بخش ۷۱
هوش مصنوعی: داستان ایوان خسرو دربارهی تصمیمات و کارهای خسرو، پادشاه ایران، برای ساختن یک ایوان بزرگ و زیبا است. خسرو برای این کار فرستادگانی به کشورهای دیگر فرستاد تا بهترین هنرمندان و معماران را برای ساخت پروژهای عظیم از سراسر جهان جمعآوری کند.
خسرو همچنین از مهندسان و معماران خواست تا سازهای مقاوم بسازند که در برابر شرایط جوی آسیبپذیر نباشد. او با دقت به کارگران نظارت میکرد و در صورت بروز خطا، اقدامات شدیدی اتخاذ میکرد.
طی سالها تلاش، سرانجام ایوان به خوبی ساخته شد و خسرو با افتخار به آن نگاه کرد. این داستان همچنین بر اهمیت صداقت، کاردانی و احترام به هنر و هنرمندان تأکید میکند و به القای حس امید و همدلی در میان مردم میپردازد.
خسرو به مردمش میآموزد که در برابر همدیگر دلگیر نباشند و بر اهمیت کار و نیکی در جامعه تأکید میکند. همچنین تحولاتی در نگرش و رفتار مردم در برابر یکدیگر به وجود میآید.
از ایوان خسرو کنون داستانبگویم که پیش آمد از راستان
هوش مصنوعی: از ایوان خسرو، داستانی را نقل میکنم که موضوعی راست و واقعی است.
جهان بر کهان و مهان بگذردخردمند مردم چرا غم خورد
هوش مصنوعی: دنیا بر روی کهنسالان و بزرگواران نمیایستد، پس آدمهای دانا چرا باید غمگین شوند؟
بسی مهتر و کهتر از من گذشتنخواهم من از خواب بیدار گشت
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد بزرگ و کوچک از کنارت عبور کردهاند، اما من نمیخواهم از خواب بیدار شوم.
همانا که شد سال بر شست و ششنه نیکو بود مردم پیرکش
هوش مصنوعی: سال شصت و شش به پایان رسید و مردم پیر به خوبی از آن یاد نکردند.
چو این نامور نامه آید به بنز من روی کشور شود پر سخن
هوش مصنوعی: وقتی این نامه معروف به دست تو برسد، کشورم پر از سخن و گفتگو خواهد شد.
از آن پس نمیرم که من زندهامکه تخم سخن من پراگندهام
هوش مصنوعی: از آن زمان که من زندهام و حرفهایم را منتشر کردهام، دیگر نمیمیرم.
هر آن کس که دارد هش و رای و دینپس از مرگ بر من کند آفرین
هوش مصنوعی: هر کسی که دارای خرد، اندیشه و دین است، پس از مرگش به من احترام و ستایش میکند.
کنون از مداین سخن نو کنمصفتهای ایوان خسرو کنم
هوش مصنوعی: حالا میخواهم درباره مداین صحبت کنم و ویژگیهای کاخ خسرو را توصیف کنم.
چنین گفت روشندل پارسیکه بگذاشت با کام دل چارسی
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که شخصی با دل روشن و ذهنی فارسیزبان، سخن میگوید و تصمیم گرفته است که با رضایت و خوشحالی از زندگی و آرزوهایش بیخیال شود.
که خسرو فرستاد کسها به رومبه هند و به چین و به آباد بوم
هوش مصنوعی: خسرو افرادی را به سرزمینهای دور همچون روم، هند، چین و مکانهای دیگر فرستاد تا پیامها و مأموریتهایش را اجرا کنند.
برفتند کاری گران سه هزارز هر کشوری آنک بد نامدار
هوش مصنوعی: از هر کشوری سه هزار نفر با نام و آوازهای بد به سفر رفتند و این کار بزرگی بود که انجام دادند.
از ایشان هر آن کس که استاد بودز خشت و ز گچ بر دلش یاد بود
هوش مصنوعی: هر کسی که در میان آنها استاد و خبره بود، حتی از مصالحی چون خشت و گچ هم چیزی یاد میگرفت و در دلش حک میکرد.
