تناجی
سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۱۱۲

عمری ز پی کام دل و راحت تن گشتیم و ندیدیم جز از رنج و محن
درد آمد و گفت از بن دندان با من:راحت طلبی به کام، دندان بر کن