی که به سمتش پرتاب شده و کسی که آن جام را به سمت او پرتاب کرده است.
چنین گفت که اکنون بر بوم ریبه کوبند پیلان جنگی بپی
هوش مصنوعی: او گفت که اکنون در شهر ری، فیلهای جنگی را به حرکت درمیآورند و آماده میشوند.
همه مردم از شهر بیرون کنندهمه ری بپی دشت و هامون کنند
هوش مصنوعی: تمام مردم را از شهر بیرون میکنند و همه جا را مانند دشت و هامون پر از سرسبزی و زندگی میسازند.
گرانمایه دستور با شهریارچنین گفت کای از کیان یادگار
هوش مصنوعی: گنجینهای از دانش به پادشاه گفت: ای کسی که یادآور دوران کهن کیانی هستی.
نگه کن که شهری بزرگست رینشاید که کوبند پیلان بپی
هوش مصنوعی: نگاه کن که شهر ری چقدر بزرگ است، نباید آن را با فیلها خراب کرد.
که یزدان دران کار همداستاننباشد نه هم بر زمین راستان
هوش مصنوعی: اگر خداوند در این کار با کسی همداستان نباشد، زمین هم هرگز با راستگویان همراه نخواهد بود.
به دستور گفت آن زمان شهریارکه بد گوهری باید و نابکار
هوش مصنوعی: پادشاه در آن زمان اعلام کرد که باید از افراد بدخوی و بدجنس دوری کرد و با آنها کاری نداشت.
که یک چند باشد بری مرزبانیکی مرد بی دانش و بد زبان
هوش مصنوعی: مدت زمانی که یک نگهبان نیاز دارد، به دلیل وجود یک مرد نادان و بدزبان است.
بدو گفت بهمن که گر شهریاربخواهد نشان چنین نابکار
هوش مصنوعی: بهمن به او گفت که اگر پادشاه بخواهد، نشانهای از این فرد بد ذات نشان دهید.
بجوییم و این را بجا آوریمنباید که بیرهنما آوریم
هوش مصنوعی: باید در جستجوی حقیقت باشیم و آن را به درستی اجرا کنیم و نباید بدون راهنمایی و هدایت عمل کنیم.
چنین گفت خسرو که بسیارگوینژند اختری بایدم سرخ موی
هوش مصنوعی: خسرو گفت که باید خیلی مراقب باشی و اگر در شرایطی سخت قرار گرفتی، باید با شجاعت و اعتماد به نفس برخورد کنی، حتی اگر کار سختی به نظر برسد.
تنش سرخ و بینی کژ وروی زشتهمان دوزخی روی دور از بهشت
هوش مصنوعی: چهرهی قرمز و بینی کج و ظاهری زشت، نشانهای از دوزخی بودن فرد است که از بهشت دور افتاده است.
یکی مرد بدنام و رخساره زردبد اندیش و کوتاه دل پر ز درد
هوش مصنوعی: مردی وجود دارد که نامش بد است و چهرهاش زرد به نظر میرسد. او انسانی ناپاک و ناامید است و دلش از درد پر شده است.
همان بد دل و سفله و بیفروغسرش پر ز کین و زبان پر دروغ
هوش مصنوعی: آن فرد بدذاتی که هیچ ارزش و نورانیی ندارد، همیشه در دلش کینه دارد و در زبانش دروغ میگوید.
دو چشمش کژ و سبز و دندان بزرگبراه اندرون کژ رود همچو گرگ
هوش مصنوعی: چشمان او کج و سبز هستند و دندانهایش بزرگ است. او به آرامی و به طور حسابشده مانند گرگی در راه حرکت میکند.
همه موبدان مانده زو در شگفتکه تا یاد خسرو چنین چون گرفت
هوش مصنوعی: همه روحانیان در تعجب ماندهاند که چطور اینچنین یاد پادشاهی در دلها جا گرفته است.
همیجست هرکس بگرد جهانز شهر کسان از کهان و مهان
هوش مصنوعی: هر کسی در تلاش است در سراسر دنیا، از شهرها و افراد بزرگ و مشهور تحقیق کند و ببیند که چه خبر است.
چنان بد که روزی یکی نزد شاهبیامد کزین گونه مردی به راه
هوش مصنوعی: روزی مردی نزد شاه آمد و به او خبر داد که اوضاع به شدت نگرانکننده و بد شده است.
بدیدم بیارم به فرمان کیبدان تا فرستدش خسرو به ری
هوش مصنوعی: من دیدم که به فرمان کسی میآورم او را تا خسرو او را به ری بفرستد.
بفرمود تا نزد او آورندوز آنگونه بازی بکو آورند
هوش مصنوعی: او دستور داد که او را به نزد خودش بیاورند و همچنین از آن نوع بازیها نیز بیاورند.
