بخش ۶۰
هوش مصنوعی: در این شعر، با ورود ماه فرودین، زمین با گل و شکوفه آراسته میشود و طبیعت به زندگی و نشاط بازمیگردد. بزرگان و مردم به باغها میروند و جو شادی و سرور در همهجا پخش میشود. خسرو، شاه ایران، با دیدن زیبایی باغ و بزم میخواهد جشن بگیرد و به میگساری میپردازد.
در این میان، زنی زیبا به نام گردیه پیش خسرو میرود و از او میخواهد تا به یاد مردی غمگین، شهری را آزاد کند. این مرد، بدغیرت و کاهل است و باعث دردسر مردم میشود. خسرو بر این اساس فرمان میدهد تا آن مرد را بکشند و به این ترتیب، سرنوشت بد اندیشان را مشخص میکند. در نهایت، بخت او بیشتر از پیش طلوع میکند و به سروری و پادشاهی خسرو افزوده میشود.
چنین تا بیامد مه فرودینبیاراست گلبرگ روی زمین
هوش مصنوعی: زمانی که ماه فروردین فرا میرسد، زمین با شکوفههای زیبای گل پوشیده میشود.
جهان از نم ابر پر ژاله شدهمه کوه وهامون پراز لاله شد
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر بارش باران پر از قطرات شبنمی شد و همه کوهها و دشتها پر از گلهای لاله گردیدند.
بزرگان به بازی به باغ آمدندهمه میش و آهو به راغ آمدند
هوش مصنوعی: بزرگان به تفریح و بازی به باغ آمدند و همه میشها و آهوها هم به دشت آمدهاند.
چو خسرو گشاده در باغ دیدهمه چشمهٔ باغ پر ماغ دید
هوش مصنوعی: وقتی خسرو در باغ را باز کرد، تمام چشمههای باغ را پر از ماه مشاهده کرد.
بفرمود تا دردمیدند بوقبیاورد پس جامهای خلوق
هوش مصنوعی: فرمان داد که بوقی بیاورند و سپس جامهای پر از نوشیدنیهای خوشگوار را بیاورند.
نشستند بر سبزه می خواستندبه شادی زبان را بیاراستند
هوش مصنوعی: آنها بر روی سبزه نشسته بودند و قصد داشتند به مناسبت شادی صحبتهایی زیبا و دلنشین بزنند.
بیاورد پس گردیه گربکیکه پیدا نبد گربه از کودکی
هوش مصنوعی: گردیه، گربهای را به همراه آورد که از بچگی وجودش پنهان بود و کسی او را نمیشناخت.
بر اسپی نشانده ستامی بزربه زر اندرون چند گونه گهر
هوش مصنوعی: بر اسبی که زین شده، شاهی نشسته است که درونش چندین نوع جواهر وجود دارد.
فروهشته از گوش او گوشواربه ناخن بر از لاله کرده نگار
هوش مصنوعی: گوشوارهای که از گوش او آویزان است، با ناخن از روی گل لاله به زیبایی آراسته شده است.
بدیده چوقار و به رخ چون بهارچو میخواره بد چشم او پر خمار
هوش مصنوعی: چشمانش مانند چشمان مشکی و روشن است و چهرهاش مانند بهار زیبایی دارد. مثل کسی که زیر تأثیر شراب قرار گرفته و چشمانش پر از خواب و سنگینی است.
همیتاخت چون کودکی گرد باغفروهشته از باره زرین جناغ
هوش مصنوعی: او همچون کودکی که در باغی بازی میکند، با شور و شوق به جلو میشتابد و از سر شوق و شادی، طناب زرین را به دور خود میپیچد.
لب شاه ایران پر از خنده شدهمه کهتران خنده را بنده شد
هوش مصنوعی: لبخند بر لبان شاه ایران نشسته و همهی جوانان و خدمتگزاران در مقابل او به شادی و خنده مشغول شدند.
ابا گردیه گفت کز آرزویچه باید بگو ای زن خوب روی
هوش مصنوعی: گردیه به زن زیبا گفت: "از کدام آرزو باید صحبت کنم؟"
زن چاره گر برد پیشش نمازبدو گفت کای شاه گردن فراز
هوش مصنوعی: زن چارهگر به درگاه شاه آمد و گفت: ای شاه بلندمرتبه، به تو درخواست دارم.
بمن بخش ری را خرد یاد کندل غمگنان از غم آزاد کن
هوش مصنوعی: مرا به خاطر خردی که در ری دارم، فراموش نکن و دل کسانی که غمگین هستند را از غم رهایی بخشید.
ز ری مردک شوم رابازخوانورا مرد بد کیش و بد ساز دان
هوش مصنوعی: از آن مرد ریاکار دوری کن، زیرا او انسانی بدخلق و بداندیش است.
همی گربه از خانه بیرون کنددگر ناودان یک به یک بشکند
هوش مصنوعی: اگر گربه از خانه بیرون برود، یکی یکی ناودانها شکسته میشوند.
بخندید خسرو ز گفتار زنبدو گفت کای ماه لشکرشکن
هوش مصنوعی: خسرو از حرفهای زن خندهاش گرفت و به او گفت: ای ماهی که سپاه را در هم میشکنی.
ز ری باز خوان آن بد اندیش راچو آهرمن آن مرد بد کیش را
هوش مصنوعی: از ری دنبال آن شخص بداندیش برو، مانند اهرمن، آن مرد بد ذات را.
فرستاد کس زشت رخ رابخواندهمان خشم بهرام با او براند
هوش مصنوعی: شخصی را به سوی زنی زشترو فرستادهاند تا او را بخواند، اما همان خشم و غضب بهرام (شاه) او را از این کار بازمیدارد.
بکشتند او را به زاری و دردکجا بد بد اندیش و بیکار مرد
هوش مصنوعی: او را با زاری و درد از بین بردند؛ کجا بود آن مرد بیفکر و بیکار که بداند ممکن است چنین بلایی بر او نازل شود؟
هممی هر زمانش فزون بود بختازان تاجور خسروانی درخت
هوش مصنوعی: هر لحظه خوشبختی و روزگار افراد بیشتر از درختی است که بر سرش تاج پادشاهی میروید.