چو صد مرد بیرون شد از رومیانز ایران و اهواز وز هر میان
هوش مصنوعی: زمانی که صد مرد از شهرهای رومیان به سوی ایران و اهواز و دیگر مناطق بیرون آمدند.
از ایشان دلاور گزیدند سیاز آن سی دو رومی و دو پارسی
هوش مصنوعی: از میان آنها سی دلاور را انتخاب کردند که از این سی نفر، دو نفر رومی و دو نفر پارسی بودند.
بر خسرو آمد جهاندیده مردبر او کار و زخم بنا یاد کرد
هوش مصنوعی: مردی با تجربه و آگاه به دنیا، به خسرو نزدیک شد و او را به یاد کارها و زخمهایی که بر او رفته بود، انداخت.
گرانمایه رومی که بد هندسیبه گفتار بگذشت از پارسی
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی به یک شخصیت رومی اشاره میکند که با کلامی خوش و زیبا از زبان فارسی عبور کرده است، اما به گونهای که نشاندهنده ارزش و کمنظیری او باشد. به نوعی به تقابل فرهنگهای مختلف و تأثیر زبانهای گوناگون بر یکدیگر نیز اشاره دارد.
بدو گفت شاه این ز من در پذیرسخن هرچ گویم ز من یاد گیر
هوش مصنوعی: شاه به او گفت: این سخنان را از من بپذیر و هر آنچه میگویم، به خاطر بسپار.
یکی جای خواهم که فرزند منهمان تا دو صدسال پیوند من
هوش مصنوعی: من جایی میخواهم که فرزندم نیز همانند من، تا دوصد سال به این پیوند و ارتباط ادامه دهد.
نشیند بدو در نگردد خرابز باران و از برف و از آفتاب
هوش مصنوعی: هیچ چیز در کنار او خراب نمیشود، حتی با باران، برف یا آفتاب.
مهندس پذیرفت ایوان شاهبدو گفت من دارم این دستگاه
هوش مصنوعی: معمار قبول کرد که به درگاه شاه برود و به او گفت که من این سازه را دارم.
فرو برد بنیاد ده شاه رشهمان شاه رش پنج کرده برش
هوش مصنوعی: پایه و اساس این شاه را به زمین زدهاند، اما همان شاه، در برابر این چالش پنج برابر بر او غلبه کرده است.
ز سنگ و ز گچ بود بنیاد کارچنین باید آن کو دهد داد کار
هوش مصنوعی: این بیت به معناي آن است که ساختار و پایهی هر کاری از مصالح اولیهای همچون سنگ و گچ تشکیل شده، و بنابراین برای اینکه کار به درستی انجام شود، باید کسی که مسئولیت آن را دارد، عدالت و درستی را رعایت کند.
چو دیوار ایوانش آمد به جایبیامد به پیش جهانکدخدای
هوش مصنوعی: وقتی دیوار ایوانش جای خود را پیدا کرد، او به سوی جهانکدخدای رفت.
که گر شاه بیند یکی کاردانگذشته برو سال و بسیاردان
هوش مصنوعی: اگر پادشاه شخصی باهوش و کاردان را ببیند، او را به گذشته میفرستد تا از تجربه و دانشش بهرهمند شود.
فرستد تنی صد بدین بارگاهپسندیده با موبد نیکخواه
هوش مصنوعی: یک نفر با جسم نیکو و پسندیده به این کاخ میفرستد که با موبد خوبخواه ملاقات کند.
بدو داد زان گونه مردم که خواستبرفتند و دیدند دیوار راست
هوش مصنوعی: آن فرد به آن شکل به مردم گفت که بروند و آنها نیز دیوار را به درستی دیدند.
بریشم بیاورد تا انجمنبتابند باریک تابی رسن
هوش مصنوعی: با رشتههای نازکی که به هم بافته شدهاند، حالتی زیبا و جذاب ایجاد کن تا دیگران را به تماشا دعوت کند.
ز بالای آن تابداده رسنبه پیموده در پیش آن انجمن
هوش مصنوعی: از بالای آن، ریسمانی تابیده شده که در برابر آن جمع قرار دارد.
