غزل شمارهٔ ۳۳۷
هوش مصنوعی: شعر به زیبایی احساسات عاشقانه و دلتنگی را به تصویر میکشد. شاعر از دلدادگی، شیدایی و اشتیاقش به معشوق سخن میگوید. او به توصیف ویژگیهای معشوق پرداخته و از قرارگیری دلش در کنار او و اثرات محبتش بر روی خود میگوید. این دلتنگی و وابستگی به معشوق به گونهای است که هر ذرهای از معشوق برای او معنای خاصی دارد و او را در میان مردم رسوا میکند. همچنین، شاعر به کیفیت زیبایی معشوق اشاره میکند و بیان میکند که دلش برای او همیشه در آرزوی وصال و در حسرت دیدار اوست.
سرو سهی که کارش بالا بود همیشهپیش تو دست بر هم بر پا بود همیشه
هوش مصنوعی: سرو بلند و زیبا که همیشه سربلند و با محبت بود، همیشه در حضور تو با احترام ایستاده و آماده خدمت بود.
از تنگی دهانت یک ذره گفته باشدهر ذره کو به وصفت گویا بود همیشه
هوش مصنوعی: اگر دهان تو از تنگی بسته باشد، حتی یک ذره هم نمیتواند دربارهات بگوید؛ چون هر ذرهای که درباره تو صحبت کند، باید همیشه شایسته و گویا باشد.
تا شاهد جمالت مستور باشد از مناشکم میان مردم رسوا بود همیشه
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی تو از من پنهان باشد، اشک هایم در میان مردم همیشه رسوا خواهد بود.
دل در هوای زلف مجنون رود مسلسلجان از خیال رویت شیدا بود همیشه
هوش مصنوعی: دل در آرزوی زلف مجنون میتپد و جان از فکر چهرهات همیشه سرشار از شوق و اشتیاق است.
جای دل است کویت ز آنجا مران به جورشبگذار تا دل من بر جا بود همیشه
هوش مصنوعی: جای دل و احساس من در کوی توست، پس مرا از آنجا دور نکن. بگذار که دل من همیشه در آن جا بماند.
انوار عکس رویت در دیه و دل منچون می در آبگینه پیدا بود همیشه
هوش مصنوعی: نورهای صورتت در دهان و دل من مانند می در آب شفاف همیشه قابل مشاهده است.
هرلحظه چشمهایت بر هم زنند مجلسآری میان مستان اینها بود همیشه
هوش مصنوعی: هر لحظه که چشمانت را میبندی، دوباره به جشن و شادمانی برمیگردی، زیرا این حالت خوشحالی و سرخوشی همیشه در میان مستان وجود داشته است.
آباد چون بماند آن دل که در سوادشاز ترک تاز چشمت یغما بود همیشه؟
هوش مصنوعی: آیا ممکن است دل آباد بماند اگر همیشه در آن، اثر نگاه تو وجود داشته باشد و شادی آن را برباید؟
آن دل که در دو عالم خواهد که با تو باشدباید که از دو عالم تنها بود همیشه
هوش مصنوعی: دل کسی که میخواهد در این دنیا و آن دنیا همیشه با تو باشد، باید از تمام این دنیا و آن دنیا جدا و تنها باشد.
آنکس که از دو زلفت مویی خرد به جانیزان حلقه حاصل او سودا بود همیشه
هوش مصنوعی: آن کسی که از دو زلف تو حتی یک مو را به عنوان جانش دریافت کرده است، همیشه با خیال تو دچار جنون شده است.
تا در کنارم آید یک روز چون تو دریاز خون کنار سلمان دریا بود همیشه
هوش مصنوعی: تا روزی کنارم بیایی، مانند دریایی از خون که همیشه در کنار سلمان جاری بود.