غزل شمارهٔ ۱۰۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و معنای عمیق آن است. شاعر بیان میکند که هر داستانی که درباره عشق نقل میشود، در واقع خلاصهای از حقیقت عشق است و باقی داستانها تنها احوال انسانها هستند. او به جهانی اشاره میکند که در آن عشق نه زوال دارد و نه پایان، و از طرفی اشاره میکند که فراق و شوق از حد گذشتهاند. شاعر از گذر زمان و پایان عمر سخن میگوید و میخواهد که محبوبش با نگاهی مهربان به او توجه کند. او همچنین از درد و غم ناشی از دوری صحبت میکند و در پایان، خود را بنده و محبوبش را پادشاه میداند و به چشم عنایت او امید دارد. این شعر عمق احساسات و پیچیدگیهای عشق را به تصویر میکشد.
هر آن حدیث که از عشق میکنند، روایت خلاصه سخن است آن و مابقی است، حکایت
هوش مصنوعی: هر سخنی که در مورد عشق گفته میشود، خلاصهای از اصل موضوع است و بقیهی آن تنها داستانهایی فرعی است.
جهان عشق ندانم چه عالمی است، که آنجا نه مهر راست زوال و نه شوق راست، نهایت
هوش مصنوعی: جهان عشق برای من جای عجیبی است، جایی که نه محبت واقعی به پایان میرسد و نه آرزوها و خواستههای حقیقی.
بیا بیا که همه چیز راست، حدی و ما را ز حد گذشت فراق و رسید شوق، به غایت
هوش مصنوعی: بیا، بیا که همه چیز به جایی رسیده است، مرزها شکسته و ما از دوری فراتر رفتهایم و به اوج شوق دست یافتهایم.
برفت کار ز دست و رسید عمر، به پایان بیا و مرحمتی کن، که هست وقت رعایت
هوش مصنوعی: زمان از دست رفت و عمر به انتها نزدیک شد، بیایید و لطفی کنید چون اکنون وقت مراقبت و رسیدگی است.
ولایت دل و چشمم سیاه شد، قدمی نه درین سواد ز مردم، بپرس حال ولایت
هوش مصنوعی: دل و چشم من در غم و اندوه گرفتار شدهاند، در این دنیای تیره و تار از مردم بپرسید که حال و وضعیت این غم چگونه است.
توام ز چشم فکندی و من فتاده چشمم ز چشم خود گله دارم، ندارم از تو شکایت
هوش مصنوعی: تو به من نگاهی انداختی و من به خاطر آن نگاه، چشمم افتاد. از خودم دلخورم، اما از تو شکایتی ندارم.
به رنگ روی همی دانم، آب چشم و برآنم که رنگ و روی تو در آب دیده، کرد سرایت
هوش مصنوعی: از رنگ چهرهات میدانم، آب چشمم را در این فکر دارم که رنگ و چهره تو در آب چشمم نمایان شده است.
بداد جان و بجان در نیافت، وصل تو سلمان که این معامله، موقوف دولت است و هدایت
هوش مصنوعی: جان خود را فدای تو کردم، اما به وصال تو دست نیافتم، ای سلمان. این معامله به لطف و هدایت خداوند وابسته است و بسته به مشیت اوست.
تو پادشاهی و ما را که بندهایم و رعیت ز حضرتت نظر همت است و چشم عنایت
هوش مصنوعی: تو پادشاهی و ما بندگانت هستیم. از لطف و توجه توست که به ما نظر میکنی و به ما نگاه میکنی.