رسن سوی گنج شهنشاه بردابا مهر گنجور او را سپرد
هوش مصنوعی: یک طناب به سمت گنج پادشاه فرستاده شد و با محبت، گنج دار آن را به او سپرد.
وزان پس بیامد به ایوان شاهکه دیوار ایوان برآمد به ماه
هوش مصنوعی: سپس به ایوان شاه آمد و دید که دیوار ایوان به زیبایی و درخشش ماه بلکه بالاتر رفته است.
چو فرمان دهد خسرو زود یابنگیرم برین کار کردن شتاب
هوش مصنوعی: وقتی پادشاه فرمان بدهد، در این کار عجله نمیکنم و به سرعت عمل نمیکنم.
چهل روز تا کار بنشیندمز کاری گران شاه بگزیندم
هوش مصنوعی: چهل روز منتظر میمانم تا کارها به آرامش برسند و سپس از میان آنها، کار مهمی را انتخاب میکنم.
چو هنگامهٔ زخم ایوان بودبلندی ایوان چو کیوان بود
هوش مصنوعی: زمانی که ایوان زخمی و در حال آشفتگی است، ارتفاع و شکوه آن مانند کیوان (زحل) به چشم میآید.
بدان زخم خشمت نباید نمودمرا نیز رنجی نباید فزود
هوش مصنوعی: خشم و ناراحتی تو نباید بر من تاثیر بگذارد، و من هم نباید به درد و رنج تو افزوده شوم.
بدو گفت خسرو که چندین زمانچرا خواهی از من تو ای بدگمان
هوش مصنوعی: خسرو به او گفت: چرا اینقدر مدت طولانی به من بدگمان هستی؟
نباید که داری ازین دست بازبه آزرم بودن بیامد نیاز
هوش مصنوعی: نباید زودتر از آنچه که لازم است، به دیگران نیازمند و خجالتزده باشی.
بفرمود تا سی هزارش درمبدادند تا او نباشد دژم
هوش مصنوعی: فرمان دادند تا سی هزار درهم به او بدهند تا دیگر ناراحت و غمگین نشود.
بدانست کاریگر راستگویکه عیب آورد مرد دانا بهروی
هوش مصنوعی: کارگر راستگو میداند که عیبجویی، از سوی فرد دانا، بهمنزلهی انتقاد سازندهای است که باید به آن توجه کرد.
که گیرد بران زخم ایوان شتاباگر بشکند کم کند نان و آب
هوش مصنوعی: اگر کسی به زودی زخم ایوان را ترمیم کند، شاید به اندازه کافی نان و آب برای رفع نیازش نداشته باشد.
شب آمد بشد کارگر ناپدیدچنان شد کزان پس کس او را ندید
هوش مصنوعی: شب فرا رسید و کارگر ناپدید شد، به گونهای که بعد از آن هیچکس او را ندید.
چو بشنید خسرو که فرعان گریختبه گوینده بر خشم فرعان بریخت
هوش مصنوعی: وقتی خسرو متوجه شد که فرعان فرار کرده، بر گوینده خشمگین شد و خشمش را بر سر او ریخت.
چنین گفت کان را که دانش نبودچرا پیش ما در فزونی نمود
هوش مصنوعی: او گفت، اگر کسی دانش ندارد، چرا در پیش ما خود را برتر از دیگران نشان میدهد؟
بفرمود تا کار او بنگرندهمه رومیان را به زندان برند
هوش مصنوعی: فرمان داد تا بررسی کنند کار او را و همه رومیها را به زندان ببرند.
دگر گفت کاری گران آوریدگچ و خشت و سنگ گران آورید
هوش مصنوعی: او در ادامه گفت که باید مصالح سنگین و گرانبهایی مانند گچ، خشت و سنگ را بیاورید.
بجستند هرکس که دیوار دیدز بوم و بر شاه شد ناپدید
هوش مصنوعی: هر کسی که دیوار را دید، از سرزمین و خانهاش فاصله گرفت و ناپدید شد.
