بخش ۱۹
هوش مصنوعی: سالار توران با کینهای شدید به میدان نبرد آمده و گودرز را میبیند. او از گودرز میخواهد که به هیچ وجه به جنگ نروند، چون این جنگ به ضرر هر دو کشور است و باعث نابودی مردانشان میشود. سالار توران اعتقاد دارد که اگر جنگ ادامه یابد، دو کشور از این کینه تباه خواهند شد و هیچ یک از آنها به آرامش نخواهد رسید. او پیشنهادی مطرح میکند که خود و گودرز به تنهایی در میدان بجنگند و هر کدام که پیروز شد، سرنوشت دیگر لشکر را مشخص کند. گودرز با دقت به سخنان او گوش میدهد و احساس میکند که بدبختیها و کشتوکشتارهای اخیر ناشی از کینهجویی است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که بهتر است با سالار توران در میدان نبرد مواجه شوند و به جنگندهای با روحیه بالاتر تبدیل شوند.
پر از کینه سالار توران سپاهخروشان بیامد به آوردگاه
هوش مصنوعی: سالار توران با قلبی پر از کینه، لشکری پرتوان و قوی را به میدان نبرد آورده است.
چو گودرز کشوادگان را بدیدسخن گفت بسیار و پاسخ شنید
هوش مصنوعی: گودرز به افرادی که در حال کار بودند نگاه کرد و با آنها صحبت کرد، او بسیار گفت و به حرفهایشان گوش داد.
بدو گفت کای پر خرد پهلوانبه رنج اندرون چند پیچی روان
هوش مصنوعی: به او گفت: ای دلاور با خرد، چرا در این زحمت و سختی، چنین پریشان هستی؟
روان سیاووش را زان چه سودکه از شهر توران برآری تو دود
هوش مصنوعی: روان سیاوش را از درد و رنجی که در شهر توران احساس کرده، نمیتوانی نجات بدهی. حتی اگر تو بخواهی را به یاد او از آنجا دور کنی، چه سودی خواهد داشت؟
بدان گیتی او جای نیکان گزیدنگیری تو آرام کو آرمید
هوش مصنوعی: بدان که در این دنیا، او مکانی را برگزیده که در آن نیکان قرار دارند. تو هم اگر به آرامش و آسایش میخواهی، باید به دنبال جایی باشی که آنجا میتوان آسوده خاطر بود.
دو لشکر چنین پاک با یکدگرفگنده چو پیلان ز تن دور سر
هوش مصنوعی: دو طرف به شدت در حال نبرد هستند و مثل فیلها که با قدرت به یکدیگر برخورد میکنند، به هم حمله میکنند.
سپاه دو کشور همه شد تباهگه آمد که برداری این کینهگاه
هوش مصنوعی: بزودی سپاه دو کشور نابود خواهد شد، و زمان آن فرامیرسد که این کینه و دشمنی را برطرف کنیم.
جهان سر به سر پاک بیمرد گشتبر این کینه پیکار ما سرد گشت
هوش مصنوعی: به خاطر این دشمنی و مبارزهای که داریم، جهان به طور کلی از وجود مردان پاک و درستکار خالی شده و بر اثر این تنشها، همه چیز در حال آرامش و سردی است.
ور ایدونک هستی چنین کینهداراز آن کوهپایه سپاه اندرآر
هوش مصنوعی: اگر چنین کینهای در دل داری، پس باید از آن کوهپایه سپاهی را آماده کنی.
تو از لشکر خویش بیرون خراممگر خود برآیدت ز این کینه کام
هوش مصنوعی: از گروه خودت بیرون بیا و قدمی جلو بگذار، مگر اینکه از این کینه رهایی یابی.
به تنها من و تو بر این دشت کینبگردیم و کینآوران همچنین
هوش مصنوعی: بیایید با هم در این دشت بگردیم و به دنبال کسانی باشیم که باعث کینه و دشمنی شدهاند.
