تناجی
سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۰۵

آنکه از کبر، یک وجب می‌دیداز سر خویش تا به افسر هور
وانکه می‌گفت شیر معرکه‌امدولت شاه ساخت او را کور
قوت الظهر پشت او شکستقره‌العین کرد چشمش کور
تا بدانی که با سعادت و بختبرنیاید کسی به مردی و زور