غزل شمارهٔ ۱۳۲
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده از عشق و دلشکستگی و ناتوانیاش سخن میگوید. او میپرسد که چه کسی داستان او را به محبوبش میبرد و به او نالههایش را میرساند. همچنین از بیکسی و بار سنگین دل و جانش گله میکند و اشاره دارد که کسی نمیتواند به او کمک کند. در نهایت، او به نظر عنایت محبوبش امیدوار است که شاید راهی برای حل مشکلش پیدا شود.
کیست که قصهٔ مرا پیش نگار من برد؟باد به گوش او مگر ناله زار من برد
هوش مصنوعی: کیست که داستان من را به معشوقم برساند؟ شاید تنها باد، صدای اندوه من را به او برساند.
نامه نوشتهام بسی نیست کبوتری چرا؟کو بر من بیاید و نامه به یار من برد
هوش مصنوعی: من نامهای نوشتهام، اما چرا کبوتری نیست که آن را بردارد و به محبوب من برساند؟
بار دل و بلای جان، من به کدام تن کشم؟لاشه ناتوان از آن نیست که بار من برد
هوش مصنوعی: بار سنگین دل و رنج جان بر دوش کدام بدن آویزان کنم؟ این جسد ضعیف و ناتوان توان تحمل بار من را ندارد.
کار زدست شد کسی چاره من نمیبردهم نظر عنایتش چاره کار من برد
هوش مصنوعی: کسی در شرایطی نابسامان قرار دارد و نمیتواند برای حل مشکلاتش کاری انجام دهد، ولی به لطف نگاه مهربان و عنایت یک فرد دیگر، در نهایت همه چیز به خوبی پیش میرود.