به بیچارگی دست ازان بازداشتهمی گوش و دل سوی اهواز داشت
هوش مصنوعی: او در اوج بیچارگی و سختی، از خواستههای خود صرفنظر کرد و تمام توجه و احساسش را به اهواز معطوف کرد.
کزان شهر کاری گر آید کسینماند چنان کار بی بر بسی
هوش مصنوعی: هرگاه از شهری کسی به کار و فعالیتی بپردازد، هیچکس در آن شهر نخواهد ماند که به آن کار بیتوجه باشد و بسیاری از افراد درگیر آن خواهند شد.
همیجست استاد آن تا سه سالندیدند کاریگری بیهمال
هوش مصنوعی: استاد بهدنبال کسی میگشت که در طول سه سال هیچ کارگری را بدون استاد و مربی نبیند.
بسی یاد کردند زان کارجویبه سال چهارم پدید آمد اوی
هوش مصنوعی: بسیاری به یاد آن تلاشگر افتادند که در سال چهارم او ظهور کرد.
یکی مرد بیدار با فرهیبه خسرو رسانید زو آگهی
هوش مصنوعی: یک مرد دانا و هشیار خبری را به پادشاه رساند.
هم آنگاه رومی بیامد چو گردبدو گفت شاهای گنهکار مرد
هوش مصنوعی: در آن لحظه که رومی به نزد او آمد، مانند گرد و غبار، به او گفت: «ای مرد گناهکار، شاه!».
بگو تا چه بود اندرین پوزشتچه گفتی که پیش آمد آمُرزشت
هوش مصنوعی: بگو که در این حال چه چیزی گفتی که باعث شد به یادگیری و آموختن تو بستگی پیدا کند.
چنین گفت رومی که گر شهریارفرستد مرا با یکی استوار
هوش مصنوعی: رومی گفت اگر پادشاه مرا بفرستد با یک فرد محکم و ثابت قدم، من آمادهام.
بگویم بدان کاردان پوزشمبه پوزش بجا آید افروزشم
هوش مصنوعی: به این شخص با تجربه بگویم که به خاطر اشتباهم از او عذرخواهی میکنم، زیرا این عذرخواهی در جای خود مناسب و شایسته است.
فرستاد و رفتند ز ایوان شاهگران مایه استاد با نیک خواه
هوش مصنوعی: فرستاده و همراهانش از قصر شاه که دارای ارزش و مقام بالا است، با استاد و نیکوکار رفتند.
همیبرد دانای رومی رسنهمان مرد را نیز با خویشتن
هوش مصنوعی: دانای رومی در حال بردن یک مرد است و او را با خود میبرد.
بپیمود بالای کار و برشکم آمد ز کار از رسن هفت رش
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فردی در تلاشهای خود به مرحلهای از پیشرفت و موفقیت رسیده اما به خاطر محدودیتهای موجود، نتوانسته به تمامی اهداف و آرزوهای خود برسد. تواناییهایش به اندازه کافی برای غلبه بر تمام موانع کافی نبوده است.
رسن باز بردند نزدیک شاهبگفت آنک با او بیامد به راه
هوش مصنوعی: تار و پود را به نزد شاه بردند و گفتند که این شخص نیز در مسیر با او آمده است.
چنین گفت رومی که ار زخم کاربرآوردَمی بر سر ای شهریار
هوش مصنوعی: رومی در اینجا میگوید که اگر کارها به خوبی پیش نرود و زخمهایی ایجاد شود، باید برای بیان این مشکلات یا نواقص، اقدام کرد و این موارد را به شهریار (رهبر یا فرمانروا) گزارش داد.
نه دیوار ماندی نه طاق ونه کارنه من ماندمی بر در شهریار
هوش مصنوعی: دیگر نه دیواری باقی مانده، نه سقفی، نه کاری برای انجام دادن. من نیز نمیتوانم انتظار بکشید و در کنار شهریار بمانم.
بدانست خسرو که او راست گفتکسی راستی را نیارد نهفت
هوش مصنوعی: خسرو فهمید که او حقیقت را گفته است، زیرا کسی نمیتواند حقیقت را پنهان کند.
