غزل شمارهٔ ۲۰۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با دیگری گفتوگو میکند و از او میپرسد که چرا در زندگیاش اشتباهاتی رخ داده است. شخص پاسخ میدهد که همه چیز تحت تقدیر و سرنوشت بوده و نمیتوان بیش از این کاری کرد. او تأکید میکند که هر چیزی در زندگیاش مقدر شده و حتی مشکلاتش به خاطر بخت بدش بوده است. شاعر همچنین از او درباره عمر کوتاهش سوال میکند و او میگوید که این نیز بخشی از سرنوشتش بوده و شاید مصلحتی در آن وجود داشته است. مجموعاً کلام بر این است که انسان نمیتواند بر سرنوشت خود تسلط داشته باشد.
گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بودگفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود
هوش مصنوعی: گفتم که اشتباه کردی و باید بیشتر مراقب می بودی، او پاسخ داد که چه کار میتوان کرد وقتی سرنوشت اینگونه رقم خورده است.
گفتم که بسی خط خطا بر تو کشیدندگفتا همه آن بود که بر لوح جبین بود
هوش مصنوعی: گفتم که اشتباهات زیادی در مورد تو کردهاند، او پاسخ داد که همه اینها مقدر شده و در سرنوشت تو نوشته شده بود.
گفتم که چرا مهر تو را ماه بگردید؟گفتا که فلک بر من بد مهر به کین بود
هوش مصنوعی: گفتم چرا عشق تو مانند ماه در حال تغییر است؟ او پاسخ داد که ستارهها نسبت به من با کینه رفتار کردهاند.
گفتم که قرین بدت افکند بدین روزگفتا که مرا بخت بد خویش قرین بود
هوش مصنوعی: به او گفتم که بدی تو را به این روز انداخته، اما او پاسخ داد که بدبختیاش از آن خودش است و همیشه همراه او بوده است.
گفتم که بسی جام تعب خوردی ازین پیشگفتا که شفا در قدح باز پسین بود
هوش مصنوعی: به او گفتم که قبلاً بارها از تلخیهای زندگی نوشیدی، اما او پاسخ داد که درمان و آرامش در آخرین جرعهای است که باید بنوشی.
گفتم که تو ای عمر مرا زود برفتیگفتا که فلانی چه کنم عمر همین بود؟
هوش مصنوعی: گفتم که ای عمر چرا به سرعت گذشتی، او در پاسخ گفت: من چه کاری میتوانم انجام دهم، عمر همین طور است و همین قدر میگذرد.
گفتم که نه وقت سفرت بود چو رفتیگفتا که مگر مصلحت وقت درین بود
هوش مصنوعی: به او گفتم که الان زمان مناسبی برای رفتن نیست، اما او در پاسخ گفت که شاید در این رفتن حکمتی وجود داشته باشد.