ببردند زین گونه مردی برشبخندید زو کشور و لشکرش
هوش مصنوعی: مردی را از میان این قوم برداشتند و بر آن خندیدند که این کشور و سپاه او چگونه است.
بدو گفت خسرو ز کردار بدچه داری بیاد ای بد بیخرد
هوش مصنوعی: خسرو به او گفت: از کارهای بدی که کردهای، چه یادگاری در ذهنت باقی مانده است، ای بیخرد!
چنین گفت با شاه کز کار بدنیاسایم و نیست با من خرد
هوش مصنوعی: او گفت: «ای پادشاه، ما از کارهای نادرست خسته نمیشویم و هیچ نیازی به خرد و اندیشه نداریم.»
سخن هرچ گویی دگرگون کنمتن و جان مردم پر از خون کنم
هوش مصنوعی: هر چه بگویی، میتوانم آن را به گونهای دیگر بیان کنم؛ همچنین میتوانم روح و جسم مردم را از درد و رنج پر کنم.
سرمایهٔ من دروغست و بسسوی راستی نیستم دست رس
هوش مصنوعی: دارایی من فقط دروغ است و هیچ دسترسی به حقیقت ندارم.
بدو گفت خسرو که بد اخترتنوشته مبادا جزین بر سرت
هوش مصنوعی: خسرو به او گفت که ستارههای بدخوشآمدی برای تو ننوشتهاند، امیدوارم هیچ بدی بر سرت نیاید.
به دیوان نوشتند منشور ریز زشتی بزرگی شد آن شوم پی
هوش مصنوعی: در دیوان نوشتهاند که منشوری از ری به زشتی و بدی بزرگ تبدیل شد و آن بدبختی مسبب این ماجرا بود.
سپاه پراگنده او را سپردبرفت از درو نام زشتی ببرد
هوش مصنوعی: سپاه او که پراکنده شده بود را به او سپردند و از آنجا رفت و نام ناپسندی را از خود دور کرد.
چوآمد بری مرد ناتندرستدل و دیده از شرم یزدان بشست
هوش مصنوعی: وقتی مرد ناتندرست به محضر یزدان آمد، دل و چشمانش از شرم پاک شد.
بفرمود تا ناودانهای بامبکندند و او شد بران شادکام
هوش مصنوعی: او دستور داد تا ناودانهای بام را باز کنند و او به این کار خوشحال شد.
وزان پس همه گربکان رابکشتدل کد خدایان ازو شد درشت
هوش مصنوعی: پس از آن، همه گربهها را سر برید و دل خدایان به خاطر او خشمگین شد.
به هرسو همیرفت با رهنمایمنادیگری پیش او بر بپای
هوش مصنوعی: او به هر سوی میرفت و یک راهنما جلوتر از او به راهنمایی میپرداخت.
همیگفت گر ناودانی بجایببینی و گر گربهای در سرای
هوش مصنوعی: او همواره میگفت اگر در جایگاه ناودان قرار بگیری و یا اگر گربهای را در خانه ببینی، تو چه احساسی خواهی داشت؟
بدان بوم وبر آتش اندر زنمز برشان همی سنگ بر سرزنم
هوش مصنوعی: من در سرزمین خود آتش برپا میکنم و بر دشمنانم سنگ میزنم.
همیجست جایی که بد یک درمخداوند او را فگندی به غم
هوش مصنوعی: او به دنبال مکانی بود که بتواند در آن به راحتی و بدون غم زندگی کند، اما خداوند او را به مشکلات و ناراحتیها دچار کرد.
همه خانه از موش بگذاشتنددل از بوم آباد برداشتند
هوش مصنوعی: همه را به خاطر موشها ترک کردند و دل از خانهی آباد برداشتند.
چو باران بدی ناودانی نبودبه شهر اندرون پاسبانی نبود
هوش مصنوعی: وقتی باران میبارد، اگر در شهر هیچ دفاع و حراستی وجود نداشته باشد، اوضاع خوب نخواهد بود.
ازان زشت بد کامهٔ شوم پیکه آمد ز درگاه خسرو بری
هوش مصنوعی: از آن زن زشت و بدخلق که به درگاه پادشاه آمده، فاصله بگیر.
شد آن شهر آباد یکسر خراببه سر بر همیتافتی آفتاب
هوش مصنوعی: شهر که زمانی پر رونق و آباد بود، اکنون به کلی ویران شده است و آفتاب بر آن میتابد.
همه شهر یکسر پر از داغ و دردکس اندر جهان یاد ایشان نکرد
هوش مصنوعی: تمامی شهر در غم و رنج غوطهور است و هیچکس در دنیا به یاد آنها نیست.