بخش ۱۷۹ - کرم کتابی
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به گفتگویی بین پروانه و کرم کتابی اشاره میکند. پروانه به کرم میگوید که حکمت زندگی را نمیتوان در کتابها یافت و این نکته تنها در تجربههای زندگی قابل درک است. احساس زندگی، تپش و انرژی آن، به مراتب از اطلاعات کتابی زندهتر و واقعیتر است. گوینده همچنین ابراز میکند که هنوز درک واقعی از زندگی ندارد و به روشنی حس میکند که از نور و آفتاب محروم مانده است.
شنیدم شبی در کتب خانهٔ منبه پروانه می گفت کرم کتابی
هوش مصنوعی: روزی در کتابخانهام شنیدم که پروانه به کرم کتابی میگفت.
به اوراق سینا نشیمن گرفتمبسی دیدم از نسخهٔ فاریابی
هوش مصنوعی: در صفحات کتاب سینا نشستهام و بسیار دیدم از نسخههایی که فاریابی نوشته است.
نفهمیده ام حکمت زندگی راهمان تیره روزم ز بی آفتابی
هوش مصنوعی: من هنوز نتوانستهام راز زندگی را درک کنم، چرا که روزهایم مانند روزهای سخت و تاریکی است که از نبود آفتاب رنج میبرم.
نکو گفت پروانهٔ نیم سوزیکه این نکته را در کتابی نیابی
هوش مصنوعی: پروانهای که در حال سوختن است به زیبایی میگوید که این نکته خاص را در هیچ کتابی پیدا نخواهی کرد.
تپش می کند زنده تر زندگی راتپش می دهد بال و پر زندگی را
هوش مصنوعی: زندگی با تپش خود، بیشتر از همیشه احساس میشود و به آن شتاب و حرکت میبخشد. این تپش همچون بال و پر، به زندگی انرژی و جنب و جوش میدهد.