تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۲۷۱ - پتوفی

نفسی درین گلستان ز عروس گل سرودیبدلی غمی فزودی ز دلی غمی ربودی
تو بخون خویش بستی کف لاله را نگاریتو به آه صبحگاهی دل غنچه را گشودی
به نوای خود گم استی سخن تو مرقد توبه زمین نه باز رفتی که تو از زمین نبودی