قطعه شمارهٔ ۱۰۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و مشکلات آن اشاره میکند. او از عشق به معشوقی میگوید که چهرهای زرد و چشمانی اشکبار دارد. شاعر میپرسد چرا عاشق بدون دلیل و علت رنج میکشد و هر شب بیمار است. او به عادت عاشق اشاره میکند که تا زمانی که در عشق رنج میکشد، آرامش نمییابد. در نهایت، شاعر میگوید که عاشق با سرکشی و شورش در عشق بازی میکند، در حالی که این رفتار برای او مناسب نیست.
عاشثی شمعا از آن رو چون منت چهرهای زردست و چشم اشک پاش
هوش مصنوعی: عاشق شمع است به دلایلی، چون که چهرهاش زرد و چشمانش پر از اشک است.
ورنهای عاشق چرا بی علتی هر شبی بیماری و صاحب فراش
هوش مصنوعی: عاشق، اگر دلیلی ندارد، چرا هر شب دردی را تحمل میکند و به رنج میافتد؟
عادتی داری که هر شب تا به تیغ سر نبرندت نیابی انتعاش
هوش مصنوعی: تو عادت کردهای که هر شب باید تا به جای خطرناکی نروی و آسیب نبینی، احساس زندگی و سرزندگی پیدا کنی.
سرکشی در عشقبازی میکنی رو که بر عاشق حرام است این معاش
هوش مصنوعی: در عشقورزی، تو به نوعی لجبازی میکنی که این رفتار بر عاشق حرام است و باید از آن پرهیز کند.