تناجی
رهی معیری

مستی و مستوری

از خون دل چو غنچهٔ گل پاک‌دامنانمستانه می کشیده و مستور بوده‌اند
گر ماه من ز مهر بود دور، دور نیستتا بوده مهر و ماه ز هم دور بوده‌اند