قطعهٔ ۳۴ - پشیمانی
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر ابراز میکند که عاشق شخصی شده و دلش را به او داده است. او زیباییهای دیگران را دیده اما تنها این یک نفر را انتخاب کرده است. با وجود جفاهای آن شخص، شاعر از او شکایت نکرده و حتی خطاهایش را نادیده گرفته است. هرچند که این عشق درد و رنجی را به دنبال داشته، او به عشق خود ادامه داده است. اما در پایان، شاعر حسرت میخورد که ای کاش هیچوقت او را نمیدید و عهدی که شکسته است، وجود نداشت.
دل تو را دادم چو دیدم روی توکز همه خوبان پسندیدم تو را
هوش مصنوعی: من قلبم را به تو تقدیم کردم، زیرا وقتی چهرهات را دیدم، متوجه شدم که از همه زیباییها، تو را بیشتر دوست دارم.
دلفریبان جهان را یک به یکدیدم و از جمله بگزیدم تو را
هوش مصنوعی: من در این دنیا افرادی را که دلها را میفریبند، یکی یکی دیدم و از میان همه آنها، تو را انتخاب کردم.
گر جفا راندی نکردم شکوهایور خطا کردی نپرسیدم تو را
هوش مصنوعی: اگر به من آسیب رساندی، من شکایتی نکردم و اگر اشتباهی از تو سر زد، من از تو چیزی نپرسیدم.
خون من خوردی و بخشودم گنهجان طلب کردی و بخشیدم تو را
هوش مصنوعی: من از تو دلخور بودم که خونم را نوشیدی، اما به خاطر تو خطایت را بخشیدم. تو جانم را خواستی و من هم تو را بخشیدم.
رفتی و آخر شکستی عهد خویشکاش از اول نمیدیدم تو را
هوش مصنوعی: تو رفتی و پیمانات را شکستی، کاش از همان اول تو را نمیدیدم.