غزل شمارهٔ ۹۶
هوش مصنوعی: سخن در این شعر دربارهٔ زیبایی و عشق است. شاعر بیان میکند که کسی که زیبایی و جذابیت ندارد، در زندگی از خوشی بینصیب است. همچنین اشاره میکند به اینکه اگر کسی راه عشق را گم نکند، در میان عاشقان به احترام و نام شناخته میشود. شاعر از باد به عنوان پیغامی یاد میکند که بیپیام باقی میماند.
او در مورد زیبایی و قامت سرو صحبت میکند و میگوید که با دیدن آن، نیک اندامی را درک نمیکند. همچنین تصریح میکند که کسانی که به عشق وارد میشوند، اجتنابناپذیر در دام عشق هستند. در ادامه از زاهدی یاد میکند که او را از عشق باز داشته، اما دلش به شهوت و شور عشق بیخبر از موانع است.
در نهایت، شاعر ابراز میکند که گرچه عاشق لبی زیبا شده، اما اگر نمیداشت، باز هم عاشق میماند. این شعر به تقابل بین زیبایی ظاهری و عمق عشق و احساسات اشاره دارد.
هر که چون سروم، گل اندامی نداشت در جهان، از عیش خوش کامی نداشت
هوش مصنوعی: هر کس که مانند سرخس، زیبایی و جذابیت ظاهری نداشت، در این دنیا از لذتها و خوشیها بهرهمند نمیشد.
هر که در راهش، نشان را گم نکرد در میان عاشقان، نامی نداشت
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر عشق، هدفش را گم نکند، در میان عاشقان شناخته شده نیست.
گفت، پیشت میفرستم، باد را پیشم آمد، لیک، پیغامی نداشت
هوش مصنوعی: گفت که پیامهایی را برایت میفرستم، اما باد به پیش من آمد و خبری نداشت.
سرو خود را، با قدش میکرد راستچون بدیدم، نیک اندامی نداشت
هوش مصنوعی: سرو به خاطر قامتش همیشه راست میایستاد، اما وقتی او را دیدم متوجه شدم که زیبایی چندانی ندارد.
هر که سر، در پای منظوری بتاختراستی، نیکو سرانجامی نداشت
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر رسیدن به هدفی خاص، به روشهای نادرست و غیرمنصفانه متوسل شود، سرانجام خوبی نخواهد داشت.
دل به زلفت رفت، تا صیدست و دام هیچ صیدی این چنین دامی، نداشت
هوش مصنوعی: دل من به زلفهای تو گرفتار شده است، به طوری که چنان حالتی مانند شکارچی و دام برای قلب من ایجاد کردهای. هیچ صید یا شکارچیای هرگز چنین دام و تلهای نداشته است.
کرد زاهد منع من، نشنید دل پخته بود این دل، غم خامی نداشت
هوش مصنوعی: زاهد از من خواست که از چیزی پرهیز کنم، اما دل من به خوبی درک کرده بود و دیگر غم جوانی را احساس نمیکرد.
من لبت را، دل به رغبت دادهام ورنه، با سلمان لبت وامی نداشت
هوش مصنوعی: من به عشق و علاقهام به تو، جانی را به لبهایت دادهام؛ وگرنه هیچکس دیگری مانند سلمان نمیتوانست به لبهای تو نزدیک شود.