غزل شمارهٔ ۹۷
هوش مصنوعی: این شعر حاکی از غم و اندوه عمیق شاعر است. او از تیر غمزه محبوبش سخن میگوید که بر جانش تاثیر گذارده و احساساتش را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. شاعر در مورد گذر زمان و تاثیر باد و صبح بر زندگیاش فکر میکند و از درد و رنجی که بر او گذشته، به شدت متاثر است. او میگوید که در شب، آب دیدهاش همانند باران بوده و بلاهایی که بر او رفته، بسیار است. در نهایت، شاعر به خود و دردش اشاره کرده و میگوید که دیگر نیازی به دوا و درمان ندارد، زیرا کار از آن گذشته است و باید با درد خود بسازد.
تیر خدنگ غمزهات، از جان ما گذشت بر ما ز غمزه تو چه گویم، چهها گذشت
هوش مصنوعی: نگاه فریبندهات، جان مرا به شدت تحت تأثیر قرار داد. نمیدانم از شدت تأثیر نگاه تو چه بگویم، چه چیزهایی بر من گذشته است.
وقت صباح، بر سر شمع، از ممر باد نگذشت، آن چه بر سر ما از صبا گذشت
هوش مصنوعی: در صبح زود، در کنار شمع، نسیمی نگذشت، اما آنچه بر ما گذشت، به مراتب بیشتر از آن است که بر شمع گذشت.
در حیرتم که باد به زلف تو چون رسید فی الجمله چون رسید از آنجا چرا گذشت؟
هوش مصنوعی: در تعجبم که چطور باد به موهای تو رسید و بعد از آن، چرا از آنجا عبور کرد.
بر ما ز آب دیده شب، دوش تا به روز باران محنت آمد و سیل بلا گذشت
هوش مصنوعی: دیروز شب تا صبح، چشمان ما پر از اشک بود و بارانی از غم بر ما بارید، اما در نهایت طوفان مشکلات به پایان رسید و گذشت.
یارب چه رفت بر سر ما دوش، کآن صنم بیگانهوش، درآمد و بر آشنا گذشت
هوش مصنوعی: ای خدای من، چه بر سر ما گذشته است که آن معشوق زیبا و بیخبر از ما، از کنار ما عبور کرد و به سوی آشناهایش رفت.
چندان گریستیم که من بعد اگر کسی آید به سوی ما نتواند ز ما گذشت
هوش مصنوعی: ما آنقدر اشک ریختیم که اگر کسی بخواهد به ما نزدیک شود، نمیتواند از ما بگذرد.
سلمان دوای درد دل از کس طلب مکن با درد خود بساز که کار از دوا گذشت
هوش مصنوعی: مشکل و درد دل خود را از دیگران نخواهی پرسید؛ بهتر است با مشکلاتت کنار بیایی، چون دیگر امیدی به درمان آن نیست.