غزل شمارهٔ ۱۵۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و آرزوهای عاشقانه است. شاعر بیان میکند که جز خیال معشوق، هیچ فکر دیگری در سر ندارد و این خیال او از هر چیزی در دنیا بهتر است. او به زیباییهای معشوق و حلاوت عشق اشاره میکند و میگوید که در کوی عشق، خطر همیشه وجود دارد، اما این خطر همواره محبوب است.
شاعر همچنین به دردها و رنجهای ناشی از عشق اشاره میکند و میگوید که با وجود اینکه آه و غم او اثرگذار است، اما وقتی کسی به احساسات او توجه نمیکند، این اثر بیفایده است. در نهایت، شاعر به خلوت عاشقانه اشاره میکند که در آن غیر از دیدن معشوق، هیچ چیز دیگری وجود ندارد و عشق را به خطر و دردهای پروانگی تشبیه میکند.
ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشددر هیچ سر خیالی، زین خوبتر نباشد
هوش مصنوعی: ما تنها به فکر تو هستیم و در هیچ خیال دیگری چیزی بهتر از این نمیتوانیم تصور کنیم.
کی شبروان کویت آرند ره به سویتعکسی ز شمع رویت، تا راهبر نباشد
هوش مصنوعی: کسانی که در شب در راه تو حرکت میکنند، چه زمانی میتوانند به سمت تو بیایند وقتی که تصویر صورت زیبای تو مانند شمعی در نور باشد، چرا که بدون راهنما و هدایت، نمیتوانند درست مسیر را پیدا کنند.
ما با خیال رویت، منزل در آب دیدهکردیم تا کسی را، بر ما گذر نباشد
هوش مصنوعی: ما با فکر و تصور چهرهات، خانهای در اشکهایمان ساختیم تا کسی به ما نزدیک نشود.
هرگز بدین طراوت، سرو و چمن نرویدهرگز بدین حلاوت، قند و شکر نباشد
هوش مصنوعی: هرگز چنین طراوتی که در سرو و چمن دیده میشود، به وجود نخواهد آمد. همچنین هیچگاه به این اندازه شیرینی که در قند و شکر احساس میشود، وجود نخواهد داشت.
در کوی عشق باشد، جان را خطر اگر چهجایی که عشق باشد، جان را خطر نباشد
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، جان انسان در خطر است، حتی اگر در مکانی که عشق وجود دارد، جان به خطر نیفتد.
گر با تو بر سر و زر، دارد کسی نزاعیمن ترک سر بگویم، تا دردسر نباشد
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر مال و ثروت با تو دعوا کند، من از این موضوع صرف نظر میکنم تا به مشکل نخوریم.
دانم که آه ما را، باشد بسی اثرهالیکن چه سود وقتی، کز ما اثر نباشد
هوش مصنوعی: میدانم که آه ما تأثیر زیادی دارد، اما چه فایده وقتی که از ما اثری نمانده است؟
در خلوتی که عاشق، بیند جمال جانانباید که در میانه، غیر از نظر نباشد
هوش مصنوعی: در لحظهای که عاشق به زیبایی محبوبش نگاه میکند، نباید چیزی جز نگاه کردن در میانه وجود داشته باشد.
چشمت به غمزه هر دم، خون هزار عاشقریزد چنانکه قطعاً کس را خبر نباشد
هوش مصنوعی: چشم تو با هر نگاهی، دل هزار عاشق را به خون میآورد، به گونهای که هیچکس از این وضعیت باخبر نیست.
از چشم خود ندارد، سلمان طمع که چشمشآبی زند بر آتش، کان بیجگر نباشد
هوش مصنوعی: سلمان انتظار ندارد که چشمانش بر آتش بیفتد؛ زیرا این کار از کسی که جگر ندارد، بر نمیآید.