شمارهٔ ۲۶ - شور
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از وفای عشق و درد فراق سخن میگوید. او از معشوقش شکایت میکند که در سختیها و رنجها او را تنها گذاشته و به یادش نیست. شاعر از حسرت و غم خود میگوید و از بیوفایی معشوق که به دیگران محبت میکند و او را در آتش عشق میسوزاند. همچنین، شاعر به زیبایی و ارزش خاک ایران اشاره میکند و از عشق و ارادت خود به میهن سخن میگوید. در پایان، او به امید و نوید بهاری جدید و زندگی تازه اشاره میکند و آرزو میکند که سرزمینش همیشه پاینده بماند.
وفا با تو ای مه روا نبود، که سنگین دلان را وفا نبودتا با تو بودم شادم نکردی، رفتم ز کویت یادم نکردی
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا، وفا و وفاداری با تو نبود. سنگدلانی که در زندگی هستند، از وفا بر کنارند. حتی زمانی که در کنار تو بودم، شادی و خوشحالی نصیبم نشد و حالا که از کوی تو رفتهام، حتی یادم هم نکردی.
چه شود اگر نگاهی، فکنی به خاک راهیکشتی من دلداده را، بر خاک و خون افتاده را، دیگر چه خواهی
هوش مصنوعی: اگر نگاهی به من بیندازی، چه اتفاقی میافتد؟ کشتی عاشقانهام که به خاک و خون افتاده، دیگر چه چیزی میخواهی؟
تو که یار دیگرانی، غم و درد من چه دانی، بردی دل حسرت کشمافکندهای در آتشم، دیگر چه خواهی
هوش مصنوعی: تو که با دیگران هستی و به فکر من نیستی، چگونه میتوانی غم و درد من را درک کنی؟ دل مرا ناامید کردهای و در آتش حسرت رها کردهای، پس دیگر چه چیزی از تو میخواهم؟
بغیر از محبت گناهی ندارم بجز اشک لرزان گواهی ندارمیا با اسیران وفا نداری یا چشم لطفی بما نداری
هوش مصنوعی: من تنها گناهی که دارم محبت است و جز اشکهایی که نشاندهنده حالم هستند، چیز دیگری برای اثبات ندارم. یا تو با کسانی که اسیر عشقند وفا نکردهای، یا اینکه نگاهی لطفآمیز به ما نداری.
کشتی من دلداده را بر خاک و خون افتاده را، دیگر چه خواهیبی رخت به شام غم ندیده ام جلوه صبح شادی
هوش مصنوعی: کشتی من که اشتیاق و عشق را در دل دارد، بر زمین و خون سقوط کرده است. دیگر از تو چه میخواهم که با وجود فقدان تو، در شام غمی که ندیدهام، جلوهای از سپیدهدم شادی را تجربه نکردهام.
حاصلی از این چمن نچیده ام جز گل نامرادیای غافل از افسرده جانان، نامهربان با مهربانان
هوش مصنوعی: از این باغ چیزی جز یک گل ناامید برداشت نکردهام، ای کسی که از دل غمگین و افسرده بیخبر هستی، نامهربان به کسانی که با مهربانی رفتار میکنند.
تا با تو بودم شادم نکردی، رفتم ز کویت یادم نکردیکشتی من دلداده را، بر خاک و خون افتاده را، دیگر چه خواهی، دیگر چه خواهی
هوش مصنوعی: وقتی که با تو بودم مرا شاد نکردی و حالا که از تو دور شدهام، حتی به یادم نیستی. عشق من را به نابودی کشاندی و شاهد غم و درد من بودی. حالا، از تو دیگر چه انتظاری میتوانم داشته باشم؟
تو ای پرگهر خاک ایران زمینکه والاتری از سپهر برین
هوش مصنوعی: ای گوهر همیشه درخشان، ای خاک ایران که از آسمان هم برتر و باارزشتری.
هنر زنده از پرتو نام تستجهان سرخوش از جرعه جام تست
هوش مصنوعی: هنر واقعی از نور نام تو سرچشمه میگیرد و دنیا خوشحال است از طریق نوشیدنی که از تو میگیرد.
بر و بوم این ملک پاینده باد
هوش مصنوعی: این سرزمین همیشه و برای همیشه برقرار و پایدار بماند.
بمان خرم ای خاک مینو سرشتکه در چشم ما خوشتری از بهشت
هوش مصنوعی: ای خاکی که بهشت تو را نازل کرده، بمان سرزنده و شاداب، چرا که در نظر ما تو زیباییات از بهشت هم بیشتر است.
ترا از دل و جان پرستنده ایمروان را به مهر تو آکنده ایم
هوش مصنوعی: ما با تمام وجود تو را میپرستیم و روحمان پر از عشق به تو شده است.
بر و بوم این ملک پاینده باد
هوش مصنوعی: امیدوارم سرزمین و سرنوشت این کشور همیشه پایدار و ماندگار باشد.
مخور غم که آمد بهار امیدز شام سیه زاد صبح سپید
هوش مصنوعی: نگران نباش، چرا که بهار امید فرا رسیده است و پس از شبهای تار، صبح روشنی ظاهر شده است.
به تدبیر سر حلقه راستانشده ملک جم غیرت باستان
هوش مصنوعی: با تدبیر و راهنمایی، سرپرست و فرمانده گروههای راستین، مثل ملک جم، به اصالت و غیرت قدیم در آمده است.
بر و بوم این ملک پاینده باد
هوش مصنوعی: امیدوارم این دیار همیشه برقرار و پایدار بماند.