رها کرد هر کو به زندان بدندبداندیش گر بیگزندان بدند
هوش مصنوعی: هر کسی که در زندان بدی باشد، باید از آن رها شود؛ زیرا کسی که با افکار منفی زندگی میکند، سزاوار رهایی است.
مر او را یکی بدره دینار دادبه زندانیان چیز بسیار داد
هوش مصنوعی: او به زندانیان مبلغی از دینار داد و چیزهای زیادی دیگر نیز بخشید.
بران کار شد روزگار درازبه کردار آن شاه را بد نیاز
هوش مصنوعی: زمان طولانی بر اقداماتی که انجام شد، به مانند وضعیت آن شاه بدبخت است.
چوشد هفت سال آمد ایوان بجایپسندیدهٔ خسرو پاکرای
هوش مصنوعی: پس از هفت سال، ایوان به جای دلخواه و مورد پسند شاه خوبنظر ساخته شد.
مر او را بسی آب داد و زمیندرم داد و دینار و کرد آفرین
هوش مصنوعی: او (خدا) به او زیاد آب داد و زمین و پول (دینار) به او بخشید و آفرین بر او گفت.
همیکرد هرکس به ایوان نگاهبه نوروز رفتی بدان جایگاه
هوش مصنوعی: هرکس به ایوان نگاه میکرد، متوجه میشد که در روز نوروز به آن مکان رفتهای.
کس اندر جهان زخم چونین ندیدنه از کاردانان پیشین شنید
هوش مصنوعی: هیچکس در جهان زخمی مانند این ندیده و نه از حکما و دانشمندان گذشته چیزی دربارهاش شنیده است.
یکی حلقه زرین بدی ریختهازان چرخ کار اندر آویخته
هوش مصنوعی: یک حلقهی طلا به زیبایی از آسمان پایین آمده و در کار دنیا آویخته شده است.
فروهشته زو سرخ زنجیر زربه هر مهرهای در نشانده گهر
هوش مصنوعی: نقرهای سرخ رنگ از زنجیری طلایی به دقت روی هر نگین قرار داده شده است.
چو رفتی شهنشاه بر تخت عاجبیاویختندی ز زنجیر تاج
هوش مصنوعی: زمانی که شاه بر جایگاه خود نشسته است، تاجی از زنجیر به او آویخته شده است.
به نوروز چون برنشستی به تختبه نزدیک او موبد نیک بخت
هوش مصنوعی: وقتی که در روز نوروز بر جایگاه سلطنت نشستی، به نزد تو موبدی خوششانس و نیکو خواهد آمد.
فروتر ز موبد مهان را بدیبزرگان و روزی دهان را بدی
هوش مصنوعی: بزرگتر از موبدان، بزرگان و نیکان در حق خودشان بدی را نمیپذیرند و روزیخواران هم از بدیها دوری میکنند.
به زیر مهان جای بازاریانبیاراستندی همه کاریان
هوش مصنوعی: زیر سایه مهان، بازار و محل فعالیت بازرگانان را بزک کرده و آراستهاند.
فرومایهتر جای درویش بودکجا خوردش از کوشش خویش بود
هوش مصنوعی: جای درویش در مکان فرومایگان است، جایی که او به دستاوردی از تلاش خود دست یافته باشد.
فروتر بریده بسی دست و پایبسی کشته افگنده در زیرجای
هوش مصنوعی: در زیر جایگاه، بسیاری از دست و پاها بریده شده و تلفات زیادی وجود دارد.
ز ایوان ازان پس خروش آمدیکز آوازها دل به جوش آمدی
هوش مصنوعی: پس از آنکه صدای دلنشینی از ایوان به گوش رسید، احساسی در دلها برانگیخته شد و شور و نشاطی در دلها ایجاد شد.
که ای زیردستان شاه جهانمباشید تیره دل و بدگمان
هوش مصنوعی: ای کسانی که در زیر سلطنت شاه جهان هستید، دلهایتان را تیره و بدگمان نکنید.
هر آنکس که او سوی بالا نگاهکند گردد اندیشه او تباه
هوش مصنوعی: هر کسی که به سوی آسمان نگاه کند و به افکار دور از واقعیت مشغول شود، ذهنش دچار نابسامانی و بینظمی میشود.
