غزل شمارهٔ ۲۰۶
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای معشوق و احساسات عاشقانه میپردازد. شاعر معشوق را به ماه و سرو تشبیه کرده و زیبایی او را ستایش میکند. او به فال نیک و روزهای خوب اشاره میکند و از اثر دلربایی معشوق بر روی خود میگوید. همچنین به بوی خوش گل و عشقش به معشوق اشاره میکند و نظرش را بر این میگذارد که بهتر است رقبای محبت را بیاهمیت بشمارند. شاعر در نهایت با یادآوری لذتهای عشق، ارتباط عمیقی را میان خود و معشوق برقرار کرده است.
ماهی ار ماه فلک را از کمان ابرو بودسروی ار سرو سهی را عنبرین گیسو بود
هوش مصنوعی: اگر ماه فلک مانند کمان ابرو باشد، و اگر آن سروی که همچون سرو سهی است، گیسویی معطر به عطر عنبر داشته باشد، زیبایی و جذابیت آنها بسیار بیشتر خواهد شد.
ما که هر روزی به ماه طلعتت گیریم فالروز و ماه ما مبارک، فال ما نیکو بود
هوش مصنوعی: ما که هر روز به زیبایی تو نگاه میکنیم، برای روز و ماه خود با تو فال میزنیم و این فال برای ما خوش یمن است.
ز آفتاب روی خوبت، دیده من خیره گشتخیره گردد دیده جایی کافتاب از رو بود
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهات، چشمان من به شدت حیرتزده شدند و حالا چشمانم دیگر نمیتوانند از جایی نگاه کنند که در آن، تو همچون آفتابی درخشانی.
سرو قدت راست جابر جویبار چشم و دلحبذا باغی که سروش این چنین دلجو بود
هوش مصنوعی: قد زیبای تو مانند سرو راست است و چشمانت مانند جویبار دلربا است. چه خوب است باغی که در آن، سرودی دلنشین مثل این سروش وجود داشته باشد!
بس که دم خوردم به بویت، گر نمایم حال دلغنچه آسا در دلم خون بسته تو بر تو بود
هوش مصنوعی: چقدر از بوی تو نوشیدهام که اگر حال دلم را مانند غنچهای نشان دهم، باید بگویم که قلبم به خاطر تو آکنده از غم است.
ما به سودای سر زلف تو چون گردیم خاکباد گردی کآورد زان خاک عنبر بو بود
هوش مصنوعی: ما برای جذابیت و زیبایی موی تو، همچون خاکی خواهیم شد که بادی آن را پراکنده کند و از این خاک بویی خوش و عطرینی به وجود میآید.
زحمت سلطان مده بسیار و بگذار ای رقیب!تا ندیم مجلس گل بلبل خوش گو بود
هوش مصنوعی: زیاد برای سلطان زحمت نکش و رقیب! بگذار تا در مجلس گل، بلبل خوشزبان سخن بگوید.