ز ما هرک او هست پیروزبخترسد خود به کام و نشیند به تخت
هوش مصنوعی: هر کسی که با ما مرتبط باشد و شایسته باشد، به موفقیت خواهد رسید و در موقعیت دلخواهش قرار خواهد گرفت.
اگر من به دست تو گردم تباهنجویند کینه ز توران سپاه
هوش مصنوعی: اگر من به دست تو نابود شوم، سپاه توران از من کینهای نمیورزند.
به پیش تو آیند و فرمان کنندبه پیمان روان را گروگان کنند
هوش مصنوعی: به نزد تو میآیند و از تو درخواست میکنند و جان را به عنوان ضمانت به گرو میسپارند.
وگر تو شوی کشته بر دست منکسی را نیازارم از انجمن
هوش مصنوعی: اگر تو به دست من کشته شوی، من هیچ کس را از جمع دوستان آزار نخواهم داد.
مرا با سپاه تو پیکار نیستبر ایشان ز من نیز تیمار نیست
هوش مصنوعی: من با لشکر تو دشمنی ندارم و در مورد آنها هم نگران نیستم.
چو گودرز گفتار پیران شنیداز اختر همی بخت وارونه دید
هوش مصنوعی: گودرز به سخنان بزرگترها توجه کرد و از سرنوشت خود احساس کرد که همهچیز به خوبی پیش نمیرود.
نخست آفرین کرد بر کردگاردگر یاد کرد از شه نامدار
هوش مصنوعی: در ابتدا به خالق جهان و آفریننده جهان سپاس گفت، سپس از پادشاه بزرگ و معروف یاد کرد.
به پیران چنین گفت کای نامورشنیدیم گفتار تو سر به سر
هوش مصنوعی: با دقت به حرفهای تو، ای بزرگوار و مشهور، گوش فرا دادیم و آن را به خوبی فهمیدیم.
ز خون سیاوش به افراسیابچه سودست از داد سر برمتاب
هوش مصنوعی: از خون سیاوش، چه نفعی برای افراسیاب وجود دارد؟ بر سر داد و انصاف نه باید تکیه کرد.
که چون گوسفندش ببرید سرپر از خون دل از درد خسته جگر
هوش مصنوعی: وقتی که سر گوسفندش را بریدند، دلش پر از درد و غم شد و از شدت این ناراحتی به شدت رنج کشید.
از آن پس برآورد ز ایران خروشز بس کشتن و غارت و جنگ و جوش
هوش مصنوعی: پس از آن، سرزمین ایران را از شدت کشتار، تاراج و جنگ، صدا و فریاد بلندی برمیآورد.
سیاوش به سوگند تو سر بدادتو دادی به خیره مر او را به باد
هوش مصنوعی: سیاوش به خاطر قسم تو جانش را فدای تو کرد و تو به خاطر نادانی و بیتوجهی او را در باد سپردی.
از آن پس که نزد تو فرزند منبیامد کشیدی سر از پند من
هوش مصنوعی: پس از آنکه فرزندم به نزد تو آمد، دیگر به سخنان من توجه نکردی.
شتابیدی و جنگ را ساختیبه کردار آتش همی تاختی
هوش مصنوعی: به سرعت آمدی و جنگی را به وجود آوردی، همچون آتش که پرخروش و تند است.
مرا حاجت از کردگار جهانبر این گونه بود آشکار و نهان
هوش مصنوعی: از خداوند جهان خواستهای دارم که هم در ظواهر و هم در باطن برایم روشن و مشخص است.
که روزی تو پیش من آیی بجنگکنون آمدی نیست جای درنگ
هوش مصنوعی: روزهایی خواهد آمد که تو به دیدار من خواهی آمد و حالا که اینجا هستی، وقت تامل و عقبنشینی نیست.
به پیران سر اکنون به آوردگاهبگردیم یک با دگر بیسپاه
هوش مصنوعی: بیایید هماکنون به میدان جنگ رفته و در کنار یکدیگر بدون وجود سپاه از تواناییهای خود بهرهبرداری کنیم.