قطعه شمارهٔ ۱۲۸
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش خداوند پرداخته و بیان میکند که شاعر با هر نفسی که میکشد، یاد و ذکر خدا را در دل دارد. او تلاش میکند تا از عمق وجودش، جواهراتی از مدح و ستایش برای خداوند بیرون آورد. با این حال، او از درد پا رنج میبرد و نمیتواند به درگاه خداوند بهدرستی حاضر شود و از این بابت از خداوند عذرخواهی میکند. شاعر به کمالات و وسعت ملک خداوند اشاره کرده و در مقایسه با بزرگان تاریخ مانند جمشید و فریدون میگوید که هر چه بگوید، نقصها را آنگونه که شایسته است نمیتواند بیان کند.
ای خداوندی که از دریای خاطر دم به دم در ثنایت عقدهای در مکنون آورم
هوش مصنوعی: ای پروردگاری که هر لحظه از عمق دل برای ثنایت و ستایش تو نکات پنهان را به زبان میآورم.
هر زمان بهر عروس مدحت از کان ضمیر قطهای چون قطعه یاقوت بیرون آورم
هوش مصنوعی: هر بار که برای عروسم باید سخنی بگویم، از عمق فکر و احساساتم جواهری همچون یاقوت بیرون میآورم.
از کمال فسحت ملک تو چون رانم سخن نقصها در ملک جمشید و فریدون آورم
هوش مصنوعی: از شگفتی و بزرگی سلطنت تو، اگر بخواهم صحبت کنم، عیبها و کمبودها در Empire جمشید و فریدون را مطرح میکنم.
خسروا نگذاشت درد پا که بهر دستبوس روی چون دولت به درگاه همایون آورم
هوش مصنوعی: درد پا اجازه نداد که به خاطر بزرگداشت و احترام، با دستانی خالی در برابر شما حاضر شوم.
گر نیاوردم به درگه درد سر معذور دار من که درد پای دارم درد سر چون آورم
هوش مصنوعی: اگر نتوانستم به درگاه تو بیایم و مشکلاتی ایجاد کردم، مرا عذر بگذار. من خودم در درد پایم هستم و نمیتوانم به درد سر فکر کنم.