قطعه شمارهٔ ۴۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنج خود میگوید و به پادشاهی که به نظرش صبوح و دولتمند است، تأکید میکند. او به مدت پنج روز از ظلم و بیاعتنایی دیگران به فریادهایش سخن میگوید و احساس تنهایی و بیکسی خود را بیان میکند. شاعر اشاره میکند که با وجود بدرفتاری و دشنامهایی که از پادشاه دریافت کرده، امیدوار است که بخت نیک وی به او کمک کند و از چشم بد دور باشد. در نهایت، به بیان لطفهای پادشاهی که فرشتهنهاد است، میپردازد و از مشکلاتی که با او دارد، رنج میبرد.
پادشاها صبوح دولت تو متصل با صباح محشر باد
هوش مصنوعی: ای پادشاه! نوشیدن می تو را به خوشی و خوشبختی در روز قیامت پیوند بزند.
بنده امروز پنج روز گذشت که برین برهمی زنم فریاد
هوش مصنوعی: امروز پنج روز است که من در این وضعیت سردرگم فریاد میزنم و نمیدانم چه باید بکنم.
نه کسی میرسد به فریادم نه یکی میکند ز حالم یاد
هوش مصنوعی: نه کسی به داد من میرسد و نه هیچکس به یاد من است و حالتم را به خاطر میآورد.
چه دهم شرح لطفهای کچل آن نکو سیرت فرشته نهاد
هوش مصنوعی: چه بگویم از محبتها و زیباییهای آن فرد خوبسیرت که مانند فرشتههاست و در عین حال، کچل است؟
سر من از جفای او کل شد که به موییم از و نگشاد
هوش مصنوعی: سر من از آسیبرسانی او به تنگ آمده است، زیرا او حتی یک مو را هم از من باز نکرده است.
بستد از بنده راه خود صد بار یک یک راه راه بنده نداد
هوش مصنوعی: به او صد بار گفتم که راه خود را از من جدا کند، اما هر بار نتوانستم راهی برای خودم پیدا کنم.
کرد بیداد و داد دشنامم دادای پادشاه عادل داد
هوش مصنوعی: بیدادگری کرد و به من ناسزا گفت، ولی من نزد پادشاه عادل از او شکایت کردم.
بخت نیکت به منتهای امید برساناد و چشم بدمرساد
هوش مصنوعی: خوشبختی و شانس خوبت به اوج آرزوهایت خواهد رسید و هیچ چیز بدی به تو آسیب نخواهد زد.