بخش ۷۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بزرگی و عظمت خسرو (شاید خسرو پرویز) اشاره دارد و او را بینظیر در جهان میداند. شاعر درباره داستانهای او میگوید و تأکید میکند که نباید مغرور و گستاخ بود، زیرا زندگی تنها یک گذرگاه است. همچنین از ثروت و قدرت خسرو میگوید و به گنجینههای او اشاره میکند که از سرزمینهای مختلف گردآوری شدهاند. شاعر بر این نکته تأکید میکند که همه چیز در دنیا گذراست و انسانها باید از خوبیها بگذرانند و در نهایت، تنها نیکوییها باقی میمانند و انسان باید از اعمال نیکو بذر بکارد تا در آینده به بهرهبرداری برسد.
کنون از بزرگی خسرو سخنبگویم کنم تازه روز کهن
هوش مصنوعی: حالا از عظمت و بزرگی پادشاه حرف میزنم و روز کهن را دوباره تازه و زنده میکنم.
بران سان بزرگی کس اندر جهانندارد بیاد از کهان و مهان
هوش مصنوعی: هیچ کس در دنیا به بزرگی و عظمت کسی نیست که از بزرگترین و سرشناسان گذشته یاد میکند.
هر آنکس که او دفتر شاه خواندز گیتیش دامن بباید فشاند
هوش مصنوعی: هر کسی که به خواستههای شاه توجه دارد و او را میستاید، باید از مشکلات و گرفتاریهای زندگی خود بکاهد و به نوعی از آنها دوری کند.
سزد گر بگویم یکی داستانکه باشد خردمند هم داستان
هوش مصنوعی: خوب است اگر داستانی بگویم که به درک و فهم عاقلانه نزدیک باشد و کسی را هم در این داستان شریک کنم.
مبادا که گستاخ باشی به دهرکه از پای زهرش فزونست زهر
هوش مصنوعی: مراقب باش که در برابر زمان و مشکلات آن جسور نباشی، زیرا زهر این دنیا از خود زهر نیز خطرناکتر است.
مساایچ با آز و با کینه دستز منزل مکن جایگاه نشست
هوش مصنوعی: با حسد و انتقام، به خانه من پا نگذار و در این مکان ننشین.
سرای سپنجست با راه و روتو گردی کهن دیگر آرند نو
هوش مصنوعی: خانهای که پر از تغییرات و دگرگونیهاست، تو با مسیر و روشهایی که داری، دچار تحولات تازهای خواهی شد.
یکی اندر آید دگر بگذردزمانی به منزل چمد گر چرد
هوش مصنوعی: یک نفر به خانهای وارد میشود و نفر دیگری پس از مدتی از آنجا میرود، همچنان که در زندگی، افراد مختلفی به ما نزدیک میشوند و سپس از ما دور میشوند.
چو برخیزد آواز طبل رحیلبه خاک اندر آید سر مور وپیل
هوش مصنوعی: زمانی که صدای طبل سفر بلند شود، در زمین، سر مور و فیل به هم میرسد.
ز پرویز چون داستانی شگفتز من بشنوی یاد باید گرفت
هوش مصنوعی: از داستان حیرتانگیزی که از پرویز میشنوی، باید درسی بگیری.
که چندی سزاواری دستگاهبزرگی و اورنگ و فر و سپاه
هوش مصنوعی: چند وقتی است که شایسته مقام و جایگاه والایی، همچون شاهی، قدرت و سربازان هستی.
کزان بیشتر نشنوی در جهاناگر چند پرسی ز دانا مهان
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است در جهان چیزهای زیادی نشنوی، ولی اگر از افرادی حکیم و با دانش بپرسی، حقیقتهای بیشتری را متوجه خواهی شد.
ز توران وز هند وز چین و رومز هرکشوری کان بد آباد بوم
هوش مصنوعی: از سرزمینهای توران، هند، چین و روم، از هر جایی که به این دیار آبادانی میآورد.
همی باژ بردند نزدیک شاهبه رخشنده روز و شبان سیاه
هوش مصنوعی: آنها مالیات را به نزد شاه آوردند، در روزهای روشن و شبهای تاریک.
غلام و پرستنده از هر دریز در و ز یاقوت و هر گوهری
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیبایی یا ارزشمندی توجه کند، به نوعی در بند آن زیبایی یا ارزش قرار میگیرد و به عنوان خدمتگزار یا پرستنده آن چیز به شمار میآید.
ز دینار و گنجش کرانه نبودچنو خسرو اندر زمانه نبود
هوش مصنوعی: پول و ثروت هیچ ارزشی ندارد، اگر چنین پادشاهی در زمانه وجود نداشته باشد.
ز شاهین وز باز و پران عقابز شیر و پلنگ و نهنگ اندر آب
هوش مصنوعی: پرندگان شکاری مانند شاهین، باز و عقاب، و همچنین جانورانی چون شیر، پلنگ و نهنگ در آب زندگی میکنند. این اشعار به قدرت و عظمت این موجودات اشاره دارد.
همه برگزیدند پیمان اویچو خورشید روشن بدی جان اوی
هوش مصنوعی: همه به طرز عجیبی به دوستی و پیمانی که او برقرار کرده بود، معتقد شدند؛ زیرا او مانند خورشید، روشنی و زندگی را به دلها میبخشید.
نخستین که بنهاد گنج عروسز چین و ز برطاس وز روم و روس
هوش مصنوعی: اولین کسی که جواهرات عروس را از چین، برطاس و سرزمینهای روم و روس گردآوری کرد، همین نکته است که نشاندهنده زیبایی و ارزش آنهاست.
