غزل شمارهٔ ۱۸۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق و زیبایی معشوق میپردازد. او از حالتی جذاب و خیرهکننده چشمان معشوق صحبت میکند که او را به شوق و وجد میآورد. شاعر به تأثیر چشم معشوق بر عقل و آرامش خود اشاره میکند و میگوید که عشقش او را به دیوانگی کشانده است. همچنین، او نسبت به وفای معشوق و جفاهای احتمالیاش ابراز نگرانی میکند. شاعر اشک و حسرت خود را به تصویر میکشد و میگوید که حتی با وجود درد دل، رازهایش را نمیتواند با دیگران در میان بگذارد، چرا که مانند بادی در حال افشا کردن رازهایش است. در انتها، او بیان میکند که معشوقش با زیبایی و جذابیت خود، دلها را مجذوب میکند.
هر شبی سودای چشمش بر سرم غوغا کندغمزهاش صد فتنه در هر گوشهای پیدا کند
هوش مصنوعی: هر شبی، یاد چشمان او در ذهنم غوغا به پا میکند و ناز او هر گوشهای از دل را پر از آشوب و فتنه مینماید.
از می سودای چشمت خوش برآید جان منسر خوش است امشب خمار مستیش فردا کند
هوش مصنوعی: چشمان تو مانند شراب مرا خوشحال کرده است و روح من امشب به خاطر مستی تو شاداب است، اما فردا این حال خوش به زودی به سر خواهد آمد.
پایه من بر سر بازار سودایش شدستچون بدین مایه کسی با چون تویی سودا کند
هوش مصنوعی: من سهم من از عشق و محبت در این بازار پر رونق، به خاطر تو و ویژگیهای خاصی که داری، تغییر یافته است. در این فضا، کسی با شخصیتی چون تو به معامله نمیپردازد.
رخت عقلم میبرد چشمت چه میآید ز عقلمیدهد تشویش من بگذار تا یغما کند
هوش مصنوعی: چشم تو عقل مرا میرباید و من نمیدانم که این چه تأثیری بر عقل من دارد. اجازه بده تا این حالت مرا به خود بکشاند و چیزی از من بگیرد.
در چمن گر ناز سروت را ببیند سرونازاز خجالت سر عجب باشد که بر بالا کند
هوش مصنوعی: اگر در باغ براین سروی زیبایی تو بیفتد او از شرم به قد خود نمیتواند بیفزاید و به خاطر تحیر از زیباییات، سرش را بالا بلند نمیکند.
در ره عشق تو من سر مینهم بر جای پایعشق اگر کاری کند فیالجمله پا بر جا کند
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، من خود را فدای قدمهای عشق میکنم و اگر او بخواهد، بهطور کلی میتواند مرا ثابت نگه دارد.
گر کند میل وفایی باشدش با دیگرانور جفایش در دل آید آن جفا بر ما کند
هوش مصنوعی: اگر کسی به عهد و وفای خود با دیگران تمایل داشته باشد، وقتی که به او خیانت شود، این خیانت در دل او مینشیند و او آن را متوجه ما هم میکند.
رفت هر جا اشک ما چندانکه ما را برد آبچند خود را در میان مردمان رسوا کند
هوش مصنوعی: هر جا که اشکهای ما رفته است، به همان اندازه ما را غرق در اندوه کرده و خود به خود در میان مردم باعث رسوایی ما میشود.
همدمم باد است و راز دل نمیگویم به بادباد غماز است و میترسم حکایت وا کند
هوش مصنوعی: رفیق و همدلم فقط باد است و من هیچ رازی از دل خود را با او در میان نمیگذارم، زیرا باد میتواند رازها را فاش کند و من از این میترسم که داستانهای دل مرا بگوید.
ابرویت پیوسته میگردد به هرجا تا کجاهمچو سلمان عارفی را واله و شیدا کند
هوش مصنوعی: ابرویت همیشه در حال حرکت است، و به هر جایی که میرسد، عارفی مثل سلمان را مجذوب و دیوانه میکند.