تناجی
سلمان ساوجی

بخش ۱۱۱ - پند

گلستان گیتی به خاری نیرزدخُمستان گردون خُماری نیرزد
مکش بار دل بهر برگی چو غنچهکه صد ساله برگت به باری نیرزد
نسیما مبر برگ گل را به غارتکزآن بلبلی صد هزاری نیرزد
همه کار ملک سلیمان بر منبه آواز یک مور باری نیرزد
مشو با صبا همنفس کان تنعمبه آمد شد خاکساری نیرزد
همه گرم و سردی که در خوان گیتی استبه درد دل و انتظاری نیرزد