تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۲۱۴ - عشق

آن حرف دلفروز که راز هست و راز نیستمن فاش گویمت که شنید از کجا شنید
دزدید ز آسمان و به گل گفت شبنمشبلبل ز گل شنید و ز بلبل صبا شنید