شمارهٔ ۲۵ - مست از شراب (دستگاه همایون)
هوش مصنوعی: این شعر درباره حس عشق و دلتنگی صحبت میکند. شاعر از معشوقش میخواهد که به محفل او بیاید و به شادی و لذت بپردازند. او از نبودن معشوق در کنارش رنج میکشد و عشق و آرزویش را ابراز میکند. اشک و غم ناشی از جدایی از معشوق، احساس عمیق او را بیان میکند. در نهایت، شاعر از معشوق به عنوان تنها منبع آرامش و امید در زندگیاش یاد میکند.
مست از شراب نوشینجانا بیا و بنشین
هوش مصنوعی: عشق بازی کن، بیا و بیپروا کنار ما بنشین.
یک شب به محفل منای شادی دل من
هوش مصنوعی: یک شب به دور همی من بیای و خوشحالی من را افزایش بده.
دور از لب خندان تومیگریم از هجران تو
هوش مصنوعی: از لب خندان تو دور هستم و به خاطر بینصیب بودن از حضورت، گریه میکنم.
اشک غم و دامان مندست من و دامان تو
هوش مصنوعی: اشکهای غم در دامان من است و دامن تو در دست من قرار دارد.
در آتشم، وای، وایچه میکشم وای، وای
هوش مصنوعی: در آتش سوزان هستم و از درد و رنجی که میبرم، بسیار نالانم.
روشنگر ویرانه ام کو؟شمعم ولی پروانه ام کو
هوش مصنوعی: من روشنیبخش این ویرانهام، اما پروانهای که دور شمع بچرخد، کجاست؟
در سینه سوزد دل بی قرارمصبری که خواهی ندارم، ندارم
هوش مصنوعی: دل ناآرام من در درونم میسوزد و من هیچگونه صبری که به آن احتیاج دارم، ندارم.
در صبح امید ما، تویی توافسونگر دلها، تویی تو
هوش مصنوعی: در صبحی که مملو از امید است، تو همان کسی هستی که دلها را میربایی و جذبهات همهجا را پر کرده است.
عشق من و آرام جانمتنها تویی تنها تویی تو
هوش مصنوعی: عشق و آرامش من فقط تو هستی، و هیچ کس دیگری نیست.
دور از لب خندان تومیگریم از هجران تو
هوش مصنوعی: دور از لبخند زیبا و خندان تو، به خاطر دوریات با دلتنگی اشک میریزم.
اشک غم و دامان مندست من و دامان تو
هوش مصنوعی: من در اندوه خود اشک میریزم و تو در کنار من هستی.