قطعه شمارهٔ ۱۰۹
هوش مصنوعی: شاعر از غم و ناراحتی زیاد صحبت میکند و احساس میکند که قلبش در اندوه بسته شده است. او به حضر حبی، که فرزند یک مرد ناپسند است، اشاره میکند و میگوید که هر جایی که بنشیند، فکرش به سمت او و مشکلاتی که به وجود آورده معطوف میشود.
خورده بودم غصه بسیار و طبعم بسته بود داد حبی مسلهم فرزند مردود حبش
هوش مصنوعی: من به خاطر مشکلات و غمهای زیاد که داشتم، بسیار ناراحت و ناامید بودم. اما در این لحظه، حبی، فرزند مردی که به او عشق ورزیده نمیشد، به من کمک کرد.
تا به هر مجلس که بنشینم روانی میرویم بر سر و بر سبلت و بر ریش مردود حبش
هوش مصنوعی: در هر مجلسی که حاضر میشوم، احساسی عمیق و دلنشین به من دست میدهد که بر روی سر و موها و ریش شخصی با ویژگیهای خاص تاثیر میگذارد.