ز تخت کیان دورتر بنگریدهر آنکس که کهتر بود بشمرید
هوش مصنوعی: هر کسی که مقام و رتبهاش پایینتر است، باید از دور به تخت شاهی نگاه کند و به جای حسادت، بر قابلیتها و ویژگیهای خود تمرکز کند.
وزان پس تن کشتگان را به راهکزان بگذری کرد باید نگاه
هوش مصنوعی: سپس باید توجه کنی به اجساد کسانی که در این مسیر افتادهاند، چرا که از آنجا عبور خواهی کرد.
وزان پس گنهگار و گر بیگناهنماندی کسی نیز دربند شاه
هوش مصنوعی: اگر بعد از آن، نه گناهکاری باقی بماند و نه بیگناهی، هیچکس در بند سلطنت و قدرت نمیماند.
به ارزانیان جامهها داد نیزز دیبا و دینار و هرگونه چیز
هوش مصنوعی: او لباسها را با قیمت مناسب در اختیار مردم قرار داد، چه از پارچههای با ارزش و گرانبها و چه از زینتآلات و اشیای مختلف.
هرآنکس که درویش بودی به شهرکه او را نبودی ز نوروز بهر
هوش مصنوعی: هر کسی که درویش (فقر و تهیدستی) داشته باشد، در شهر نوروز را برای او معنا نخواهد داشت و او از آن بیبهره است.
به درگاه ایوانش بنشاندنددرمهای گنجی بر افشاندند
هوش مصنوعی: در جلوی ایوان او، سکههای گرانبهایی را پراکنده کردند.
پر از بیم بودی گنهکار از ویشده مردم خفته بیدار از وی
هوش مصنوعی: گنهکار از ترس عواقب کارش همیشه نگران بود و اکنون که به حقیقت رسیده، آنچه باعث خواب آلودگی مردم شده بود، حالا بیدارشان کرده است.
منادیگری دیگر اندر سرایبرفتی گه بازگشتن به جای
هوش مصنوعی: خبرنگاری دیگر به خانهات رفته و اکنون در حال بازگشت به مکان قبلیاش است.
که ای نامور پر هنر سرکشانز بیشی چه جویید چندین نشان
هوش مصنوعی: ای معروف و با talent، سرکشها از زیادتی (قدرت و توانایی) چه چیزی را میجویند که این همه نشانه و آثار (قدرت آنها) را به نمایش میگذارند؟
به کار اندر اندیشه باید نخستبدان تا شود ایمن و تن درست
هوش مصنوعی: برای اینکه در کارها درست عمل کنی و از مشکلات به دور باشی، ابتدا باید به آنچه که فکر میکنی توجه کنی و به آن سامان دهی.
سگالید هر کار و زان پس کنیددل مردم کم سخن مشکنید
هوش مصنوعی: اگر کارهایی انجام دهید که باعث ناراحتی دیگران شود، بعد از آن باید سعی کنید که در برخورد با آنها مهربان باشید و کمتر صحبت کنید تا دلشان نشکند.
بر انداخت باید پس آنگه بریدسخنهای داننده باید شنید
هوش مصنوعی: باید حرفهایی را که لازم نیست، کنار بگذاریم و سپس به سخنان افراد آگاه و دانا گوش کنیم.
ببینید تا از شما ریز کیستکه بر جان بدبخت باید گریست
هوش مصنوعی: نگاهی به اطراف بیندازید و ببینید که چه کسی در میان شما در رنج و سختی است؛ کسی که باید به خاطر او احساس درد و اندوه کرد.
هرآنکس که او راه دارد نگاهبخسپد برین گاه ایمن ز شاه
هوش مصنوعی: هر کسی که در راه رستگاری قدم بردارد و نیکوکار باشد، میتواند به این مکان امن و آرام روحی دست یابد و از ظلم و ستم شاه در امان باشد.
دگر هرک یازد به چیز کسانبود چشم ما سوی آنکس رسان
هوش مصنوعی: اگر کسی به چیزی یا موضوعی دیگر نگاه کند، چشم ما به سوی آن شخص معطوف میشود.