بخش ۸۴ - قطعه
هوش مصنوعی: در این شعر، بزم و شادیها و خوشیهای شاه جمشید ترسیم میشود. او در مجلس با پرتوی نور و سرور و باده مینوشد و خوشی را تجربه میکند. حوران و روحانیان برای او جشن میگیرند و در این بزم، زندگی با شادی و موسیقی گره خورده است. جمشید از باده مینوشد و در میانه جشن و شادی، به یاد دوست و حشر و نشربودن خود غرق در شادی میشود. اما این خوشیها بر اثر مستی و افراط در مصرف مشروبات به چالشی تبدیل میشود و در نهایت جمشید به عذرخواهی از دیگران و بازگشت به خود میپردازد. در آخر، امید و آرزو برای آیندهای بهتر در دلها پررنگ میشود و دوستان و یاران به او دلداری میدهند.
بزمی که از نوای نوالش به بزم خلدروحانیان نواله برند از برای حور
هوش مصنوعی: مجلس شادی که از آهنگ خوش نوالش، میوههای بهشتی به روحانیان هدیه کند، برای حوریهاست.
بزمی که ماندهاند هم از یاد مجلسشحوران بزم روضه فردوس در قصور
هوش مصنوعی: در مهمانیای که فرشتگان زیبای بهشت از آن یاد نمیکنند، شادی و سرور مختص آنجا کاملاً فراموش شده است.
بود از فروغ باده و عکس صفای جامسقف فلک ز زورق خور پر ز موج نور
هوش مصنوعی: به خاطر نور و درخشش شراب و زیبایی جام، سقف آسمان مانند یک قایق خورشید پر از موجهای نور است.