غزل شمارهٔ ۴۵
هوش مصنوعی: این شعر، که از شاعری نامی است، حاوی احساسات عمیق عاشقانه و فلسفی است. شاعر در آن به عشق و زیبایی معشوق میپردازد و بیان میکند که علاقهاش به محبوب چقدر عمیق و پایدار است. او به تردیدهای خود در زندگی اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که در این دنیا هیچ چیز برای آرامش وجود ندارد. شاعر میگوید که اگرچه زمان به سرعت میگذرد و عمر محدود است، اما هنوز هم باید به جستجوی عشق و حقیقت ادامه داد. با وجود تمام مشکلات و چالشها، او احساس میکند که هوس و عشق هنوز هم زمان مناسبی برای دنبال کردن دارند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که همواره باید در جستجوی زیبایی و حقیقت بود، حتی اگر زمان به پایان برسد.
بیا که بی لب لعل تو، کار من، خام استز عکس روی تو، آتش فتاده در جام است
هوش مصنوعی: بیا که بدون لبان شیرین تو، زندگی من بیمعناست. از تصویری که از تو در ذهنم دارم، شعلهای در دل من روشن شده است.
مرا که چشم تو بخت است و بخت، در خواب استمرا که زلف تو، شام است و صبح، در شام است
هوش مصنوعی: چشمان تو برای من نشانهی خوشبختیاند، اما این خوشبختی در خواب به سر میبرد. زلفهای تو برای من مانند شب هستند، در حالی که صبح در همان شب به انتظار نشسته است.
دلم به مجلس عشقت، همیشه بر صدر استزبان به ذکر دهانت، مدام در کام است
هوش مصنوعی: دل من همیشه در اوج شوق و محبت توست و زبانم همواره در ذکر نام و صفات تو مشغول است.
طریق مصطبه، بر کعبه راجح است مراکه این به رغبت جان است و آن به الزام است
هوش مصنوعی: راهی که برای رسیدن به مصطبه انتخاب کردهام، برایم بر کعبه ارجحیت دارد، زیرا این انتخاب به خواست و میل قلبی من است، در حالی که آن نقطه به اجبار و الزام مشخص شده است.
درون صافی از اهل صلاح و زهد، مجویکه این نشانهٔ رندان دردیآشام، است
هوش مصنوعی: در میان کسانی که پارسا و زاهد هستند، به دنبال کسی نگرد که نشانههای رندان و دردکشیدهها را ندارد.
مکن ملامت رندان، دگر به بدنامیکه هرچه پیش تو ننگ است، نزد ما، نام است
هوش مصنوعی: به دیگران عیبجویی نکن، زیرا چیزی که برای تو زشت و ننگین به نظر میرسد، برای ما افتخار و نام نیک است.
دلا تو طایر قدسی، در این خرابه مگردکه نیست دانه و هرجا که میروی، دام است
هوش مصنوعی: ای دل، تو همچون پرندهای مقدس هستی، آیا در این ویرانه چیزی برای تغذیهات نیست؟ هر جا که بروی، تلهای در کمین است.
محل حادثه است این جهان، در او آراممکن که مَکمَنِ ضَغیم، نه جای آرام است
هوش مصنوعی: این جهان محل وقوع حوادث است و نمیتواند جای آرامش باشد؛ بنابراین نباید در آن آرامش طلبید، زیرا مکان کوچکی برای آرامش نیست.
اگر چه آخر روز است و راه منزل، دورهنوز اگر قدمی مینهی، به هنگام است
هوش مصنوعی: هرچند که روز به پایان رسیده و هنوز مسیر خانه طولانی است، اما اگر قدمی برداری، هنوز هم زمان مناسبی است.
برفت قافلهٔ عمر و میپزی، هوسی که رهروی و در این وقت، این هوس خام است
هوش مصنوعی: زندگی چون کاروانی در حال حرکت است و تو هنوز در آرزوی چیزی هستی. اما در این لحظه، آن آرزو همچنان خام و ناپخته باقی مانده است.
رسید شام اجل، بر در سرای امل ولی چه سود سلمان هنوز، بر بام است
هوش مصنوعی: زمان مرگ نزدیک شده و در این لحظه، هرچند آروزیی وجود دارد، اما فایدهای ندارد زیرا سلمان هنوز در اوج امید، در بالای بام منتظر است.