دگر گنج پر در خوشاب بودکه بالاش یک تیر پرتاب بود
هوش مصنوعی: خزانهای دیگر در خوشاب وجود دارد که در آن، بالای خزانه یک تیر پرتاب شده است.
که خضرا نهادند نامش ردانهمان تازیان نامور بخردان
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که در زمانهای قدیم، به انسانهای خردمند و با دانش از میان تازیان، لقب «خضرا» داده شده است. این لقب نماد حکمت و دانش آنهاست.
دگر گنج باد آورش خواندندشمارش بکردند و در ماندند
هوش مصنوعی: دیگر گنجی که به دست آورده بودند را شمردند و متوجه شدند که در آن گرفتار ماندهاند.
دگر آنک نامش همیبشنویتو گویی همه دیبهٔ خسروی
هوش مصنوعی: زمانی که نام او را میشنوی، انگار که تمام زرق و برق و شکوه یک پادشاه را تجربه میکنی.
دگر نامور گنج افراسیابکه کس را نبودی به خشکی و آب
هوش مصنوعی: افرادی بودند که به نام و شهرت افراسیاب معروف شدند، و هیچکس نمیتوانست آنان را چه در خشکی و چه در آب بیابد.
دگر گنج کش خواندی سوختهکزان گنج بد کشور افروخته
هوش مصنوعی: دیگر گنجی نمانده که همگان آن را بایستند، چرا که آن گنجی که به فساد و تباهی انجامید، آتش کشور را به جان مردم انداخت.
دگر آنک بد شادورد بزرگکه گویند رامشگران سترگ
هوش مصنوعی: به دیگر سخن، شخص دیگری به نام "شادورد" وجود دارد که او را بزرگ و مهم میدانند و بر این باورند که او از هنرمندان برجسته و مشهوری است.
به زر سرخ گوهر برو بافتهبه زر اندرون رشتهها تافته
هوش مصنوعی: با رنگ سرخ و با جواهراتی که به دقت بافته شدهاند، رشتههایی درون آن دقت و ظرافت خاصی دارند.
ز رامشگران سرکش و باربدکه هرگز نگشتی به آواز بد
هوش مصنوعی: از موسیقیدانان ماهر و چیرهدست که هرگز به آواز زشت و ناپسند روی نیاوردهاند.
به مشکوی زرین ده و دوهزارکنیزک به کردار خرم بهار
هوش مصنوعی: به یک عطر خوشبو و زیبا، همچون بهار دلانگیز، دو هزار کنیزک را تقدیم کن.
دگر پیل بد دو هزار و دویستکه گفتی ازان بر زمین جای نیست
هوش مصنوعی: دیگر هیچ نشانی از آن دو هزار و دویست فیل که گفتی بر زمین وجود ندارد.
فغستان چینی و پیل و سپاهکه بر زین زرین بدی سال و ماه
هوش مصنوعی: صدای فغان و ناله از چینیها و فیلها و سپاه میآید که بر زینهای زرین نشستهاند و به یاد سالها و ماهها میشتابند.
دگر اسب جنگی ده و شش هزاردو صد بارگی کان نبد در شمار
هوش مصنوعی: دیگر اسبهای جنگی را آماده کن، چون تعداد آنها شش هزار و دویست و بار دیگر بیشتر نیست و در شمار نمیآید.
ده و دو هزار اشتر بارکشعماری کش وگام زن شست وشش
هوش مصنوعی: دوست عزیز، این بیت به شمار فراوان شتران بارکش اشاره دارد که در خدمت عماری هستند. آنها در حین بارکشی، به طرز مؤثری و با قدرت حرکت میکنند. این بیان نمادین به توانایی و استقامت این حیوانات در انجام کارهای سنگین میپردازد و به نوعی تلاش و سختکوشی در کار را میتوان از آن برداشت کرد.
که هرگز کس اندر جهان آن ندیدنه از پیر سر کاردانان شنید
هوش مصنوعی: هیچکس در جهان چیزی مانند این را ندیده و نه از افراد با تجربه و کاردان چیزی دربارهاش شنیده است.
چنویی به دست یکی پیشکارتبه شد تو تیمار و تنگی مدار
هوش مصنوعی: یک شخص به دست پیشکارش دچار مشکل و بدبختی شد، پس تو هم به خاطر این موضوع غمگین و نگران نباش.
تو بی رنجی از کارها برگزینچو خواهی که یابی بداد آفرین
هوش مصنوعی: هر جا که میخواهی، کارهای راحت را انتخاب کن؛ زیرا اگر میخواهی به پاداش و موفقیت برسی، باید از زحمتکشیدن دوری کنی.
که نیک و بد اندر جهان بگذردزمانه دم ما همیبشمرد
هوش مصنوعی: زمان در جهان به سرعت میگذرد و در این میان، خوب و بد هر دو به نوعی در حال ناپدید شدن هستند. ما نیز در این لحظهها شمرده میشویم.
اگر تخت یابی اگر تاج و گنجوگر چند پوینده باشی به رنج
هوش مصنوعی: اگر به بزرگی و ثروت و قدرت دست پیدا کنی، باز هم اگر در جستجوی چیزهای جدید باشی، باید با زحمت و تلاش ادامه دهی.
سرانجام جای تو خاکست و خشتجز از تخم نیکی نبایدت کشت
هوش مصنوعی: در نهایت، جای تو در زیر زمین و در خاک خواهد بود و به جز از نیکوکاری، چیزی نباید در دل بکاری.